آرامگاه نادرشاه بنایی است که به یادبود نادرشاه افشاردر شهر مشهد ساخته شدهاست.
قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ خورشیدی) در محل یکی از مقابر ویران شده نادری آرامگاه جدیدی برای وی ساخت و استخوان های او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. این بنای جدید که در محل فعلی آرامگاه وی قرار داشت مدتی بر پا بود تا این که انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۳۵ خورشیدی درصدد بر آمد آرامگاهی مناسبِ شأن نادرشاه برای وی در همان محل مقبره ساخته قوامالسلطنه احداث نماید. این کار از سال ۱۳۳۶ شروع شد و در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید.مقبره کنونی نادرشاه واقع در ضلع شمال غربی چهارراه شهدا (نادری سابق) که پس از آرامگاه علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان مهمترین موضع توریستی ـ تاریخی شهر مشهد تلقی می شود، در باغی به مساحت ۱۴۴۰۰ متر مربع ساخته شدهاست. مقبره شامل سکویی دوازده پلهای، محل گور، پوششی خیمه مانند بر روی قبر، سکویی مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پی او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار برای موزهاست.
طراح بنا مهندس سیحون بود و مجسمهها را هنرمند فقید ابوالحسن صدیقی ساختهاست. مصالح مقبره عمدةً از سنگ های خشن و سخت گرانیت کوهسنگی مشهد است.بعضی از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده تا تداعی کننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره کاملاً به مانند چادر عشایری است، که نادر در آن زاده و هم کشته شدهاست. پوشش دیوارهای داخلی مقبره نیز از سنگ های مرمر اُخرایی رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعی نماید.
از موقوفات کرامند نادری که از تصرف وقف خارج شده بود روستای دهشک در مجاور شهر تابران توس احیا شده و در اختیار موقوفه نادری قرار گرفته است که احتمالاً به زودی از محل در آمد آن به بخشی از نیّات واقف بر سر قبر وی عمل خواهد شد.
باغ و موزه آرامگاه
ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار به گزارش میراث خبر در تاریخ ۱۲ فرودین ماه سال ۱۳۴۲ با حضور پهلوی دوم به همت انجمن آثار ملی در باغ نادری بازگشایی شد. نادر شاه افشار فاتح دهلی در هنگام حیات خود دستور به ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام ضا از خشت و گل ساخته شد. موزه نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه افشار در ۲ تالار به منظور معرفی آثار تاریخی این دوره شکل گرفتهاست. این بنا به همت انجمن آثار ملی در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط مهندس هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شدهاست.
تندیس نادر شاه سوار بر اسب به همراه تنی چند از سربازانش بر فراز یک حجم سنگی مرتفع توسط مجسمه ساز شهیر ایرانی زنده یاد استاد« ابوالحسن صدیقی» ساخته شدهاست. تالار شماره ۱: این تالار به انواع سلاحهای دوره افشاریه، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنههای جنگ، وسایل سوار کاری مانند زین و برگ اسب از دوره افشاریه تا قاجاریه، چند نسخه خطی از جمله تاریخ جهانگشای نادری و دو شمشیر متعلق به نادراختصاص دارد که روی یکی کلمه«السلطان نادر» حک شده و روی دیگراین بیت شعر طلاکوب شدهاست: شاه شاهان نادر صاحب قران هست سلطان بر سلاطین جهان این شمشیر در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ هجری در روز تاجگذاری نادر از طرف ملت ایران به وی هدیه شدهاست. تالار شماره ۲: این تالار در سال ۱۳۷۳ به مجموعه اضافه شد و در آن انواع سکه، ظروف و دیگر اشیای اهدای از دوره صفویه تا معاصر به نمایش در آمدهاست. همچنین در گوشه شمالی آرامگاه نادر آرامگاه محمد تقی خان پسیان سردار خراسان قرار دارد.
