تبليغاتX
بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه

 نماد چلیپا (+)یكی از قدیمی ترین نقش های باستانی است كه قرن ها  با چرخ زمان چرخیده ؛ از آئین مهر گرفته تا آرامگاه های هخامنشیان.


در ایران، گاهی گردونه مهر یا گردونه خورشید نامیده شده و گاه این نام ها محل شك بوده است.  چلیپا، نگاره ای بسیار كهن است و در نزد قدیمیان نماد نیروهای نهفته در طبیعت و نیروهای آسمانی به شمار می آمد. این نماد در اكثر تمدن هایی پیشینه باستانی غنی داشته اند، دیده می شود.
از دیدگاه نیروهای آسمانی و مینوی، چلیپا، روشنگر خوشبختی، آشتی، نیروی زندگی بخش، درمان كننده، سپاس از خدایان و در خدمت پشتیبانی و آمرزش از آنان به شمار می آمد و نیز عنصری بوده كه مردم را از پلیدی ها و چشم زخم ها، بدبختی ها و اهریمنان نجات داده و ارواح شیطانی را به دور رانده است. نمایانگر پیوند با خورشید، ماه و آخشیج های چهارگانه؛ آب، باد، آتش و خاك كه برپادارنده هستی، آفرینش جهان و آدمیان است.
چلیپا در برخی تمدن ها
شاهان آشور از نماد خدایان و دیگر مقدسات خود، گردنبندی به سینه می آویختند كه چلیپا، نماد قدرت مذهبی و سیاسی در میان آن جا گرفته بود. آشوریان سنگ گورهای مردگان خود را نیز به شكل چلیپا قرار می دادند. چلیپا در كشور ایران در آئین مهری خودنمایی می كند، البته نمی توان پنداشت كه با آئین مهری به دیگر كشورها راه یافته، زیرا كیش مهری در سده نخست میلادی به رم رفته، در حالی كه نشان چلیپا در سده هفتم و هشتم پیش از میلاد در یونان و رم باستان دیده می شود.
چلیپا در مصر نشان زیستن و جاودانگی بود. همچنین بر جامه پاره ای از كاهنان كه خود را نماینده آمون، خدای خورشید در روی زمین می دانستند و نیز روی سینه چند تن از فراعنه نشان چلیپا دیده شده است.
در هند، این نشانه نماد خوبی، خوشی، افزونی و فرخندگی و حركت خورشید است. بر سردر پرستشگاه شیوا، سه چلیپا نقش شده است. چلیپا هزاره ها پیش از مسیح در كشورهای كهن آسیایی، آفریقایی و پاره ای سرزمین های اروپایی، نزد تیره های گوناگون مردم در سرزمین های دیگر از آمریكا گرفته تا زلاندنو به كار می رفت و دارای ویژگی های درمان بخشی، نگهبانی، فراوانی و افزایش بود.
چلیپا در ایران
این نشانه در ایران برای اولین بار در خوزستان دیده شده كه قدمت استفاده آن به هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح می رسد و این نمایانگر پیشینه كهن این نشانه است.پژوهشگر آلمانی، هرتسفلد آن را گردونه خورشید نامیده است. البته ممكن است هرتسفلد از دیدگاه اروپاییان كه فرهنگ خود را بر پایه های دانش و فرهنگ یونانی می دانند، برای نامگذاری این نشانه كمك گرفته باشد.در شوش، تل بكون در مرودشت (در جنوب غربی تخت جمشید)، سفالینه هایی كه مربوط به هزاره چهارم پیش از میلاد است، به دست آمده كه چلیپا را به حالت های مختلف در آن می توان دید. سیلك كاشان نیز از جمله مكان های تاریخی است كه پژوهشگران به سفالینه هایی در آنجا دست یافتند كه نشان چلیپا داشتند.
با ورود اسلام، دیدگاه ها و اندیشه های قومی و بی بدیل ایرانی به دیگر كشورهای اسلامی راه یافت. بسیاری از اندیشه ها چون نیكو بود و گیرایی داشت، نه تنها زنده ماند، بلكه رشد یافت و بالنده شد. چلیپا نیز از این شكوفایی دور نماند، زیرا هم از زیبایی برخوردار بود و هم رنگ دینی داشت. دكتر بختورتاش در كتاب نشان رازآمیز چلیپا را عنصر تاثیرگذار و مهمی در هنر اسلامی می داند، زیرا توانسته نقش های گوناگون و دلپذیری را ایجاد كند و در واقع رابط و پیونددهنده نگارهای پیچیده و زیبا و چشم نواز به شمار می آمده است. این نشانه قابلیت داشته كه نام های بزرگان دینی، پیكره ها، گچبری، گل و بوته و شاخ و برگ را بسیار خوب به یكدیگر پیوند داده و درواقع نقش بنیادی و مفهوم عالی و دینی و اخلاقی خود را بخوبی انجام دهد.
در مسجد جامع نائین كه بر خرابه های یك پرستشگاه ساسانی ساخته شده است، ستون های محراب دارای گچبری های زیبایی است كه از شاهكارهای هنری محسوب می شود. كاشی های زرین فام كه از شهر كاشان قرن هشتم هجری است، با نقوش زیبای گل و بوته و چلیپا، در موزه ایران باستان نگهداری می شود.
چلیپا در دایره المعارف ها
مرحوم دكتر معین در توضیح چلیپا می نویسد؛ به زبان آرامی، صلیب معرب آن و در ادامه به تعابیر مختلف از این كلمه می پردازد؛ 1 داری كه عیسی (ع) را بر آن مصلوب كردند. 2 - چوب چهارپره كه مسیحیان به نشان دار عیسی (ع) بر گردن می آویزند و با خود دارند یا در كلیساها و نقاط دیگر برپا كنند. 3 خط منحنی، كج و منحرف نوشته 4 كنایه از زلف معشوق، چلیپای فلك، شكلی كه از تقاطع خط محور و خط معدل النهار حاصل می شود.
در فرهنگ برهان قاطع آمده است؛ داری است كه به اعتقاد نصاریان عیسی (ع) را بر آن به صلیب كشیدند و آن به شكل + است و آن را ترسایان سازند و به جهت تیمن و تبرك بر گردن آویزند و بعضی گویند سه گوشه ای باشد كه براهمه و هنود از طلا و نقره و امثال آن سازند و بر رشته زنار كشند و هر خط منحنی را نیز گفته اند و كنایه از زلف معشوق و صلیب معرب چلیپاست. دیگر فرهنگ های فارسی درباره چلیپا نیز در همین حد نوشته اند. برخی شاعران نیز در اشعار خود به چلیپا اشاره كرده اند؛
سعدی:     گر به مسجد روم ابروی تو محراب من است
                ور در آتشكده، زلف تو چلیپا دارم
چلیپا در مكان های مختلف و در تمدن های اقوام دیگر، معانی و مفاهیم خاص خود را دارد. این نقش در چرخش تاریخ به رغم كاربردش در دوره های مختلف، مفاهیم و جایگاه خود را حفظ كرده است و این آشكار می كند كه چرخش زمان، مفهوم این نگاره را دستخوش تغییرات اساسی و بنیادی نكرده است. چلیپا در آئین مهر، در دوره های پیش از اسلام و پس از اسلام، گرچه تغییراتی جزئی در فرم و شكل داشته است، اما همچنان مفهوم روحانی و معنوی خود را داشته است. پیش از اسلام به تعبیری گردونه مهر یا گردونه خورشید است، گاهی برای دور كردن بدی ها و زشتی ها، گاه نماد خوشبختی و بركت و گاه... و پس از اسلام هم متناسب با فضای روحانی و مینوی كه داشته، در مكان های مقدس به كار رفته است.

