نماد چلیپا (+)یكی از قدیمی ترین نقش های باستانی است كه قرن ها با چرخ زمان چرخیده ؛ از آئین مهر گرفته تا آرامگاه های هخامنشیان.
تاریخچه: شهرستان کاشمر مانند سایر شهرهای خراسان رضوی جزء اولین مراکز سکونتی است که نژاد اقوام آریایی پس از ورود در آن سکنی گزیدند قدمت این شهر به قرن دوم هـ ق بر می گردد. بابررسی انتشارات مورخین و با توجه به شالوده سایر شهرهای استان خراسان رضوی و نام های مکان ها می پذیریم که موقعیت طبیعی شهر کنونی کاشمر و ترشیز قبل از پهلوی در سر راه های ری ـ هرات و نیشابور به یزد و کرمان در دامنه حاصلخیز رشته کوه های کم ارتفاع محلی مناسب برای شهرشدن بوده است. این موقعیت برای شهرهای مشابه دیگری که در زیر این کوه ها قرار گرفته اند وجود ندارد.احتمالاْ هسته ی اولیه شهر در قریه سلطانیه بوده که زمین و قنات مجزا و خاص خود را دارد و راه های قدیم شهر به تربت حیدریه و سبزوار نیشابور نیز متمایز از راه های امروزی از آن میگذشته است. متعاقباْ در اثر مهاجرت اقوام دیگر قنوات دیگر حفر شده و زمین های جنوب غربی سلطانیه به زیر گشت رفت و فیض آباد به وجود آمد. احتمال می رود که هسته شهری کاشمر در محل تلاقی دو محور کنونی در محله شهر کهنه داخل حصار قدیم موخر بر سلطانیه باشد.
توسعه ی اولیه ی شهر کهنه در غرب آن و در حصار نوشهر داخل حصاری به صورت چهار گوش در آورد. این در زمان فتحعلیشاه قاجار و به فرمان مصطفی قلی خان صورت گرفت، توسعه بعدی آن در شرق به سمت فروتقه به نام محله نو و در جنوب به نام فیض آباد است.
موقعیت: شهرستان کاشمر یکی از شهرستان های کم وسعت استان خراسان رضوی است که در مرکز و غرب این استان واقع گردیده و فاصله مرکز این شهرستان ( شهر کاشمر ) تا تهران 1066 کیلومتر و تا مشهد 241 کیلومتر می باشد.
وسعت شهرستان کاشمر حدود 4750 کیلومتر مربع معادل 5/1 % مساحت استان خراسان رضوی است. که از شمال به شهرستان های نیشابور و سبزوار، از شرق به شهرستان تربت حیدریه، از جنوب به شهرستان گناباد و فردوس و از غرب به شهرستان بردسکن محدود می گردد. جمعیت این شهر بر پایه نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، برابر با ۸۱٬۵۲۷ نفر بودهاست.این شهرستان در بلندترین نقطه 2515 متر و در پائین ترین نقطه 900 متر از سطح دریا ارتفاع دارد مناطق پست و کم ارتفاع نسبت به مناطق مرتفع وسعت کمتری را دارا می باشند، بطوریکه دو سوم وسعت این منطقه را سرزمین های کوهستانی در شمال و نوار باریکی در جنوب شرقی و یک سوم بقیه را مناطق پست و هموار در نواحی مرکزی و جنوبی برگفته اند. شهرستان کاشمر بین کوه های کوهسرخ در سمت شمال و کوه های فغان ( بجستان ) در سمت جنوب واقع گردیده و از سمت شرق و غرب به سرزمین های پست و هموار منتهی می گردد. رشته کوه واقع در شمال شهرستان ( کوهسرخ ) دارای قله های مخروطی آتشفشانی خاموش است که از بلوک خواف در تربت حیدریه شروع می شود و از شمال تربت حیدریه می گذرد. شهرستان کاشمر از غرب و جنوب به کویر متصل می شود بطوریکه غرب آن را دشت کویر و جنوب منطقه را کویر نمک در بر گرفته است. کویر نمک که از غرب به کوه های یخاب طبس و از شرق به کوه های بجستان محدود می باشد، حوضه آبریز رودخانه های فصلی کال شور، کال دو نخ، کال نمک و همچنین کال ششطراز کندر در مواقع پر آبی است. این محدوده گود ترین نقطه منطقه و یکی از مناطق شدیداْ کویری فلات مرکزی ایران محسوب می شود. کویر نمک پوشیده از قشر ضخیم خاک شوره زار و نمک و خاک رس سنگین تا شنی می باشد.
