تبليغاتX
بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه

حتي اگر در آغاز راه براي پيشبرد برنامه خود هستيد، براي موفق شدن در گردشگري فرهنگي هميشه چهار مرحله مقدماتي ائتلاف ملي محافظت از آثار تاريخي را رعايت كنيد:

گام اول: تشخيص و ارزيابي توانايي
گام دوم: طرح و برنامه ريزي
گام سوم: آماده شدن براي بازديدكنندگان، محافظت و ساماندهي منابع طبيعي، تاريخي و فرهنگي
گام چهارم: ايجاد بازار هدف


تشخيص و ارزيابي توانايي
اولين گام، ارزيابي توانايي منطقه براي گردشگري فرهنگي است. توانا‌يي و داشته‌ها را بايد در پنج زمينه زير ارزيابي كرد:

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در سی و یکم فروردین 1387 |
 

         سه دریاچه زیبا در استان تهران برای گذراندن تعطیلات آخر هفته

 

 

درياچه تار:

 اين درياچه روي محور چين دار ميان دو رشته كوه قره داغ در شمال و كوه زرين در جنوب واقع شده است. آب آن در حدود 2500 متر از سطح درياهاي آزاد جهان بالاتر است و از رودخانه هايي تامين مي شود كه از جهت شمال جريان مي يابند. درياچه لوزي شكل تار منطقه ساحلي كوچكي در امتداد جنوبي خود دارد. اين شكل منطقه داراي آب و هواي كوهستاني است كه در تابستان هواي نسبتاً خنك آن با بادهاي مداوم و شديد در گذرگاه ها همراه است. درياچه تار براي تفريحات آبي همانند شنا و قايق راني مناسب است.

 

درياچه سد امير كبير ( كرج ):

 درياچه سد امير كبير، در كيلومتر 23 جاده كرج- چالوس در تنگه واريان است. وسعت درياچه 4000 هكتار و در مسير رودخانه كرج تشكيل شده است. در اين درياچه، فعاليت هاي ورزشي و تفريحي مانند قايقراني، ماهي گيري، اسكي روي آب، شنا و پرواز باكايت انجام مي شود.

 

درياچه سد لتيان:

اين درياچه با وسعتي در حدود 330 هكتار در 25 كيلومتري شمال شرقي تهران روي جاجرود ايجاد شده است. در اين درياچه انواع ماهي ها نيز پرورش داده مي شود. ايستگاه هاي قايق راني و اسكي روي آب درياچه زير نظر نيروي هوايي و شهرداري انجام مي شود.

نوشته شده توسط الهام حسینی در بیست و هشتم فروردین 1387 |
Pond Algae
نوشته شده توسط الهام حسینی در بیست و ششم فروردین 1387 |

تنها از سال 1935 ميلادي است که بر طبق تقاضاي دولت وقت، نام سرزميني که ما در آن زندگي مي کنيم به "ايران" تغيير اسم داده است.در واقع واژه "ايران" به جاي واژه پرس (به لهجه فرانسوي)، پرشيا (به لهجه انگليسي) و ... که همگي از "پرسيس" يوناني گرفته شده اند، آمده است.ايران در يک کلام يعني سرزمين آريايي‌ها. واژه ايران به ايراني باستان  aryanam ،به فارسي باستان ariya، به اوستايي  airya و به فارسي ميانه  eranتلفظ مي‌شود.واژه ERAN ترکيبي ازER  و پسوندAN  است و به معناي "منسوب به قوم "ER" است. بنابراين اران و با تلفظي که ما امروزه مي‌گوئيم، ايران، يعني محلي منسوب به نژاد "اير" يا محل آريائيان.از طرفي به گفته بعضي از محققين "اير" در لغت به معني فروتن و آزاده است و جمع آن، ايران به معني فروتنان و آزادگان است.در اوستا هم ايران نام سرزميني است که مردمي شريف، نجيب، نژاده و اصيل در آن زندگي مي‌کنند. اوستا در بخش ونديداد از جايي به نام "ايرانويج" نام مي‌برد که مرکز اصلي ايراني‌ها است.ايرانويج تغيير يافته واژه "ائيرينه وئجه" است. در سانسکريت واژه بيجه به معني تخم است و از اين رو خاورشناسان "ائيرينه وئجه" را به معني "سرزمين تخمه و نژاد آريائي" گرفته‌اند. در واقع نام سرزميني است که ايرانيان نخست به آن جا رفتند و از آن جا تدريجا پيش رفتند و سراسر ايران زمين را گرفتند و بعدها همه ممالکي که در تصرف آنان بود، ايران ناميده شد.در اوستا وقتي درباره ايرانويج سخن مي رود، صحبت از جايي است بسيار سرد و شايد به خاطر همين سرماست که ايراني ها کوچ کرده‌اند. در ونديداد آمده: "نخستين جا و سرزمين نيکويي که من، اهورامزدا آفريدم، ايرانويج بود که از رود "ونگوهي دائيتي" آبياري مي شود." و در متون پهلوي آمده که "ونگوهي دائيتي" همان "وهرود" است و در جاي ديگر آمده که وهرود، رود جيحون (اکسوس) است.نام ايرانويج در اوستا و کتب پهلوي بارها ذکر شده و دانشمندان احتمال مي دهند که مکان آن اطراف خوارزم و جيحون باشد.در زمان ساسانيان سرزمين ايران به نام ايرانشهر (  eran-star) و ايراني به نام ايرانشهري ( eransatrik ) معروف بودند.اما آن چه که به نام فلات ايران مي شناسيم، منطقه وسيع و بلندتر از مکان هاي پست اطراف است که در آسياي جنوب غربي شامل قفقاز، ترکستان و افغانستان و ايران کنوني بود و قبل از مهاجرت آريائيان به اين سرزمين، اقوامي از نژادهاي مختلف در آن مي زيستند و منطقه اي که امروز ايران نام دارد جزو قسمتي از بخش غربي و تا حدي جنوبي آن و در حدود 63% تمام آن است.

تنظیم کننده : آرش نورآقایی

منابع: 

- لغت نامه دهخدا، علي اکبر دهخدا

- روزگاران، دکتر عبدالحسين زرين کوب، انتشارات سخن

- دانشنامه مزديسنا، دکتر جهانگير ارشيدري، نشر مرکز

- ايران باستان، م. موله، ترجمه ژاله آموزگار، انتشارات توس

- ايرانويج، دکتر بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران

- زندگي و مهاجرت آريائيان، فريدون جنيدي، نشر بلخ

نوشته شده توسط الهام حسینی در بیستم فروردین 1387 |

انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

و ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در یکم فروردین 1387 |