نوشته شده توسط الهام حسینی در هشتم آذر 1388 |

تاریخچه: شهرستان کاشمر مانند سایر شهرهای خراسان رضوی جزء اولین مراکز سکونتی است که نژاد اقوام آریایی پس از ورود در آن سکنی گزیدند قدمت این شهر به قرن دوم هـ ق بر می گردد. بابررسی انتشارات مورخین و با توجه به شالوده سایر شهرهای استان خراسان رضوی و نام های مکان ها می پذیریم که موقعیت طبیعی شهر کنونی کاشمر و ترشیز قبل از پهلوی در سر راه های ری ـ هرات و نیشابور به یزد و کرمان در دامنه حاصلخیز رشته کوه های کم ارتفاع محلی مناسب برای شهرشدن بوده است. این موقعیت برای شهرهای مشابه دیگری که در زیر این کوه ها قرار گرفته اند وجود ندارد.احتمالاْ هسته ی اولیه شهر در قریه سلطانیه بوده که زمین و قنات مجزا و خاص خود را دارد و راه های قدیم شهر به تربت حیدریه و سبزوار نیشابور نیز متمایز از راه های امروزی از آن میگذشته است. متعاقباْ در اثر مهاجرت اقوام دیگر قنوات دیگر حفر شده و زمین های جنوب غربی سلطانیه به زیر گشت رفت و فیض آباد به وجود آمد. احتمال می رود که هسته شهری کاشمر در محل تلاقی دو محور کنونی در محله شهر کهنه داخل حصار قدیم موخر بر سلطانیه باشد.

توسعه ی اولیه ی شهر کهنه در غرب آن و در حصار نوشهر داخل حصاری به صورت چهار گوش در آورد. این در زمان فتحعلیشاه قاجار و به فرمان مصطفی قلی خان صورت گرفت، توسعه بعدی آن در شرق به سمت فروتقه به نام محله نو و در جنوب به نام فیض آباد است.

 موقعیت: شهرستان کاشمر یکی از شهرستان های کم وسعت استان خراسان رضوی است که در مرکز و غرب این استان واقع گردیده و فاصله مرکز این شهرستان ( شهر کاشمر ) تا تهران 1066 کیلومتر و تا مشهد 241 کیلومتر می باشد.