سوغات و صنایع دستی: از محصولات مهم این شهر میتوان به زعفران، انواع مختلف انگور، انار، کشمش و فرش دستباف اشاره کرد. قالی بافی، زیلو بافی، گیوه بافی، تهیه پارچههای دستباف و بافتن چادرشب ابریشمی مهمترین صنایع دستی این شهرستان را تشکیل میدهند.قالی بافی کاشمر چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت دارای شهرت خاصی بوده و عواید حاصله از آن بالاترین رقم اهالی را تشکیل میدهد. قالی و قالیچه بافت این شهرستان بیشتر پشمی و دارای طرحهای کاشمری و کاشانی و نقشهای زیرخاکی، لچک، ترنج، اسکیمی، تخت جمشید، درختی، سه کله (قالیچه)، چهار رقصی، طرح و ترکمنی (قالیچه) و گلتورهای ( قالیچه) هستند.
جاذبه ها: در شهرستان کاشمر آثار باستانی و مزارهای قدیمی بسیاری وجود دارد که بطور خلاصه عبارتند از :
1 ـ تپه و محوطه تاریخی فیروزه آباد و مناره معروف آن که در قرن 3 تا 7 هـ . ق بوجود آمده است.
2 ـ مقبره یا برج علی آباد که قدمت آن به قرن 7 هـ . ق می رسد و بر روی قلعه ای به نام کوشک ساخته شده است.
3 ـ مسجد جامع کاشمر متعلق به اوایل عهد فتعلیشاه قاجار .
4 ـ باغمزار کاشمر که مزار سید حمزه (ع) فرزند موسی بن جعفر (ع) بوده، یکی از زیارتگاه های مهم خراسان محسوب می شود.
5 ـ مقبره امامزاده سید مرتضی (ع) متعلق به عهده صفویه .
6 ـ آرامگاه مدرس.
7 ـ مزار فرشه در روستای فرشه .
8 ـ مزار روبین در روستای نامق و مزار بی بی حور و بی بی نور در روستای جابوز.
9 ـ قدمگاه حضرت علی (ع) در روستای دهنو.
10 ـ مزار امامزاده سید محمد در روستای زنده جان و مزار پیر اسحاق در اسحاق آباد.
11 ـ قلعه آتشکده در بخش مرکزی متعلق به قرون 6و 7 هـ . ق.
12 ـ محوطه باستانی تپه دزد و هند آباد مربوط به قرون 7و 8 هـ . ق .
13 ـ مدرسه سلطانیه متعلق به عهد قاجاریه .
۱۴- قلعه قوچ-قلعه ریگ-قلعه کهنه زنده جان.
۱۵-یخدان قدیمی کاشمر - آب انبار کندر.
۱۶-تپه سفالی-تپه کندر-په جنگ (چن ).
باغ ايراني به عنوان يک ساختار کامل، بيانگر رابطه تنگاتنگ ميان بستر فرهنگي و طبيعي است و نشانهاي از سازگار نمودن و همسو کردن نيازهاي انسان و طبيعت است.در گذشته باغ ايراني بروز توان نهفتة محيط و ادراک پيچيدگيهاي آن بود. خالق باغ با اتکاء به دانش تجربي خود فضايي را ايجاد ميكرد که باعث بقاء و پويايي بستر طبيعي ميشد.باغهاي تاريخي از آثار مهم گذشته در ايران، به خاطر ارزشهاي چند گانه محيطي، سودمندي و زيباييشناسي که کليه حواس پنجگانه را درگير ميکند به عنوان ميراث ملي و سندي با ارزش از هويت تاريخي و فرهنگي بايست شناسايي، فهرستبندي و به طور پويا و پيوسته حفاظت و نگهداري گردد.