|
روز های سه شنبه مبارک نیست و اينجا همان کشور 72 ملت يا هندوستان است. در هند کافي است به اطراف خود خوب نگاه کني و البته به اتفاقاتي که هر روز براي دانشجويان خارجي يا توريست ها به خاطر آشنا نبودن با اين باورها مي افتد توجه داشته باشي. آن وقت خواهي ديد که زندگي لحظه به لحظه با خرافات تا چه حد سخت و دشوار است. اولين چيزي که در هند توجه آدم را جلب مي کند ليموترش ها و فلفل هاي سبز و قرمزي است که با يک نخ به هم متصل شده اند و براي دورکردن ارواح بد و نيروهاي منفي از خانه يا محل کسب بر سردر ورودي آويزان اند. غير از اين آويزان بودن کفش يا دمپايي بر پشت ماشين، ريکشا (دوچرخه هاي اتاقدار مسافرکش)، اتو ريکشا (موتورهاي اتاق دار مسافرکش) و حتي وسايل نقليه عمومي مثل اتوبوس ها و تاکسي ها هم ممکن است کنجکاوي تان را برانگيزد. اين کفش برگرفته از يک اسطوره مذهبي هندو است براي سلامت بودن در راه و سفر. اين کفش نمادي است از کفش هاي «رام» که تناسخ ويشنو- آفريننده زمين- است. شايد اگر کسي براي اولين بار به هند برود و از قضا در محيطي بزرگ شده باشد که با غذاهاي گياهي آشنايي نداشته باشد محيط و حتي فهرست غذاهاي هندي برايش عجيب باشد. زيرا گوشت گاو و گوسفند چيزي است که شما هرگز اثري از آن نخواهيد ديد و فقط در بعضي از رستوران هاي بزرگ که محل تردد دائمي توريست ها هستند ممکن است چنين اشتباهي بشود و تازه آن هم بازارش زياد داغ نيست. انگار اصلاً خودت هم در هند ترجيح مي دهي که گوشت گاو و گوسفند نخوري زيرا در اين سرزمين گاو موجودي مقدس است که فوايد زيادي براي انسان دارد و غير از آن روي زمين هاي کشاورزي کار مي کند، شير و لبنيات مي دهد و در کشوري که پايه هاي اصلي آن روي کشاورزي است کشتن گاو گناهي بزرگ محسوب مي شود. حالا خرافات يا غيرخرافات حتي در رستوران هاي زنجيره يي هم چيزي به نام همبرگر وجود ندارد و بايد به همان مرغ راضي بود. البته بايد اضافه کرد غير از اين در بعضي از شهرهاي مذهبي مثل بنارس و ريشي کش اصلاً چيزي به نام قصابي هم وجود ندارد و حتي فرآورده يي مثل تخم مرغ هم پيدا نمي شود، زيرا اهالي شهر همگي گياه خوار و بسيار مذهبي هستند و گوشت خواري را کاري شوم و نامبارک مي دانند. کشتن هر موجود زنده يي در هند گناه بزرگي محسوب مي شود و کسي که حيواني را مي کشد سرنوشت شومي را براي خودش رقم زده است، حتي اگر آن حيوان گربه باشد.به اعتقاد هندي ها ديدن گربه سياه در سفر يا راه به معناي بدشانسي است. شايد براي همين است که در خيابان هاي هند به جاي گربه فقط سگ مي بيني و هيچ اثري از گربه نيست. اما اگر حتي همين حيوان هم کشته شود بايد تکه يي طلا به عنوان کفاره به يک مکان مذهبي مثل معابد اهدا کرد. در هر حال مي توان گفت حيوانات يکي از پايه هاي اصلي در باورهاي خرافي هندوستان هستند. براي نمونه قارقار کلاغ يعني خوش شانسي و نويد آمدن مهمان به خانه؛ ديدن فيل هنگام سفر يا در طول سفر به معني سفري امن و خوب است، زيرا فيل نمادي از خداي گنيش (از بين برنده مشکلات و پيام آور خوش شانسي) است؛ ديدن طاووس نيز خوب است اما شنيدن صداي او به خصوص در دل شب نشان از خبر بد دارد؛ همانند شنيدن صداي زوزه سگ يا گرگ در شب هاي زمستاني؛ و اگر زماني روي سرتان مارمولکي بيفتد به اين معني است که تمام عمر در ترس از مرگ خواهيد بود. در هند بعضي از اعمال و رفتارها هم جزء خرافات محسوب مي شوند. براي مثال رسم است هر زوج جواني قبل از ازدواج حتماً با يک ستاره شناس درباره هماهنگ بودن طالع هايشان مشاوره کنند و بعد از ازدواج هم عروس براي اولين بار بايد با پاي راست وارد خانه شود؛ هنگام بارداري هم نبايد تنها سفر کند يا وارد خانه يي متروک شود چون ارواح خبيث ممکن است فرزندش را تسخير کنند. اگر سکسکه کني يعني کسي به فکرت است؛ اگر چشمت بخارد يعني کسي به تو حسادت مي کند. همچنين بايد يادتان باشد که در هندوستان کسي در شب ناخن هايش را کوتاه نمي کند چون بسيار نامبارک و بد است؛ تکان ناگهاني چشم نشانه پيام بدي در راه است؛ و در زمان خورشيدگرفتگي کسي نبايد چيزي بخورد و بعد از آن بايد غذاهايي را به رودخانه بيندازد. اما خرافات هند تنها به اين موارد ختم نمي شود و از آنجا که اين کشور بسيار پهناور و بزرگ است خرافات آن هم در هر منطقه با مناطق ديگر فرق مي کند. بنابراين اگر قصد سفر به هند را داريد بهتر است از عجايب اين کشور لذت ببريد و بدانيد اگر اين چيزها را از آن بگيرند هند ديگر هند نيست. |
ژئوتوپ به مناطقی اطلاق می شود که دارای مواریث فرهنگی ـ طبیعی توامان است و میراث های زمین شناسی تاریخی در این مناطق شواهد غیر قابل انکار تحول حیات در کره زمین مانند آتش فشان ـ غارها ـ دره ها ـ مناطق فسیل دار ـ ریفت های بزرگ زمین شناسی ـ معادن قدیمی یا تشکیلات و چشم اندازهای اسکنه قدیمی به شمار می آید.
این مناطق دارای اهمیت علمی و زیبا شناختی بوده و مورد توجه گردشگران و دانشمندان می باشد.
قنات قصبه گناباد به عنوان یکی از پدیده های شگفت انگیز دست ساخته انسان در طول تاریخ و نمادی از هم نوایی بشر با طبیعت توجه بسیاری از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است.
این قنات از میانه اراضی کوی شرقی گناباد از محلی معروف به « برج علی ضامن » در داخل رسوب های ریز دانه آغاز شده و از هفت کانال متصل به هم شکل گرفته است. بر اساس آخرین مطالعات طول این قنات 33113 متر و تعداد چاه های آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نیز حدوداً 280 تا 300 متر است. ناصر خسرو قبادیانی نخستین کسی است که در سفر نامه اش به توصیف این قنات پرداخته و عمق چاه آنرا 700 گز و طول آنرا چهار فرسنگ ذکر نموده است و آنرا نیز به کیخسرو نسبت داده است. ظاهراً وی از کنار طولانی ترین رشته انشعابی این قنات به نام دولاب نو عبور کرده است.فضای داخلی قنات دارای کانال های و تونل های اعجاب انگیزی است که با بررسی های انجام یافته بر روی آن حفره هایی مشخص شده ظاهراً این قسمت ها برای قرار دادن چراغ و پینه سوز و وسایل روشنایی به کار می رفته است. درحال حاضر میزان آبدهی این قنات 150 لیتر در ثانیه است.این پدیده می تواند با ارائه طرح مناسب به مکان توریستی بسیار جذاب و دیدنی تبدیل شود. قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه ها حاکی از این است که رشته قصبه در واقع کانال اولیه اصلی قنات گناباد بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و در پی آن رشته های دیگری در مواقع خشک سالی ایجاد شده است.
ساختار جذاب طبیعی و تعادل اقلیمی، وجود جاذبهها و منابع مهم گردشگری فرهنگی از جمله ساختارهای بومی طرقبه است. همین عوامل طرقبه را در جایگاه ویژه گردشگری در کشور قرار داده است. این ساختارها علاوه بر روشهای زندگی مردم و معیشت و فرهنگ، جنبههای دیگری را نیز در بر میگیرد که از آن جمله میتوان به روشهای ساخت و ساز و معماری بناها اشاره کرد.گردشگرانی که به شهر طرقبه میآیند همواره شاهد فضاهایی متفاوت با اماکن شهری میباشند که این فضاها نیاز آن ها را در استفاده از طبیعت و فضاهای منطبق با آن را پاسخگو میباشد. اصولاً ویژگیهای معماری و کالبدی یکی از عناصر هویت بخش و انرژی آفرین برای هر منطقهای خصوصاْ طرقبه میباشد.
بافت اصلی شهر طرقبه در امتداد یک محور مرکزی که گذر اصلی شهر نیز میباشد واقع شده است و در واقع محل تلاقی همه مفصلهای ارتباطی شهر مشهد به درون دره طرقبه است. این بافت از شمال به جاده جدید طرقبه و از جنوب به دره و رودخانه جاغرق متصل میباشد. وجود یک مسیر سبز در شمال محور اصلی و به فاصله کوتاه از آن بافت شهر را به دو قسمت عمده تقسیم کرده است. عمده توسعه شهر نیز در شمال همین خط سبز صورت گرفته است که گاه این توسعه به داخل دره نیز کشیده میشود و متأسفانه باغ ها و اشجار موجود در این دره جای خود را به ساختمانهایی که عمدتاً مسکونی هستند دادهاند. اتفاق شومی که در سال های اخیر با سرعت هر چه تمام تر در حال انجام میباشد بستر غالب بناها در جهت شمالی عمدتاً تپه ماهورها و سطوح شیبدار میباشد که با ارتفاع متفاوت از یک تا 4 طبقه ساخته شدهاند.
خیابان اصلی شهر طرقبه با عناصر مرتبط با آن نظیر ورودی شهر و جدارههای آن بعنوان محور حیاتی شهر عمل میکند که با وجود ساخت و سازهای جدید تا حدودی ساختار کالبدی قدیمی خود را حفظ کرده است. وجود نمونههایی از ساختمان های آجری قدیمی با شکل خاص بازشو، ورودیها و سقفهای شیبدار گویای این امر است. این بناها اکثراً دارای بدنه تجاری در طبقات همکف هستند که بعنوان جدارههای فعال این محور عمل میکنند.از میدان قدیمی شهر طرقبه میتوان به عنوان هسته اولیه داخلی شهر یاد کرد. این میدان در نزدیکی میدان اصلی واقع شده است و بدنه تجاری آن خرده فروشی در آن شهر است. این میدان و کاروانهای موجود در آن که یادگاری از آن نمانده است یکی از نقاط کانونی شهر طرقبه میباشد که سابقه تاریخی شهر نیز در دل آن نهفته است.
ورودی طرقبه در امتداد جاده قدیم شهر شکل گرفته است و به واسطه داشتن عواملی از قبیل اختلاف سطح در دو مسیر رفت و برگشت، حفظ ساختار طبیعی زمین و همچنین حفظ عناصر سبز در حد فاصل این دو مسیر به یکی از نقاط ارزشمند و قابل توجه شهر تبدیل شده است.کوچه باغهای شهر طرقبه قسمتی از هویت تاریخی و بومی این شهر را تشکیل میدهد. این کوچه باغهای کم نظیر و بعضاً بینظیر حافظه تاریخی شهر میباشند. طرقبه را میتوان به دلیل وجود باغهای گسترده در شهر و اطراف آن یک مجموعه باغ- مسکونی دانست در جنوب شهر طرقبه نمونههای بسیار زیادی از این کوچه باغها را میتوان دید که خود اینها نقش اصلی در پیوند میان مناطق مسکونی و طبیعت اطراف میباشد.
امکانات و فرصت ها
امکانات و فرصت های موجود و البته محدود شهر طرقبه را میتوان اینگونه برشمرد.
- وجود گونههای بومی معماری که نمایانگر و معرف هویت و پیشینه تاریخی و طبیعی منطقه هستند.
- امکان تقویت و تبدیل خیابان اصلی طرقبه به یکی از محورهای گردشگری فعال در سطح منطقه
- وجود کوچه باغ های زیبا با ترکیب مناسب از عرض کوچه، مصالح سنگی، سبزه و درختان
- وجود نقاط و گروه های خاص نظیر میدان قدیم و ورودی شهر که به عنوان نقاط ویژه در محدوده شهر می توانند در راستای حفظ نقاط تاریخی بافت، تقویت شوند.
تهدیدها و محدودیتها
- الگو برداری نامناسب و افراط آمیز از معماری شهری و جایگزین کردن نمونه های قدیمی موجود با اینگونه ساخت و ساز
- گستردگی مجتمع سازی و جاده سازی بر روی تپه ماهورهای موجود در محدوده شهر و تخریب شکل باغ شهر طرقبه
- رایج شدن فرهنگ ساختمان سازی به شکل نیمه کاره و بدون نماسازی به ویژه در مناطق مسکونی
پیشنهادات
- تدوین الگوهای ساخت برای تجهیز و احداث فضاهای گردشگری جدید در اطراف محور اصلی
- ایجاد بهسازی عناصر ارزشمند ساختار شهر نظیر محور اصلی، ورودی شهر و میدان قدیمی
- اصلاح ضوابط طرح های مصوب در جهت منع ساخت و ساز مجموعههای مسکونی ( آپارتمان) در محدوده شهر
- شناسایی و بهسازی کوچه باغ هایی که امکان حرکت پیاده از محورهای اصلی تا حاشیه رودخانه را فراهم میسازد.
- تدوین و اجرای ضوابط مربوط به نماسازی واحدهای ساختمان
- حفظ، مرمت و تقویت گونههای معماری بومی موجود
- تدوین الگوهایی برای شکل گیری عناصر معماری جدید با تکیه بر الگوها و ارزش های بومی.
منابع:
- سایت معماری منظر ایران (http://www.landscape.ir/)
- جزوه معماری شهزهای ایران دوره اسلامی مهندس زهره بزرگمهری 1386
- مطالعات انجام شده در مورد گردشگری طرقبه
- پرتال شهر ییلاقی و توریستی طرقبه (http://www.torghabehonline.com)
عارفی گفته است که ادب مسافر آن است که قدمش از همّتش درنگذرد،
یعنی بینیّتی صحیح قدمی نگذارد و هر کجا دلش وقوف کرد، منزلش آنجا باشد
یعنی جمعیّت دل و سکون خاطرش هر کجا دست داد منزل کند که
هیچ مقصدی صحیحتر از جمعیت دل و سکون خاطر نیست.
بيشتر منابع تاريخي، مردمان امروزه ايران را بازماندگان آريايياني ميدانند كه از سرزمينهاي دوردستِ شمالي به سوي جنوب و سرزمين فعلي ايران كوچ كردهاند و مردمان بومي و تمدنهاي اين سرزمين را از بين برده و خود جايگزين آنان شدهاند.تاريخ اين مهاجرتها با اختلافهاي زياد در دامنه وسيعي از حدود 3000 سال تا 5000 سال پيش؛ و خاستگاه اوليه اين مهاجرتها نيز با اختلافهايي زيادتر، در گستره وسيعي از غرب و شمال و مركز اروپا تا شرق آسيا، حوزه درياي بالتيك، شبهجزيره اسكانديناوي، دشتهاي شمال آسياي ميانه و قفقاز، سيبري و حتي قطب شمال ذكر شده است. دامنه وسيع اين اختلافها، خود نشاندهنده سستي نظريهها و كمبود دلايل و برهانهاي اقامه شده براي آن است. اغلب متون تاريخي معاصر، اين خاستگاهها و اين مهاجرت بزرگ را تنها با چند جمله و عبارت كوتاه و مبهم و غير دقيق به پايان رسانده و اين مبادي مهاجرت را دقيقاً معرفي نكرده و آنرا بطور كامل و كافي مورد بحث و تحليل قرار ندادهاند. در اين متون اغلب به رسم نقشهاي با چند فلش بـزرگ اكتفا شده است كه از اقصي نقاط سيبـري و از چپ و راست درياي مازندران به ميانه ايران زمين كشيده شده است. از آنجا كه ميدانيم مهاجرتهاي انساني و جابجايي تمدنها در طول تاريخ همواره به دليل دستيابي به «شرايط بهتر براي زندگي» بوده است، در دوران باستان اين «شرايط بهتر» بويژه عبارت از آب فراوانتر و خاك حاصلخيزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانيم دلايلي براي اين گمان فراهم سازيم كه در روزگار باستان ويژگيهاي آبوهوايي و چشمانداز طبيعي در فلات ايران مناسبتر از روزگار فعلي بوده است؛ و از سوي ديگر مشخص شود كه خصوصيات آبوهوايي در سرزمينهاي شمالي ايران نامناسبتر از امروز و حتي روزگار باستان بوده است؛ ميتوانيم مهاجـرت بـزرگ آريـاييـان به ايـران امروزي را با ترديد مواجه كنيم و حتي احتمال مهاجرتهايي از ايران به نقاط ديگر جهان را مطرح سازيم.
از آنجا كه رشد و ازدياد جمعيت همواره در زيستبومهاي مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعيد به نظر ميرسد كه جوامع كهن، سرزمينِ با اقليم مناسب و معتدل ايران را ناديده گرفته و در سرزمينهاي هميشه سرد و يخبندان سيبري، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ايران شده باشند. و همچنين ميدانيم كه در تحقيقات ميداني نيز سكونتگاههايي نيز در آن مناطق پيدا نشده است. ما در اين گفتار به اين فرضيه خواهيم پرداخت كه ايرانيان يا آرياييان «به ايـران» كوچ نكردند، بلكه اين آرياييان از جمله همان مردمان بومي ساكن در ايران هستند كه «در ايـران» و «از ايـران» كوچ كردند و پراكنش يافتند.
ادمه مطالب را بخوانید...............
طولانی ترین خورشد گرفتگی قرن 21 ساعاتی قبل در بخش هایی از آسیا به ویژه هند و چین را در شرایطی در برگرفت که میلیون ها علاقه مند از اقصی نقاط دنیا برای دیدن این پدیده نجومی به این مناطق سفر کرده بودند. در یک داستان تخیلی برپایه اسطوره های هندی آمده است که کسوف زمانی رخ می دهد که اژدهای دیو سیرت سایه خود را بر خورشید افکند اما واقعیات علمی می گویند که کسوف زمانی اتفاق می افتد که ماه در مقابل خورشید قرار گیرد و سبب شود که سایه اش به روی زمین بیفتد.
در خورشید گرفتگی دیروز (چهارشنبه 31 تیر) در بعضی از بخش های آسیا طول خورشید گرفتگی کامل به 6 دقیقه 39 ثانیه نیز رسید.

توده های انبوه ابر که هند را پوشانده بود زمانی که کسوف آغاز شد خورشید را تاریک کردند باوجود این، ابرها در چندین شهر هند دقایقی قبل از خورشیدگرفتگی کامل کنار رفتند و کسوف از ساعت 6:24 به وقت محلی آغاز شد.در بنگلادش کشور همسایه هند مردم در زمان شروع خورشیدگرفتگی در خیابان ها ازدحام کردند تا شاهد این پدیده بزرگ نجومی باشند.

در این خصوص یکی از شاهدان خورشیدگرفتگی اظهار داشت: "این یک لحظه نادر است. من هرگز فکر نمی کردم که بتوانم در زندگی ام چنین واقعه ای را ببینم. شگفت انگیز بود. ناگهان همه جا مثل شب تاریک شد."یکی از بهترین منظره هایی که بهترین دید را برای رصد خورشید گرفتگی داشت و کانال های تلویزیونی نیز به طور مستقیم از آن منطقه کسوف را نشان می دادند ساحل رودخانه گنگ بود.
براساس گزارش آسوشیتدپرس، هزاران هندی در ساحل این رودخانه گرد هم آمده بودند و خورشیدگرفتگی کامل در این منطقه سه دقیقه و 48 ثانیه به طول انجامید. این خورشید گرفتگی علاوه بر چین، هند و بنگلادش در کشورهای نپال، میانمار و بوتان نیز مشاهده شد. در چین، کسوف از ساعت 8:22:20 به وقت محلی آغاز شد.
طولانی ترین خورشیدگرفتگی پیش از کسوف چهارشنبه 31 تیر در 11 جولای 1991 رخ داد که در آن پدیده گرفتگی کامل 6 دقیقه و 53 ثانیه به طول انجامید و طولانی ترین خورشید گرفتگی آینده در 2132 اتفاق خواهد افتاد.
شائو شنی ستاره شناس رصدخانه نجوم شانگ های در خصوص این کسوف اظهار داشت: "ما کمتر از 100 سال در انتظار فرصتی بودیم که بتوانیم یک خورشیدگرفتگی طولانی را رصد کنیم. این کسوف یک فرصت استثنائی بود."تیمی متشکل از 10 دانشمند از موسسه فیزیک نجوم هند در بنگلور و نیروی هوایی هند در آسمان این کشور به پرواز درآمدند و از خورشید گرفتگی فیلمبرداری کردند.

دانشمندان اظهار داشتند که دهکده "تارگنا" در هند واضح ترین دید را داشت و به همین دلیل هزاران دانشمند، دانشجو و شیفته طبیعت برای رصد آسمان در این دهکده گرد هم آمدند.