وسعت شهرستان کاشمر حدود 4750 کیلومتر مربع معادل 5/1 % مساحت استان خراسان رضوی است. که از شمال به شهرستان های نیشابور و سبزوار، از شرق به شهرستان تربت حیدریه، از جنوب به شهرستان گناباد و فردوس و از غرب به شهرستان بردسکن محدود می گردد. جمعیت این شهر بر پایه نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، برابر با ۸۱٬۵۲۷ نفر بوده‌است.این شهرستان در بلندترین نقطه 2515 متر و در پائین ترین نقطه 900 متر از سطح دریا ارتفاع دارد مناطق پست و کم ارتفاع نسبت به مناطق مرتفع وسعت کمتری را دارا می باشند، بطوریکه دو سوم وسعت این منطقه را سرزمین های کوهستانی در شمال و نوار باریکی در جنوب شرقی و یک سوم بقیه را مناطق پست و هموار در نواحی مرکزی و جنوبی برگفته اند. شهرستان کاشمر بین کوه های کوهسرخ در سمت شمال و کوه های فغان ( بجستان ) در سمت جنوب واقع گردیده و از سمت شرق و غرب به سرزمین های پست و هموار منتهی می گردد. رشته کوه واقع در شمال شهرستان ( کوهسرخ ) دارای قله های مخروطی آتشفشانی خاموش است که از بلوک خواف در تربت حیدریه شروع می شود و از شمال تربت حیدریه می گذرد. شهرستان کاشمر از غرب و جنوب به کویر متصل می شود بطوریکه غرب آن را دشت کویر و جنوب منطقه را کویر نمک در بر گرفته است. کویر نمک که از غرب به کوه های یخاب طبس و از شرق به کوه های بجستان محدود  می باشد، حوضه آبریز رودخانه های فصلی کال شور، کال دو نخ، کال نمک و همچنین کال ششطراز کندر در مواقع پر آبی است. این محدوده گود ترین نقطه منطقه و یکی از مناطق شدیداْ کویری فلات مرکزی ایران محسوب می شود. کویر نمک پوشیده از قشر ضخیم خاک شوره زار و نمک و خاک رس سنگین تا شنی می باشد.

سوغات و صنایع دستی: از محصولات مهم این شهر می‌توان به زعفران، انواع مختلف انگور، انار، کشمش و فرش دستباف اشاره کرد. قالی بافی، زیلو بافی، گیوه بافی، تهیه پارچه‌های دست‌باف و بافتن چادرشب ابریشمی مهم‌ترین صنایع دستی این شهرستان را تشکیل می‌دهند.قالی بافی کاشمر چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت دارای شهرت خاصی بوده و عواید حاصله از آن بالاترین رقم اهالی را تشکیل می‌دهد. قالی و قالیچه بافت این شهرستان بیش‌تر پشمی و دارای طرح‌های کاشمری و کاشانی و نقش‌های زیرخاکی، لچک، ترنج، اسکیمی، تخت جمشید، درختی، سه کله (قالیچه)، چهار رقصی، طرح و ترکمنی (قالیچه) و گل‌توره‌ای ( قالیچه) هستند.

جاذبه ها: در شهرستان کاشمر آثار باستانی و مزارهای قدیمی بسیاری وجود دارد که بطور خلاصه عبارتند از :

1 ـ تپه و محوطه تاریخی فیروزه آباد و مناره معروف آن که در قرن 3 تا 7 هـ . ق بوجود آمده است.

2 ـ مقبره یا برج علی آباد که قدمت آن به قرن 7 هـ . ق می رسد و بر روی قلعه ای به نام کوشک ساخته شده است.

3 ـ مسجد جامع کاشمر متعلق به اوایل عهد فتعلیشاه قاجار .

4 ـ باغمزار کاشمر که مزار سید حمزه (ع) فرزند موسی بن جعفر (ع) بوده، یکی از زیارتگاه های مهم خراسان محسوب می شود.

5 ـ مقبره امامزاده سید مرتضی (ع) متعلق به عهده صفویه .

6 ـ آرامگاه مدرس.

7 ـ مزار فرشه در روستای فرشه .

8 ـ مزار روبین در روستای نامق و مزار بی بی حور و بی بی نور در روستای جابوز.

9 ـ قدمگاه حضرت علی (ع) در روستای دهنو.

10 ـ مزار امامزاده سید محمد در روستای زنده جان و مزار پیر اسحاق در اسحاق آباد.

11 ـ قلعه آتشکده در بخش مرکزی متعلق به قرون 6و 7 هـ . ق.

12 ـ محوطه باستانی تپه دزد و هند آباد مربوط به قرون 7و 8 هـ . ق .

13 ـ مدرسه سلطانیه متعلق به عهد قاجاریه .

 ۱۴- قلعه قوچ-قلعه ریگ-قلعه کهنه زنده جان.

۱۵-یخدان قدیمی کاشمر - آب انبار کندر.