آغاز انتظامبخشي به باغ را بايد در زمان هخامنشيان جستجو نمود. در باغهاي سلطنتي پاسارگاد (قرن 6 قبل از ميلاد) با توجه به شبکه منظم مسير سنگفرش آبروها ميتوان ادعا نمود که شکل چهار باغ و نظم چهار قسمتي در اينجا به ظهور رسيده است و در دوران پس از اسلام منشاء باغهاي چهار قسمتي اسلامي بوده است.در دوره ساساني ( 633-224 م) باغسازي گسترش فراواني مييابد. جايگاه والاي طبيعت در تفکر زرتشت به ويژه پرستش آب موجب گرديد تا علاوه بر انتظام انساني در باغ چشماندازها و انتظام بستر طبيعي نيز مطرح گردد. باغ قصرهاي اين دوره همانند تخت سليمان و کاخ فيروزآباد بيستون در بسترهاي طبيعي جذاب مانند درياچه و چشمه مکانيابي گرديدند.تنوع هندسي مشخصترين ويژگي باغ هاي اين دوره است. انتظام هاي محوري، مرکزي و چهار بخشي در باغ هاي اين دوره ديده ميشود. با استقرار تمدن اسلامي در دوره بنياميه در سامره و اندلس باغ هايي احداث گرديدند که همچنان باغهاي ساساني مورد الگو برداري قرار گرفته بود.
بسياري از محققين با شکوهترين عصر باغسازي در ايران را در دوره صفوي ميدانند. در اين دوران باغات در گستره شهر به عنوان عنصر شکلدهنده ساختار فيزيکي شهر بودند و همچون منظومهاي سبز تمامي ساختار شهر را تحت تاثير قرار ميدادند.
باغسازي در دوران صفويه از قزوين شروع شد. اين شهر به عنوان پايتخت صفوي انتخاب گرديد و به صورت باغ شهر سازمان يافته بود که اکنون از باغ هاي درباري بجز چند ساختمان چيزي باقي نمانده است. در زمان شاه عباس، پايتخت از قزوين به اصفهان تغيير مکان داد.در اصفهان از همنشيني فضاهاي شهري، خيابان، ميدان و باغ ساختار هندسي اين باغ شهر شکل گرفت. ميدان نقش جهان به شکل مستطيل و خيابان چهارباغ به صورت خطي عمود بر رودخانه زاينده رود، 2 عنصر اصلي شکل دهندة شهر اصفهان بودند. در واقع نظام کالبدي شهر از تقاطع دو محور چهار باغ و رودخانه شکل گرفت.
سير تحول طراحي باغ در دوره صفويه نيز هماننده زنجيرهاي به دورة تيموريان مرتبط بوده و در دوران قاجاريه به علت ارتباطات فرهنگي گسترده ايران با اروپا نشانههايي از الگوي باغسازي اروپايي در باغ هاي ايران نفوذ كرد و در دوران پهلوي به علت سهولت تردد بين ايران و ديگر كشورهاي اروپايي احداث باغ ها و پارك هاي اروپايي و يا آميخته اي از آن ها رواج يافت.
ابتداييترين و سادهترين اصل هندسي باغ ايجاد محوري در ميانه باغ و به موازات طول آن ميباشد. بطور معمول دو طرف اين محور درختان سايهانداز کاشته شده است. هندسه باغ از تقسيمات راست گوشه تشکيل شده است. مهمترين اين تقسيمات، انتظام چهار بخشي است.
انتظام باغ بر اساس هندسه محوري و تقارن است. اين انتظام در قاليهاي ايراني نيز قابل جست و جو ميباشد و عناصر اين انتظام (آب، گياه و معماري) در نگارگري ايراني موجوداند و تصويري ايدهآل از باغ ايراني را ارائه ميدهند.شکل باغ ايراني شامل انتظام آب، انتظام گياه و انتظام معماري است.
به گزارش روابط عمومی این سازمان محسن لشگری ضمن اعلام خبر فوق افزود: طول این شهر ۱۳۰۰متر عرض آن در ضلع شمال شرقی ۱۵۰متر و در ضلع جنوب غربی ۴۵۰ متر است.
وی مصالح به کار رفته در ساخت این شهر را خشت و کاهگل عنوان کرد و افزود: آثار معماری نمایان شده در گمانه ها موید این است که در این محوطه تاریخی با یک شهر از پیش طراحی شده روبرو هستیم.
وی خاطر نشان کرد: هیات باستان شناسی خراسان در طول ۴۵ روز موفق گردید حصار پیرامون شهر را در چهار ضلع شهر گمانه زنی و ردیابی نماید.
در ادامه حمید رضا نیک پور سرپرست معاونت میراث فرهنگی این سازمان گفت: بدست آمدن آجرهای تزئینی با نقوش برجسته گیاهی و حیوانی گواه این مطلب است که این شهر دارای بناهای با شکوهی مانند کاخ و نیایشگاه بوده است.
وی افزود : سفال های بدست آمده در این گمانه زنی که حجم بسیاری را به خود اختصاص داده از دیگر یافته های مهم این گمانه زنی بود بطوری که تعداد ۱۲ قطعه درسفالینه از میان آن ها قطعه یابی ،وصالی و مرمت گردید.
سرپرست معاونت میراث فرهنگی در ادامه افزود: این ظرف شامل خمره، کوزه، تنگ، سبو، بشقاب، ظروف آبریز منقاری، ظرف میثاق و ظروف متنوع نوع آشپزخانه می باشد.
وی تصریح کرد: در این میان سفال های خاص دوره اشکانی از قبیل سفال های جلینگی و سفال های نازک پوست تخم مرغی نیز دیده می شود.
وی خاطر نشان کرد: با توجه با سفال های بدست آمده و دیگر داده های باستان شناختی حاصل از گمانه ها، تاریخی که برای این شهر می توان پیشنهاد کرد فاصله زمانی قرن چهارم پیش از میلاد تا دوره ساسانی بوده است.
وی گفت: بررسی متون تاریخی و مرور نظرات مورخین در تعیین تاریخ و حتی بافت نام این شهر شاید خالی از فایده نباشد بطوری که ژویستن مورخ رومی از شهری به نام دارا نام می برد که توسط تیرداد بنیان گذاری شده است.
وی خاطر نشان کرد: با توجه به این مستندات احتمال می رود این شهر همان شهر دارا یا داراگرد باشد.
نیکپور در پایان متذکر شد: کاوش های باستان شناسی در آینده قطعاً مدارک لازم را در رد یا قبول نظرات در اختیار ما قرار خواهد داد.
پیشینه ی تاریخی شهرستان درگز
به استناد بررسی های باستان شناسی سال 1978 میلادی (ال . کهل و دنیس ال هسکل ) موقعیت مناسب اقلیمی و حاصلخیز دشت درگز زمینه حضور و استقرار گروه ها و جوامع انسانی را از دیرباز فراهم نموده که نتیجه این استقرار رونق فرهنگی اقتصادی و تجاری منطقه را طی اعصار و قرون به دنبال داشته است . هدف از این بررسی ها ، شناسایی مکان های باستانی شاخص دشت و معرفی مکان های استقرار جوامع پیش از تاریخ در این ناحیه بوده است.
در متون کهن از منطقه درگز با عناوین نیسا، آپارتاگی، ایبورد و نساء خاوران و دارا نام برده شده که به اعتقاد صاحبنظران دارا مخفف داراگرد است. آما آنچه مسلم است، درگز خاستگاه و مکان پیدایی اصلی اشکانیان و جزیی از سرزمین پارتیان می باشد و از سویی کشفیات اخیر در بندیان از اهمیت درگز در عصر ساسانیان حکایت می کند.
از کشفیات منحصر به فرد باستان شناسی در شهرستان درگز منطقه ای ارزشمند موسوم به بندیان می باشد که در سه کیلومتری شمال شهر درگز در مجاورت تپه ای باستانی به نام یاریما تپه واقع شده است. آثار و شواهد مکشوفه از فصول متعدد کاوش باستان شناسی در این محوطه به سرپرستی دکتر مهدی رهبر، حکایت از وجود ابنیه ای مهم در این مکان دارد. مهمترین بخش این کاوش ها به تالارهای مرکزی و به طول 25/10 و عرض 60/8 متر و فضاهای وابسته به آن اختصاص یافته است که در زمان رونق بنا به باغ یا حیاطی وسیعی منتهی می گردید.