۱۶-تپه سفالی-تپه کندر-په جنگ (چن ).

نوشته شده توسط الهام حسینی در یکم آذر 1388 |

باغ ايراني به عنوان يک ساختار کامل، بيانگر رابطه تنگاتنگ ميان بستر فرهنگي و طبيعي است و نشانه‌اي از سازگار نمودن و همسو کردن نيازهاي انسان و طبيعت است.در گذشته باغ ايراني بروز توان نهفتة محيط و ادراک پيچيدگي‎هاي آن بود. خالق باغ با اتکاء به دانش تجربي خود فضايي را ايجاد مي‎‎كرد که باعث بقاء و پويايي بستر طبيعي مي‎‎شد.باغ‎هاي تاريخي از آثار مهم گذشته در ايران، به خاطر ارزش‎هاي چند گانه محيطي، سودمندي و زيبايي‎شناسي که کليه حواس پنجگانه را درگير مي‎کند به عنوان ميراث ملي و سندي با ارزش از هويت تاريخي و فرهنگي بايست شناسايي، فهرست‎بندي و به طور پويا و پيوسته حفاظت و نگهداري گردد.

آغاز انتظام‎بخشي به باغ را بايد در زمان هخامنشيان جستجو نمود. در باغ‌هاي سلطنتي پاسارگاد (قرن 6 قبل از ميلاد) با توجه به شبکه منظم مسير سنگفرش آب‎روها مي‎توان ادعا نمود که شکل چهار باغ و نظم چهار قسمتي در اينجا به ظهور رسيده است و در دوران پس از اسلام منشاء باغ‌هاي چهار قسمتي اسلامي بوده است.در دوره ساساني ( 633-224 م) باغ‌سازي گسترش فراواني مي‎يابد. جايگاه والاي طبيعت در تفکر زرتشت به ويژه پرستش آب موجب گرديد تا علاوه بر انتظام انساني در باغ چشم‌اندازها و انتظام بستر طبيعي نيز مطرح گردد. باغ قصرهاي اين دوره همانند تخت سليمان و کاخ فيروزآباد بيستون در بسترهاي طبيعي جذاب مانند درياچه و چشمه مکان‎يابي گرديدند.تنوع هندسي مشخص‎ترين ويژگي باغ هاي اين دوره است. انتظام هاي محوري، مرکزي و چهار بخشي در باغ هاي اين دوره ديده مي‎شود. با استقرار تمدن اسلامي در دوره بني‎اميه در سامره و اندلس باغ هايي احداث گرديدند که همچنان باغ‎هاي ساساني مورد الگو برداري قرار گرفته بود.

بسياري از محققين با شکوه‎ترين عصر باغسازي در ايران را در دوره صفوي مي‎‎دانند. در اين دوران باغات در گستره شهر به عنوان عنصر شکل‎دهنده ساختار فيزيکي شهر بودند و همچون منظومه‎اي سبز تمامي ساختار شهر را تحت تاثير قرار مي‎دادند.

باغسازي در دوران صفويه از قزوين شروع شد. اين شهر به عنوان پايتخت صفوي انتخاب گرديد و به صورت باغ شهر سازمان يافته بود که اکنون از باغ هاي درباري بجز چند ساختمان چيزي باقي نمانده است. در زمان شاه عباس، پايتخت از قزوين به اصفهان تغيير مکان داد.در اصفهان از همنشيني فضاهاي شهري، خيابان، ميدان و باغ ساختار هندسي اين باغ شهر شکل گرفت. ميدان نقش جهان به شکل مستطيل و خيابان چهارباغ به صورت خطي عمود بر رودخانه زاينده رود، 2 عنصر اصلي شکل دهندة شهر اصفهان بودند. در واقع نظام کالبدي شهر از تقاطع دو محور چهار باغ و رودخانه شکل گرفت.

سير تحول طراحي باغ در دوره صفويه نيز هماننده زنجيره‎اي به دورة تيموريان مرتبط بوده و در دوران قاجاريه به علت ارتباطات فرهنگي گسترده ايران با اروپا نشانه‎هايي از الگوي باغ‎سازي اروپايي در باغ هاي ايران نفوذ كرد و در دوران پهلوي به علت سهولت تردد بين ايران و ديگر كشورهاي اروپايي احداث باغ ها و پارك هاي اروپايي و يا آميخته اي از آن ها رواج يافت.

ابتدايي‎ترين و ساده‎ترين اصل هندسي باغ ايجاد محوري در ميانه باغ و به موازات طول آن مي‎باشد. بطور معمول دو طرف اين محور درختان سايه‎انداز کاشته شده است. هندسه باغ از تقسيمات راست گوشه تشکيل شده است. مهمترين اين تقسيمات، انتظام چهار بخشي است.

انتظام باغ بر اساس هندسه محوري و تقارن است. اين انتظام در قالي‎هاي ايراني نيز قابل جست و جو مي‎باشد و عناصر اين انتظام (آب، گياه و معماري) در نگارگري ايراني موجوداند و تصويري ايده‎آل از باغ ايراني را ارائه مي‎دهند.شکل باغ ايراني شامل انتظام آب، انتظام گياه و انتظام معماري است.

نوشته شده توسط الهام حسینی در نوزدهم آبان 1388 |
 
۲۰مهر ۱۳۸۸- رییس میراث فرهنگی، سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی گفت : در پی گمانه زنی و تعیین حریم یکی از تپه های تاریخی استان خراسان رضوی بقایای یک شهر پارتی در شهرستان درگز شناسایی شد.

به گزارش روابط عمومی این سازمان محسن لشگری ضمن اعلام خبر فوق افزود: طول این شهر ۱۳۰۰متر عرض آن در ضلع شمال شرقی ۱۵۰متر و در ضلع جنوب غربی ۴۵۰ متر است.

 وی مصالح به کار رفته در ساخت این شهر را خشت و کاهگل عنوان کرد و افزود: آثار معماری نمایان شده در گمانه ها موید این است که در این محوطه تاریخی با یک شهر از پیش طراحی شده روبرو هستیم.

 وی خاطر نشان کرد: هیات باستان شناسی خراسان در طول ۴۵ روز موفق گردید حصار پیرامون شهر را در چهار ضلع شهر گمانه زنی و ردیابی نماید.

 در ادامه حمید رضا نیک پور سرپرست معاونت میراث فرهنگی این سازمان گفت: بدست آمدن آجرهای تزئینی با نقوش برجسته گیاهی و حیوانی گواه این مطلب است که این شهر دارای بناهای با شکوهی مانند کاخ و نیایشگاه بوده است.

 وی افزود : سفال های بدست آمده در این گمانه زنی که حجم بسیاری را به خود اختصاص داده از دیگر یافته های مهم این گمانه زنی بود بطوری که تعداد ۱۲ قطعه درسفالینه از میان آن ها قطعه یابی ،وصالی و مرمت گردید.

 سرپرست معاونت میراث فرهنگی در ادامه افزود: این ظرف شامل خمره، کوزه، تنگ، سبو، بشقاب، ظروف آبریز منقاری، ظرف میثاق و ظروف متنوع نوع آشپزخانه می باشد.

 وی تصریح کرد: در این میان سفال های خاص دوره اشکانی از قبیل سفال های جلینگی و سفال های نازک پوست تخم مرغی نیز دیده می شود.

 وی خاطر نشان کرد: با توجه با سفال های بدست آمده و دیگر داده های باستان شناختی حاصل از گمانه ها، تاریخی که برای این شهر می توان پیشنهاد کرد فاصله زمانی قرن چهارم پیش از میلاد تا دوره ساسانی بوده است.

 وی گفت: بررسی متون تاریخی و مرور نظرات مورخین در تعیین تاریخ و حتی بافت نام این شهر شاید خالی از فایده نباشد بطوری که ژویستن مورخ رومی از شهری به نام دارا نام می برد که توسط تیرداد بنیان گذاری شده است.

 وی خاطر نشان کرد: با توجه به این مستندات احتمال می رود این شهر همان شهر دارا یا داراگرد باشد.

 نیکپور در پایان متذکر شد: کاوش های باستان شناسی در آینده قطعاً مدارک لازم را در رد یا قبول نظرات در اختیار ما قرار خواهد داد.

نوشته شده توسط الهام حسینی در بیست و سوم مهر 1388 |
  • بردسكن : اين شهر كه تا چندي پيش از بخش هاي كاشمر به شمار مي رفت، به لحاظ تاريخي وابسته به آن شهر مي باشد.وجود محوطه هاي باستاني و قلعه هاي متعدد حاكي از رونق اين سرزمين است.
  • تايباد : بررسي ها ي باستانشناسي نشان مي دهد كه از هزاره سوم پيش از ميلاد منطقه باخرز (تايباد ) مسكوني بوده اما عصر توسعه آن مربوط به قرن چهارم و هفتم ه.ق مي باشد.
  • تربت جام :اين منطقه از هزاران سال پيش زيستگاه اقوام باستاني بوده و كرانه هاي هريرود و كشف رود و جامرود آثاري از گذرگاه و سكونت اقوام مهاجم و مهاجر را داراست. مطالعات باستانشناسي خبر از سكونت 5 هزار ساله و پر رونق اين منطقه مي دهد .
  • تربت حيدريه : اين شهر تا قرن هفتم ه.ق به زاوه شهرت داشت كه در يورش مغول ها به كلي ويران و از صفحه جغرافيا محو شد و پس از قرن نهم هجري برگرد مدفن قطب الدين حيدر ، شهر تربت حيدريه بنيان گرفت . بررسي هاي باستانشناسي منجر به شناسايي آثار متعدد باستاني از دوران پيش از تاريخ تا دوران معاصر در آن شده است .
  • چناران : شهرستان چناران كه تا سال هاي اخير بخشي از شهرستان مشهد ه شمار مي رفت در دره رود كشف رود يا ميانه دشت حاصلخيز مشهد قرار دارد. وقايع تاريخي را بايد در لابه لاي تاريخ مشهد جست. ولي در گذشته دور منطقه چناران سرنوشت جداگانه اي از شهر مشهد داشت. مطالعات باستانشنايي نشان مي دهد كه منطقه جناران در شمار نخستين مناطق مسكوني اقوام متمدن در دشت مشهد مي باشد. زيستگاه هاي 7هزار ساله در منطقه رادكان مبين اهميت و استعداد آن منطقه در دوران هاي مختلف پيش از تاريخ مي باشد .
  • خواف :اين شهر ازجمله مناطق كهن و مهم خراسان بشمار مي رود براساس متون تاريخي و بررسي هاي باستانشناسي اين منطقه از دوران پيش از اسلام مسكون بوده و شهرهاي معتبري چون زوزن، سنگان، سلومد و خرگرد داشته است. دو شهر زوزن و خرگرد در دوره هاي خوارزمشاهي و تيموري از اهميت ويژه اي برخوردارند.
  • درگز : در متون تاريخي از شهر دارا نام برده شده است كه بسياري آن را منطبق بر(( درگز)) كنوني و مخفف ((داراگرد)) مي دانند . برخي نيز به نقل از مورخ يوناني (( يوستي نوس)) آن را پايتخت اشكانيان پنداشته اند .اما آنچه مسلم است منطقه درگز ، خاستگاه اصلي اشكانيان و جزيي از سرزمين پارتيان بوده است . كشفيات اخير باستانشناسي از اهميت اين سرزمين در دورهان ساسانيان خبر مي دهد .
  • سبزوار : خرابه ها و بقاياي به جامانده در اطراف شهرستان سبزوار . حكايت از وجود آبادي ها و رباط هايي از دوران ديرينه دارد. بقاياي آتشكده آذر برزين مهر، يكي از سه آتشكده مهم زرتشتيان در اين منطقه است. وجود بقاع متبركه و مساجد فراوان در سبزوار دليلي بر پايبندي مردم اين سامان به دين مبين اسلام مي باشد . پناهگاه كشف شده در ششتمد نشان از شجاعت و پايمردي مردم اين خطه در مقابل خون خواران مغول دارد .
  • سرخس :اشارات فراوان به سرخس در شاهنامه، خبر از حضور اين شهر در تاريخ اسطوره اي ايران مي دهد. شهري كه در آستانه ظهور دين مبين اسلام به لحاظ قرار گرفتن بر سر راه مرو ، به شهري آباد و پر جمعيت تبديل شده بود و تا دوران سلجوقيان اعتبار و آباداني خود را حفظ كرد.در اواخر دوران سلطان سنجر بايورش انسز خوارزمشاه و سپس حمله غزها، اين شهر آسيب فراواني ديد ولي در اوايل قرن هفتم ه.ق دوباره رو به آباداني گذاشت. با يورش تيموريان به ايران و انتخاب هرات به عنوان پايتخت، مسير جاده ابريشم از شهر سرخس تغيير يلفت كه خود باعث از رونق افتادن هر چه بيشتر آن منطقه شد. حمله پياپي ازبك ها و تركمانان به ويراني اين شهر افزود .در سال 1339 ه.ق طبق توافق بين ايران و روسيه شوروي، رودخانه تجن مرز بين اين دو كشور برگزیده شد كه طي آن بخشي از سرخس به روسيه واگذار گرديد.
  • فريمان :قدمت اين شهر زياد نيست اما در نزديكي آن محوطه باستاني وسيع و آبادي وجود دارد كه به فرهاد گرد مشهور است . فرهاد گرد كه بر سر راه نيشابور به هرات قرار داشته از پيشينه بسيار كهني برخوردار است و يكي از محوطه هاي باستاني پيش از تاريخ مي باشد . در متون تاريخي و سفرنامه ها از فرهاد گرد بعنوان ديه فرهاد نيز نام برده شده است .
  • قوچان : باستانشناسان معتقدند كه قوچان از دير باز مورد توجه اقوام مختلف بوده است. وجود زيستگاه هايي از آريايي ها در اين منطقه خود دليلي اين مدعي است .از آنجا كه منطقه قوچان جزء سرزمين خاصه پارتيان محسوب مي شده، تپه هاي بيشماري از آبادي هاي متعلق به آن دوران شناسايي شده است.
  • كاشمر : اين شهرستان كه در قديم به نام ترشيت يا ترشيز شهرت داشته است يكي از شهرهاي كهن خراسان بشمار مي رود. ترشيز جزء قهستان قديم بود و به لحاظ موقعيت خاص جغرافيايي و كوهستاني آن مامن فرقه اسماعيليه بوده است.وجود آثار ارزشمندي چون برج علي آباد كشمر و فيروز آباد نشانه اهميت تاريخي آن است. يكي از شهرهاي معتبر منطقه ترشيز، كندر نام داشت .
  • گناباد : بررسي هاي باستانشناسي خبر از تمدن پيش از تاريخ و دوران تاريخي اين شهر مي دهد.مقابر متبركه، رباط هاي فراوان و همچنين كهن ترين قنات اين شهرستان با بيش از 2500 سال قدمت 33كيلومتر طول و 300متر عمق از عظيم ترين پديده هاي تاريخي استان خراسان رضوی مي باشد .
  • مشهد : اين شهر پيش از آنكه به بركت امام هشتم وسعت يابد و مشهد ناميده شود، روستايي بوده است به نام(( سناباد ))از مضافات شهر نوغان در موقعيت شمال غربي مشهد كنوني و به فاصله حدود 1500 متري نوغان. در آن دوران و حتي تا قرن سوم ه.ق نوغان از تابران،ترغبد و رادكان كه سه شهر مهم منطقه توس بوده اند بزرگتر بوده و سناباد در مجاورت نوغان گويا از آب و هوايي خوش برخوردار بوده است. تا آنجا كه به قول طبري و ياقوت حموي در سناباد عمارتي ييلاقي ساخته شده بود و رجال آن دورا ن در آن اقامت داشتند.
  • نيشابور : از اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد اقوام آريايي مهاجرت خود را به ايران آغاز كردند و در مناطق مختلفي سكونت گزيدند .قوم پارت در شمال خراسان ساكن شدند كه نيشابور در زمره قلمرو حكومتي آنان بود. با عنايت به همين امر برخي ابرشهر (نام قديم نيشابور ) را اپر شهر و منسوب به طايفه پارت دانسته اند ولي بعضي مورخان نيشابور را به شاپور ساساني نسبت مي دهند.
نوشته شده توسط الهام حسینی در پانزدهم مهر 1388 |

نوشته شده توسط الهام حسینی در ششم مهر 1388 |

 

پیشینه ی تاریخی شهرستان درگز

به استناد بررسی های باستان شناسی سال 1978 میلادی (ال . کهل و دنیس ال هسکل ) موقعیت مناسب اقلیمی و حاصلخیز دشت درگز زمینه حضور و استقرار گروه ها و جوامع انسانی را از دیرباز فراهم نموده که نتیجه این استقرار رونق فرهنگی اقتصادی و تجاری منطقه را طی اعصار و قرون به دنبال داشته است . هدف از این بررسی ها ، شناسایی مکان های باستانی شاخص دشت و معرفی مکان های استقرار جوامع پیش از تاریخ در این ناحیه بوده است.
در متون کهن از منطقه درگز با عناوین نیسا، آپارتاگی، ایبورد و نساء خاوران و دارا نام برده شده که به اعتقاد صاحبنظران دارا مخفف داراگرد است. آما آنچه مسلم است، درگز خاستگاه و مکان پیدایی اصلی اشکانیان و جزیی از سرزمین پارتیان می باشد و از سویی کشفیات اخیر در بندیان از اهمیت درگز در عصر ساسانیان حکایت می کند.

از کشفیات منحصر به فرد باستان شناسی در شهرستان درگز منطقه ای ارزشمند موسوم به بندیان می باشد که در سه کیلومتری شمال شهر درگز در مجاورت تپه ای باستانی به نام یاریما تپه واقع شده است. آثار و شواهد مکشوفه از فصول متعدد کاوش باستان شناسی در این محوطه به سرپرستی دکتر مهدی رهبر، حکایت از وجود ابنیه ای مهم در این مکان دارد. مهمترین بخش این کاوش ها به تالارهای مرکزی و به طول 25/10 و عرض 60/8 متر و فضاهای وابسته به آن اختصاص یافته است که در زمان رونق بنا به باغ یا حیاطی وسیعی منتهی می گردید.
آنچه پیرامون این تالار بر نمای دیوارها با ارتفاع حدود یک متر یا بیشتر مشاهده می شود. نقوش نفیس گچبری شده ی زیبایی است که معرف موضوعات مذهبی، بزم و شکار، جنگ و پیروزی بر دشمن، معرفی اشخاص و غیره می باشد. از دیگر محوطه های مکشوفه در این محوطه می توان به آتشدان و محراب، اتاقی مخصوص نامه ها و مرسوله ها و برج خاموشی اشاره کرد.

با کشف بنای برج خاموشی نظر محققان اروپایی در زمینه نحوه تدفین زرتشتیان به کلی تغییر نمود. در حال حاضر محوطه تاریخی بندیان به همت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی به اولین سایت موزه باستان شناسی گردشگری ایران تبدیل شده است.

 

نوشته شده توسط الهام حسینی در هشتم شهریور 1388 |
همه عناصري كه در بناي تخت جمشيد ديده مي‌شوند با نوعي تقدس همراه هستند؛ كوهي كه در نزديكي تخت جمشيد قرار دارد، صفه‌اي كه تخت جمشيد بر روي آن بنا شده، نوع معماري كه تخت جمشيد بر اساس آن طراحي شده، آستانه‌هايي كه ورودي كاخ‌‌ها به شمار مي‌روند، نقش‌هايي كه بر روي ديواره‌‌هاي كاخ‌ها و درب‌ها ديده مي‌شوند و آيين‌هايي كه در تخت جمشيد برگزار مي‌شده، همه و همه فلسفه‌اي آميخته با تقدس دارند.
   
كوه رحمت:
صفه تخت جمشيد از سمت شرق پشت به كوه رحمت(مهر) دارد. مرحوم شاپور شهبازي معتقد بود كه نام كوه "رحمت"، ترجمه "كوه مهر" يا "كوه ميثرا" است. وي عقيده داشت:" نام اين كوه، دلالت بر جنبه ايزدي و تقدس آن در نزد ايرانيان باستان مي‌كند. و در الواح عيلامي تخت جمشيد، تقدس كوه و حتي فديه دادن به آن آمده، اگر چه از خود اين كوه مهر، نامي نرفته است."
از آن‌جا كه جنبه تقدس كوه‌ها، موضوعي عيان و مشهود است و با توجه به اينكه مقابر برخي از شاهان هخامنشي نيز بر روي همين كوه واقع شده‌اند، مي‌توان نتيجه گرفت كه كوه رحمت، كوهي مقدس است و يكي از دلايلي كه تخت جمشيد را در كنار آن بنا كرده‌اند، تقدس اين كوه است.
  
صفه تخت جمشيد:
 
ادامه مطلب را بخوانید :

ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در یکم شهریور 1387 |

منطقه یزد یکی سرزمین های باستانی اقوام ایرانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاریخی با قدمت 3 هزار سال می باشد. برخی از مورخین، بنای اولیه شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آنرا چنین نهاده است و به اعتقاد عده ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره ساسانیان به فرمان یزدگرد اول (421-339 م) در این محل شهری به نام «یزد گرد» بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده است و به معنای مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد. مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را «ایساتیس» خوانده اند که احتمالاً بعد از ویرانی شهر کهن «کثه» پدید آمده است. پس از ظهور اسلام و گرایش مردم ایران به دین اسلام به یزد لقب «دارالعباده» داده شده است. این ناحیه همواره در دوره هخامنشیان از راه های معتبر مؤسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است. راهداری در یزد قدیم چندان اهمیتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحیه میبد به پادشاهی رسیدند. در طی قرون متمادی آبادی های کوچک و بزرگ متعددی در این سرزمین پدید آمده و از میان رفته است. آنچه اینک سر افراز از میان ریگ های روان اعصار، مصون از رخدادهای مخرب تاریخی بر جا مانده، یادگارهای گویا از سرنوشت تاریخی این سرزمین و نشانگر فرهنگ و تمدن پر بار است. گر چه قدمت آبادی نشینی و تمدن در این سرزمین از هزاره جلگه های یزد تکوین یافته است، منابع مکتوب پیدایش را به عهد پیشدادیان نسبت داده اند.

 يزد در گذر تاريخ :

 

ادامه مطلب را بخوانید..............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در یازدهم خرداد 1387 |

                                            کلات نادری

شهر تاریخی و مرزی کلات به فاصله 145 کیلومتری شمال مشهد در دامنه شمالی رشته کوه های مرتفع و مصفای (هزار مسجد) قرار گرفته و از مشرق به سرخس، از غرب به درگز، از جنوب بوسیله ارتفاعات هزار مسجد به مشهد و در سرتاسر بخش شمالی به کشور ترکمنستان محدود میباشد.کلات با توجه به موقعیت و وضعیت طبیعی خود همواره در طول تاریخ دارای اهمیت نظامی فراوانی بوده است و تا جایی که منابع تحقیقی نشان میدهد کلات پیش از نادر شاه افشار هم بلند آوازه و زبانزد بوده است.حصار طبیعی و مستحکم و تسخیر ناپذیر قلعه که نفوذ در آن با امکانات جنگی دوران سلاح های ابتدایی تقریباً غیر عملی بوده است، برای سرداران و عاصیان جاذبه ای قوی داشته است و در تاریخ  به موارد زیادی بر می خوریم که سلاطین و زمام داران ایران وقتی که در پیمودن خط حاکمیت خویش به بن بست میرسیده اند، آخرین چاره مقاومت را در پناه بردن به قلعه کلات جستجو میکرده اند.ظاهراً قدیمی ترین متنی که از کلات نام برده است، شاهنامه فردوسی است که در داستان فرود پسر سیاوش بارها به کلات و (چَرَم) (از روستا های فعلی کلات) اشاره شده :

                     گذر بر کلات ایچ گونه مکن              کز آن ره روی خام گردد سخن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در چهاردهم اردیبهشت 1387 |

مـعـمـاری قـبـل از اسـلام ایران باستان

معـماری ایرانی را باید به طور صحـیح از اعـماق تاریخ ایـن سرزمـیـن کهـن مـورد بررسی قـرار داد. معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از میلاد مسیح باز می گـردد،که مـشـخـصات هـر دوره معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در بیست و دوم آذر 1386 |