آنچه پیرامون این تالار بر نمای دیوارها با ارتفاع حدود یک متر یا بیشتر مشاهده می شود. نقوش نفیس گچبری شده ی زیبایی است که معرف موضوعات مذهبی، بزم و شکار، جنگ و پیروزی بر دشمن، معرفی اشخاص و غیره می باشد. از دیگر محوطه های مکشوفه در این محوطه می توان به آتشدان و محراب، اتاقی مخصوص نامه ها و مرسوله ها و برج خاموشی اشاره کرد.
با کشف بنای برج خاموشی نظر محققان اروپایی در زمینه نحوه تدفین زرتشتیان به کلی تغییر نمود. در حال حاضر محوطه تاریخی بندیان به همت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی به اولین سایت موزه باستان شناسی گردشگری ایران تبدیل شده است.
منطقه یزد یکی سرزمین های باستانی اقوام ایرانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاریخی با قدمت 3 هزار سال می باشد. برخی از مورخین، بنای اولیه شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آنرا چنین نهاده است و به اعتقاد عده ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره ساسانیان به فرمان یزدگرد اول (421-339 م) در این محل شهری به نام «یزد گرد» بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده است و به معنای مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد. مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را «ایساتیس» خوانده اند که احتمالاً بعد از ویرانی شهر کهن «کثه» پدید آمده است. پس از ظهور اسلام و گرایش مردم ایران به دین اسلام به یزد لقب «دارالعباده» داده شده است. این ناحیه همواره در دوره هخامنشیان از راه های معتبر مؤسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است. راهداری در یزد قدیم چندان اهمیتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحیه میبد به پادشاهی رسیدند. در طی قرون متمادی آبادی های کوچک و بزرگ متعددی در این سرزمین پدید آمده و از میان رفته است. آنچه اینک سر افراز از میان ریگ های روان اعصار، مصون از رخدادهای مخرب تاریخی بر جا مانده، یادگارهای گویا از سرنوشت تاریخی این سرزمین و نشانگر فرهنگ و تمدن پر بار است. گر چه قدمت آبادی نشینی و تمدن در این سرزمین از هزاره جلگه های یزد تکوین یافته است، منابع مکتوب پیدایش را به عهد پیشدادیان نسبت داده اند.
يزد در گذر تاريخ :
ادامه مطلب را بخوانید..............
کلات نادری
شهر تاریخی و مرزی کلات به فاصله 145 کیلومتری شمال مشهد در دامنه شمالی رشته کوه های مرتفع و مصفای (هزار مسجد) قرار گرفته و از مشرق به سرخس، از غرب به درگز، از جنوب بوسیله ارتفاعات هزار مسجد به مشهد و در سرتاسر بخش شمالی به کشور ترکمنستان محدود میباشد.کلات با توجه به موقعیت و وضعیت طبیعی خود همواره در طول تاریخ دارای اهمیت نظامی فراوانی بوده است و تا جایی که منابع تحقیقی نشان میدهد کلات پیش از نادر شاه افشار هم بلند آوازه و زبانزد بوده است.حصار طبیعی و مستحکم و تسخیر ناپذیر قلعه که نفوذ در آن با امکانات جنگی دوران سلاح های ابتدایی تقریباً غیر عملی بوده است، برای سرداران و عاصیان جاذبه ای قوی داشته است و در تاریخ به موارد زیادی بر می خوریم که سلاطین و زمام داران ایران وقتی که در پیمودن خط حاکمیت خویش به بن بست میرسیده اند، آخرین چاره مقاومت را در پناه بردن به قلعه کلات جستجو میکرده اند.ظاهراً قدیمی ترین متنی که از کلات نام برده است، شاهنامه فردوسی است که در داستان فرود پسر سیاوش بارها به کلات و (چَرَم) (از روستا های فعلی کلات) اشاره شده :
گذر بر کلات ایچ گونه مکن کز آن ره روی خام گردد سخن
معـماری ایرانی را باید به طور صحـیح از اعـماق تاریخ ایـن سرزمـیـن کهـن مـورد بررسی قـرار داد. معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از میلاد مسیح باز می گـردد،که مـشـخـصات هـر دوره معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم :