ژئوپارک(Geopark)، مخفف پارک زمينشناسى(Geology Park) مىباشد و به سرزمينهايى که پديدههاى زمينشناسى بىهمتا و تاريخچه ی تکامل زمينشناسى مشخصي دارند، گفته مىشود.
در واقع "ژئوپارک" منطقهاى است که در آن ميراث زمينشناسى به خوبى و بصورت پايدار حفظ ومديريت مىشود. به عبارت ديگر ژئوپارک سرزمينى است که يک يا چندجايگاه مهم ازنظر علمى(نه تنها زمين شناختى، بلکه باستانشناسى، اکولوژيکى يافرهنگى) را در خود جاى داده است.معرفى يک ژئوپارک براساس مواردى همچون تکامل کره زمين، شکل زمين، چشمانداز زمين(Natural landscape)، تشکيلات زمينشناسى، خاکشناسى، کانىشناسى، سنگشناسى، فسيلشناسى، باستانشناسى، ميراث فرهنگى، زيست محيطى و مناطق با ارزش ازنظر گونههاى جانورى و گياهى است.اين مناطق جزئى از يک شبکه جهانى است که بهترين تجارب را بااحترام به حفظ ميراث زمين به اشتراک گذاشته و معيار اصلى آنها، استراتژى توسعه پايدار است. ژئوپارک ميراث به جاى مانده از فعاليتهاى طبيعى و بشرى در کره زمين است. در اين ميان هر کشورى که از تاريخ کهن و پيچيدگىهاى زمين شناختى بيشترى برخوردار باشد، پتانسيل مناسبى را در توسعه اين صنعت به همراه خواهد داشت.
هدف اصلى از ايجاد ژئوپارکها، حراست وحفاظت از ميراث زمين است که درمعرض صدمات ناشى از فعاليتهاى انسانى قرار دارد. يونسکو طرحى به نام برنامه "شبکه بينالمللى ژئوپارک" ايجاد نمود. اين شبکه بسترى براى تشريک مساعى متخصصين و دستاندرکاران ميراث زمين خواهد بود. درحال حاضر 25 ژئوپارک در اين شبکه قرار دارند كه از اين تعداد، 8 ژئوپارک در چين و 17 محدوده در اروپا قرار دارد. اين ژئوپارکها در خصوصيات کلى مشترک هستند؛ اما هرکدام درمورد يا موارد خاصى نادر يا منحصربفردند که باعث تمايز آن ها از ديگر مناطق مىگردد.
يکى ديگر از نتايج اين طرح، گسترش ژئوتوريسم مىباشد. ژئوتوريسم در همراهى با اکوتوريسم، پديدههاى زمينشناسى و زيستمحيطى را به خدمت آرامش روحى انسانهاى کنجکاو در مىآورد و آنان را در سفرى جذاب، لذتبخش و پرخاطره به کشف ناشناختههاى جهان هستى و نزديکى با طبيعت و غوطهور شدن در جاذبههاى طبيعى آفرينش فرامىخواند.
از زمانى که يونسکو طرح شبکه بين المللى ژئوپارک را به اجرا درآورد، شاهد آن هستيم که تعداد زيادى از مکان ها در سراسر دنيا شناسايى و به عنوان ژئوپارک معرفى شدهاند تا مورد حمايت و حفاظت قرار گيرند.ايران ازجمله سرزمينهايى است که به دليل تاريخ کهن وتنوع محيط زمينشناسى پتانسيلهاى فراوانى براى معرفى ژئوپارک را دارد و بايد موردتوجه قرار گيرد.از نظر توپولوژى و مورفولوژى سرزمين ايران فلات نسبتاً مرتفعى است که در بخش ميانى کمربند چينخورده آلپ_هيماليا قرار دارد.حدود 90 درصد از خاک کشور در محدوده فلات ايران واقع شده است. ايران در ابتدا جزئى از ابرقاره گندوانا محسوب مىشد ولي باتوجه به سرنوشتى که اين ابرقاره از بدو تشکيل تا امروز داشته است، قطعاتى از آن به تدريج جدا شده، برخى به جنوب اورازيا متصل شده و سرانجام قاره آسيا به شکل فعلى خوددرآمده است. کشور ما در طول دورانهاى زمينشناسى حوادث بىشمارى را پشت سر گذاشته است که مطالعه آنها، زمينشناسى ايران را تشکيل مىدهد.از پروتروزوئيک تاکنون تمامي مراحل زمينساختى مربوط به چرخه ويلسون در ايران رخ داده است و هم اکنون نيز غالب اين مراحل در حال تکوين مىباشند؛ از ريفتهاى درون قارهاى(نظير گسل ده شير) تا منطقه فرو رانش(فرو رانش بقاياى نئوتتيس به زير مکران) و مناطق برخوردقاره- قاره (برخورد ورقه عربستان با ورقه ايران زمين در امتداد گسل اصلى زاگرس).
درهر کدام از اين مراحل زمين ساختى محيط هاى ساختارى، ماگمايى، دگرگونى و رسوبى خاصى بوجود آمدهاند و در هر کدام از اين محيط ها کانسارهاى خاصى تشکيل گرديدهاند.
در حال حاضر در ایران موزه ژئوپارک قشم در سال 1384 به طور رسمى گشايش يافت اما نیاز به شناسایی و ثبت سایر نقاط کشور که قابلیت معرفی به عنوان ژئوپارک را دارا می باشند وجود دارد تا بتوانیم فلات ایران را در مجموعه شبکه بين المللى ژئوپارک یونسکو ثبت نمائیم.
![]()
برای آشنایی با راه ابریشم، نخست باید راه های قدیم ایران را که زیر بنای راه ابریشم است، شناخت.
قدیمی ترین راه بزرگ ایران، جاده شاهی است که از بابل شروع می شد و با گذر از تگنای زاگرس به کرمانشاهان و اکتابان (همدان ) می رسید، از آنجا به ری می رفت و در امتداد جنوب البرز به باکتری ها (بلخ) می انجامید.
این راه از روزگاران کهن اصلی ترین راه پیوند میان شرق وغرب بوده است. به این ترتیب راه ابریشم راهی نو بنیاد نیست بلکه همان مسیر قدیم است که در گذر روزگاران از آسیای مرکزی به چین پیوسته و سرازیر شدن کاروان های ابریشم این نام را بر آن نهاده است.
نامگذاری راه ابریشم
گفته اند که این را کهن را از آن رو بدین نام خوانده اند که ابریشم چین، یعنی مهم ترین کالاهایی که در این مسیر حمل می شد، از این رهگذر به مغرب زمین رسیده است و آغاز نامگذاری آنرا از روزگار مارکوپلو می دانند.
برخی نیز ریت هوفن (۱۸۳۳-۱۹۰۵م ) دانشمند آلمانی را نخستین کسی می دانند که این راه را بدین نام خوانده است، اما درست آن است که این جاده از روزگار باستان به همین نام خوانده می شده است.
ابریشم حمل شده در این راه صرفاْ خاص کشور چین نبوده است بلکه سرزمین های پیرامون چین و حتی ایران نیز ابریشم بسیاری تهیه می کرده اند و از این راه به سرزمین های غربی می فرستاده اند.
ایران و راه ابریشم
برقراری ارتباط رسمی میان ایران و چین، که با آمدن نماینده ای از امپراتوری های غربی به دربار اشکانیان آغاز شد، طلیعه ای بود بر پیوند های گسترده که با آمد و شد نمایندگان دو کشور روز به روز بر گستره ی آن افزوده می شد.
هم چینیان به موقعیت حساس ایران آگاه بودند و هم ایرانیان به نقشی که می توانستند به عنوان یگانه پل پیوند شرق و غرب ایفا کنند. بنابراین هر دو طرف می کوشیدند تا با گشایش راه ابریشم، اقتصاد خویش را رونق بخشند.
مقاومت ایرانیان و تلاش آنان برای در انحصار داشتن این راه برای حمل کالا میان خاور و باختر سرمایه هنگفتی را نصیب ایران زمین کرد و اقتصاد آنان را که تا آن زمان بر پایه کشاورزی و دامپروری تکیه داشت رونق بخشید.
مسیر اصلی راه ابریشم
ماخذ راه ابریشم از شهر لویانگ (Loyang ) در جنوب رود هوانگ هو (Hwang Ho ) آغاز می شده است و به ترتیب از سیان (Sian )، چانگ یه (Changyeh ) در استان کانسو (Kanso ) می گذشته و به توان هوانگ می رسیده است. از اینجا راه به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم می شد. راه شمالی از میان کوه های تیان شان (Tien Shan ) می گذشت و راه جنوبی از میان کوه های نان شان، آلتین تاغ و کونلن (Kunlun ) می گذشت (شاخه های فرعی راه ابریشم بسوی هندوستان و افغانستان از راه جنوبی جدامی شدند.)
با گذشتن از مرزهای چین جاده ابریشم وارد قرقیزستان می شود که نخستین منزل آن اوزکند (Ozkand ) و سپس اوش (Osh) از جمله کانونهای مهم تولید ابریشم بود و هم اکنون بزرگترین کارخانه، ابریشم بافی را در خود دارد.
پس از آن به کوکند (Kokand ) و خجند ( Khojend ) در سرزمین فرغانه وارد می شده است و سپس به سرخس کنونی می رسیده است. از سرخس تا نیشابور منازل رباط شرف، رباط ماهی، رباط چاهک، توس نوغان، طرق، شریف آباد، الحمراء و دیزباد قرار داشت منازل نیشابور تا ری عبارت بودند از دشت جوین، پل ابریشم، بسطام (شاهرود)، دامغان و خوار .
راه ابریشم پس از گذشتن از ساوه، مزدقان، همدان، گردنه اسد آباد، کنگاور، بیستون، فرمیس ( کرمانشاه )، مازورستان، حلوان، قصر شیرین، جلولا ء، دسکره الملک (دستگرد ساسانی) و نهروان وارد بغداد می شده است و در کرانه رود فرات ادامه می یافت و به حدیثه می رسید و سپس در ساحل دریای مدیترانه به شهر انطاکیه می انجامید که آخرین منزل راه زمینی بود.
راه دریایی
کشتی ها از جنوب چین (بندر کوانگ چو ) حرکت می کردند و پس از گذشتن از سواحل ویتنام و سیام به سواحل اقیانوس هند می رسیدند و از شمال سوماترا ( Sumatra ) روانه غرب می شدند و به سواحل سریلانکا پیشروی می کردند و از آنجا به رودخانه سند راه می یافتند. از آنجا به دهانه رودفرات و سرزمین عرب می رسیدند و سپس به بصره راه پیدا می کردند. سپس از طریق خشکی به سوی شمال غربی رهسپار شده و با پیمودن پانصد کیلومتر به بغداد پایتخت شاه مامون می رسیدند. از آنجا نیز (بغداد ) را تا مقصد انطاکیه در می نوردیدند.
مهم ترین انشعاب های راه ابریشم
۱.راه تین پی لو ( T'ien Shan Peilu ) شمال کوه های آسمانی:
این راه از توان هوانگ شروع و با عبور از حوزه قاریم به شهرها می رسد. سپس از شکاف زونگاری ( Dzungarian ) به سمت غرب می رود و در ادامه به شهرهای سمرقند و بخارا در آسیای مرکزی می انجامد.
۲. راه هند
از مهم ترین انشعاب های جاده ابریشم است. این راه از جنوب حوزه تاریم و با عبور از تنگه و خان به کابل کنونی می رسیده و از آنجا به هندوستان می رسیده است.
۳. شاخه زامین
از شهر زامین دو شعبه به سوی شمال و شمال شرقی جدا شده که پس از گذر از سیحون و تاشکند به هم می پیوستند و به سوی شمال ادامه می یافتند و به اسبیجاب و اترار می رسیدند.
۴.انشعاب سمرقند
از سمرقند به سوی جنوب می رفت و پس از گذشتن از مایمرغ و روستای کوهستانی ساودار به شهرکش ( شهر سبز ) زادگاه تیمور می رسید.
۵. راه شمال خزر
از بخارا شروع و با گذر از آسترخان کنونی در شمال دریای خزر به ساحل شمالی دریای سیاه می رسید.
۶. راه های نیشابور
الف )از نیشابور به سمت جنوب می رفت و با گذر از ترشیز (کاشمر) به گناباد می رسید.
ب )از نیشابور به فردوس و طبس می رفت و به یزد می رسید.
ج )از نیشابور به قاین و بیرجند منتهی می شد و به دو شاخه کرمان و سیستان تقسیم می شد.
امنیت و آسایش مسافران راه ابریشم
احداث کاروانسرا ورباط، انبار غله و خوراک دام، آب انبار و قنات و چاه آب و مراکز ساز و برگ ستوران از کارهایی بود که برای تامین آسایش بازرگانان راه ابریشم و همراهان ایشان، سامان می گرفت. دولت های حاکم بر مسیر راه ابریشم، همچنین به نصب نشانه های مشخص کننده مسیر مانند برج ها میل ها و ستون های سنگی و آجری و نیز احداث پل در گذرگاه های حساس پرداخته اند. از آنجا که کاروانسرا ها، بطور متوسط در هر ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر بر پا می شد، می توان گفت که در راه اصلی زمینی ابریشم حدود چهارصد کاروانسرا و رباط ساخته شد.
صادرات و واردات در راه ابریشم
راه ابریشم به عنوان پل پیوند میان سه امپراتوری گسترده چین، ایران و روم، محل داد و ستد فراورده های این سه کشور و سرزمین های میانی آن ها بوده است.
این راه کالاهای مورد نیاز مردم سرزمین های گوناگون را در دسترس آن ها قرار می داد.
مهم ترین کالا های صادراتی چین به ایران از راه ابریشم
ابریشم خام وحریر، آلیاژ مسی ( برای ساختن سر نیزه و قلاب ) ، آهن و سنگ آهن، ارزن، خز، دارچین، زدرچوبه، زرد آلو، کاغذ، کافور، مشک، ظروف از نوع چینی، گیاهان داروئی (ریواس )، شمشیر، طلا، عنبر، عود
مهم ترین کالا های صادراتی ایران به چین از راه ابریشم
سنگ های قیمتی (یاقوت و مروارید )، آب معدنی ( دشت وارین، فارس )، کالاهای چوبی(تندیس ها )، انگور، انجیر، پارچه، پوستین، چهار پایان، خرما، رنگ، سبزی ها، سرمه، پرندگان، گلاب، گل، یاس، حنا، هلو، برنج، پیاز، خیار، خربزه، روغن، زعفران، خشکبار، فلفل، منسوجات زربفت قیر و روغن معدنی و یونجه
مهم ترین کالا های صادراتی ایران به روم از راه ابریشم
ابریشم، ادویه، شیر، نیزه، سپر، زره، صنایع دستی، انگور، جواهرات، خشکبار، پارچه، چهارپایان( اسب و شتر )، قالی، ظروف، برنج، خز، روغن معدنی، پرندگان، سمور
مهم ترین کالا های صادراتی چین به روم از راه ابریشم
ابریشم، ادویه، پوستین، حریر، کاغذ ابریشم، آهن مرغیانا، حیوانات، ابزار جنگی، زین و برگ چهار پایان، عود و عنبر، کافور و مروارید .
مهم ترین کالا های صادراتی روم به چینیان و ایرانیان
دبیر جامعهی هتلداران ایران با ارائهی آخرین آمار از وضعیت گردشگری جهانی و جایگاه ایران در آن، گفت: با وجود بحران اقتصادی در جهان، برخی کشورها مانند فرانسه، آمریکا و کانادا که از مقاصد اصلی گردشگری بهشمار میروند، دچار رکود شدهاند؛ اما در مقابل، برخی کشورها از جمله کشورهای آسیایی با رشدی مناسب و قابل توجه همراه بودهاند.
خسرو ایرانپور با بیان اینکه رتبهی ایران در گردشگری جهانی در سال 1388 از بین 183 کشور در جایگاه 137 اعلام شده است، اظهار داشت: هرچند روند حضور ایران در جایگاههای گردشگری جهان از سال 1383 تا بهحال رشد و افزایش چندانی نداشته است، اما باید اذعان داشت که اقدامات و فعالیتهای مناسبی برای توسعهی گردشگری کشور در این سالها رخ دادهاند.
او با بیان اینکه بدون مشارکت بخش خصوصی و اجرای سیاستهای کلان و حمایتی دولت، توسعهی گردشگری امکانپذیر نیست، ادامه داد: تغییر نگاه تحولآفرین و خلاقانه در مدیریت بخش گردشگری، ارائهی راهکارهایی برای انسجام هرچه بیشتر بخش خصوصی و کاهش تصدیگریهای دولت، احیای شورای میراث فرهنگی و گردشگری، تعیین و تصویب شعار گردشگری ایران تحت عنوان «ایران قلب آسیا» یا هر شعار دیگری همراه راهاندازی خانهی جهانگردی کشور که پیش از این در پارک قیطریه پیشنهاد شده بود، از جمله پیشنهادهایی هستند که برای توسعهی صنعت گردشگری کشور ارائه میشوند.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همه ساله شعاري را براي يک سال در نظر مي گيرد و با برگزاري همايش ها، تقدير ها و بازديد از سايت هاي گوناگون در کشورهاي مختلف ا روزجهانی جهانگردی را گرامي مي دارد و با تکيه بر شعار انتخاب شده سعي مي کند هر سال يکي از ابعاد اين صنعت پر فراز و نشيب را مد نظر قرار دهد.
سال هاي پيش براي تاکيد بر گرامي داشت روز گردشگري که در ايران طي اين چند ساله "هفته گردشگري" نام گرفته، برنامه هاي خاصي ولو اينکه در خور گردشگري نباشد، برگزار شده است. اما امسال با وجود اينکه تنها چهار روز مانده به روز جهاني جهانگردي هنوز خبري از برنامه هاي گردشگري نيست.
اين روزها به هر مديري در حوزه گردشگري که به تازگي معاون خود را هم از دست داده است و صاحب سرپرست شده، تماس مي گيرم يا مي گويد که من سمتي در اين معاونت ندارم و يا برنامه اي براي روز گردشگري نداريم.
سال گذشته يک هفته مانده به هفته گردشگر نشست خبري با حضور محمد شريف ملک زاده، معاون وقت گردشگري برگزار شد که در آن تمام برنامه ها، همايش ها و سياست هاي اين هفته به اطلاع خبرنگاران حوزه گردشگري و بعد از آن به اطلاع مردم رسيد.
اين هفته در سال هاي گذشته بهانه اي براي گشايش بسياري از پروژ هاي گردشگري بود، اما امسال خبري از اين گشايش ها و پروژه ها نيست و اين موضوع دو مسئله را در ذهن تداعي مي کند. يک اينکه اساسا هيچ پروژه گردشگري در کشور به مرحله گشايش نرسيده يا اينکه با تغيير رئيس سازمان ميراث فرهنگي، مسئولان اين سازمان ديگر رغبتي به گسترش گردشگري ندارند.
اگرچه گرامي داشت روز گردشگري و يا هفته گردشگري نمي تواند دليلي براي اين ادعاها باشد اما به طور حتم جرقه اي براي ارج نهادن به گردشگري و گسترش سفرهاي همگاني خواهد بود.
از جمله برنامه ها و وعده هايي که در سال گذشته براي گرامي داشت هفته گردشگري به اطلاع خبرنگاران رسيد و يا معاونت گردشگري و سازمان ميراث فرهنگي براي اين روز تدارک ديده بود مي توان به نام گذاري هر يک از روز هاي هفته گردشگري، انتخاب روز و شعار گردشگري هر استان و قرائت آن در تمام پرواز هاي داخلي، نصب بنرهاي اعلام روز جهاني جهانگردي در روز 5 مهر ماه، درج شعار هر استان در سربرگ تمام ادارات دولتي هر استان ، تجليل از خاد مان گردشگري و .... اشاره کرد.
اما حيف و صد افسوس که امسال حتي براي روزجهاني جهانگردي گردهمايي هم براي مسئولان گردشگري برگزار نمي شود تا در آن بگويند خداحافظ روز جهانگردي!
ياد داشت از شادي کابياني
گردشگری مذهبی یکی از قدیمی ترین و پر رونق ترین گردشگری های گذشته و حال حاضر در سراسر جهان است (Ajit؛ 2:2004) که قدمت آن به فرهنگ دینی می رسد. اگر نگاهی به تاریخ گذشته در زمینه ی سفرها و گردش های مذهبی داشته باشیم به گردش های مذهبی چون مراسم مقدس یونانیان باستان در معابد آپولون و ...، سفرهای مصریان برای دیدار از فراعنه و ...( دورانت؛ 1370: 205)، ایرانیان باستان به معبد آناهیتا در کنگاور و ... (کریستین سن؛1369 :232) و نظایر آن بر می خوریم که هریک به گونه ای، قدمت و رواج این شکل از گردشگری را درمیان ملل مختلف نشان می دهند.
گردشگری و گذران اوقات فراغت به شیوه ای جدید، پدیده ای پیامدی و همزمان جزء جدایی ناپذیر جامعه ی صنعتی و حلقه ای مهم در باز تولید آن است(مومنی؛ 1386: 15)، اما زیارت و گردشگری مذهبی که ریشه در باورها و اعتقادهای دینی_مذهبی دارد، به مفهوم تخصصی خود فراتر از وابستگی به زمان و اوقات فراغت، عامل مهم جغرافیای انسانی در شکل گیری مسافرت، ایجاد تمرکز و چشم انداز فرهنگی است. در میان گردشگران مذهبی با دو گروه مواجه هستیم: یکی زائران، کسانی که انگیزه ی آنان از مسافرت، فقط انجامم امور مذهبی است و زمان و مدت اقامت آن ها، تابع اوقات فراغت نیست و دیگری، گردشگران مذهبی که ضمن انجام زیارت و شرکت در مراسم مذهبی از مکان های دیگر گردشگری ( اعم از مذهبی و غیر زیارتی) نیز دیدن می کنند و یا به عبارتی دیگر، اهداف مسافرت آن ها چند منظوره با الویت زیارت است. با این وجود امروزه گردشگری مذهبی با همه اجزاء و گونه های مختلف آن، به سبب ویژگی های ساختاری و کارکردی خاص، توانسته خود را در متن گردشگری جهانی جای دهد، به طوریکه حوزه نفوذ آن سراسر جهان را فرا گرفته است( Nolan,1989:11/ Santos,2004:8) و براساس برآوردی 26 درصداز کل جریان های گردشگری جهان را به خود اختصاص داده ااست(ICEP,1997:30) به هر حال پیدایش، حیات، شکل گیری، رشد و توسعه ی شهرهای مذهبی( از جمله مشهد و...)، محصول ارتباط متقابل و پیامدهای فضایی جهان بینی با محیط است.
در عصر سنت: جهانگردي رنج سفر بردن، شناخت، آگاهي در افق هاي اسطوره اي، دين باوري (زيارت) و ماوراءالطبيعه است هر چند كه نبايد انگيزه هاي ديگر مانند تجارت و آموزش را دست كم گرفت. اما اساس جهانگردي بر مبناي سود و لذت بردن نيست در عصر سنت، سرمايه داري جايي در جهانگردي ندارد.
در عصر مدرن: گردشگري نتيجه مدرنيته است. فرار از زندگي ماشيني، گذران اوقات فراقت، سفر، تجربه، تفريح، لذت بردن، آسايش طلبي، برتري جويي و سود جويي است. گردشگري مدرن پناه بردن به لذت هاي جسماني و سودجويي است. گردشگري پديده ايست صنعتي در اختيار سرمايه داري. سرمايه داري بخشي از كره زمين(دريا، آفتاب، ماسه، سكس، كوهستان برفگير و ...) را تبديل به جايگاهي براي لذت بردن گردشگر و سودجويي صنعت توريسم كرده است.
در عصر پست مدرن : گردشگري فرهنگي (ديدار آثار باستاني، تاريخي، بهره گيري از تنوع فرهنگي، خوراك، پوشاك، ساختمان، شيوه زندگي، زندگي شهري، روستايي، عشايري، جنگل نشيني) و ديدار از طبيعت، جنگل، كوه، كوير، زير دريا و ... را مطرح ميكند. در عصر پست مدرنيسم سرمايه داري، دريچه اي به وسعت همه کره ارض را از اعماق اقيانوس تا قلل کوه ها، از جنگل نشينان و عشاير آفريقا تا شهروندان نيويورکي را به سوي گردشکري مي گشايد. در عصر پست مدرن همه جا و همه چيز مي تواند سوژه گردشگري باشد.
در عصر پست پست مدرن: عصر اطلاعات الکترونيکي، انسان ها در خانه خود در روي مبل خود و در پشت ميز کار خود با استفاده از تلويزيون، ويدئو، آنتن ماهواره، اينترنت گردشگرند.گردشگراني بي حرکت، مبل نشين و مجازي هستند. آن ها با تصاوير از همه مواهب طبيعي و انواع فرهنگها، از دريا، آفتاب، ماسه، سکس، باستان شناسي ، تاريخ، پديده هاي زير دريا، روي دريا و اعماق آسمان استفاده مي کنند و هر روز و هر شب، در گردشگري مجازي هستند و در خدمت سرمايه داري .اين گردشگري دموکراتيزه و عمومي شده از نظر اقتصادي بيش از هر نوع گردشگري ديگر به صنعت توريسم الکترونيکي خدمت مي رساند و ظاهراْ بيش از هر نوع گردشگري ديگر براي مردم فقير به عدالت اجتماعي نزديک تر است.آن هايي که هرگز نمي توانند به اسکي، دريا، به هاوايي، و هونولولو بروند در داخل خانه خود به هر جا حتي به اعماق جسم خود سفر مي کنند.
مهم آن است که در همين عصر پست مدرن همه انواع گردشگري از زيارت مکان هاي مقدس تا فرو رفتن جسم خويش هنوز وجود دارد.
نویسنده : محمدحسين پاپلي يزدي
هرچند با توجه به شرایط هرکشور یا منطقه،موانع توسعه گردشگری متفاوت است،اما بطور کلی موانع عمده در اجرای برنامه های توسعه ی گردشگری عبارت است از:
الف)موانع سازمانی و ساختاری : نبود یک سازمان یا وزارتخانه به صورت مشخص به عنوان متولی صنعت که در نتیجه وجود سازمان های موازی،باعث ناهماهنگی و تداخل وظایف فراوان می گردد.ازطرفی وجود چند سازمان مختلف و عدم تدوین و اجرای یک برنامه جامع و یکپارچه برای توسعه گردشگری ،این صنعت را با مشکلات عدیده ای روبرومی سازد.
ب)موانع فرهنگی –اجتماعی: تفاوت های فرهنگی بین مناطق گردشگری وآگاهی کم میزبانان نسبت به نیازها و خواسته های گردشگران و ازطرف دیگر عدم آگاهی گردشگران از فرهنگ میزبانان ،ضمن بروز مشکلات عدیده،مانع عمده ای در گسترش صنعت گردشگری است .اغلب در نقاط و مکان های مختلف ساکنان یک محل یا افراد یک جامعه به علت نا آگاهی یا دیدن برخی اعمال از جهانگردان و همچنین تفاوت فرهنگی بین میزبانان و گردشگران از این صنعت برداشت ناخوشایند و منفی دارند،و یا کارکردن در بعضی از مشاغل مربوط به گردشگری از طرف افراد بومی مشاغل سطح پایین تلقی شده و ساکنان بومی حاضر به کارکردن در این مشاغل نیستند.
ج)موانع موجود دربازار: عوامل بازار مانند :سطح درآمد،هزینه سوخت،امنیت شغلی ،عوامل فصلی و انگیزه های مسافرت ،ارتباط مستقیم با گسترش صنعت گردشگری دارد.بیشتر عوامل بازار از کنترل محل یا مقصد گردشگران خارج است،و توانایی این محلها درجذب گردشگر در بلند مدت،نیاز به برنامه ریزی و انعطاف پذیری دارد.بنابراین برای تدوین یک استراتژی باید تحقیقات جامعی از وضع بازار صورت گیرد.
د)موانع آموزشی و کمبود نیروی انسانی متخصص: متاسفانه به علت جوان بودن این صنعت در اغلب کشورهای در حال توسعه نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کم است و حتی مراکز آموزشی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز هم وجود نداشته و یا بسیار محدود است.
ه)موانع زیر بنایی: کمبود و نامطلوب بودن وسایل حمل و نقل مسافری،جاده های بین شهری،مراکز خرید ،تاسیسات اقامتی ،شبکه های آب،برق،مخابرات،فاضلاب و بهداشت در مناطق گردشگری یکی از موانع عمده توسعه به حساب می آید.بنابراین توسعه صنعت گردشگری نیازمند یک مدیریت منسجم و کارآمد بوده که موانع و مشکلات را شناسایی کرده و توانایی اجرای استراتژی های تدوین شده را داشته باشد.
ساختار جذاب طبیعی و تعادل اقلیمی، وجود جاذبهها و منابع مهم گردشگری فرهنگی از جمله ساختارهای بومی طرقبه است. همین عوامل طرقبه را در جایگاه ویژه گردشگری در کشور قرار داده است. این ساختارها علاوه بر روشهای زندگی مردم و معیشت و فرهنگ، جنبههای دیگری را نیز در بر میگیرد که از آن جمله میتوان به روشهای ساخت و ساز و معماری بناها اشاره کرد.گردشگرانی که به شهر طرقبه میآیند همواره شاهد فضاهایی متفاوت با اماکن شهری میباشند که این فضاها نیاز آن ها را در استفاده از طبیعت و فضاهای منطبق با آن را پاسخگو میباشد. اصولاً ویژگیهای معماری و کالبدی یکی از عناصر هویت بخش و انرژی آفرین برای هر منطقهای خصوصاْ طرقبه میباشد.
بافت اصلی شهر طرقبه در امتداد یک محور مرکزی که گذر اصلی شهر نیز میباشد واقع شده است و در واقع محل تلاقی همه مفصلهای ارتباطی شهر مشهد به درون دره طرقبه است. این بافت از شمال به جاده جدید طرقبه و از جنوب به دره و رودخانه جاغرق متصل میباشد. وجود یک مسیر سبز در شمال محور اصلی و به فاصله کوتاه از آن بافت شهر را به دو قسمت عمده تقسیم کرده است. عمده توسعه شهر نیز در شمال همین خط سبز صورت گرفته است که گاه این توسعه به داخل دره نیز کشیده میشود و متأسفانه باغ ها و اشجار موجود در این دره جای خود را به ساختمانهایی که عمدتاً مسکونی هستند دادهاند. اتفاق شومی که در سال های اخیر با سرعت هر چه تمام تر در حال انجام میباشد بستر غالب بناها در جهت شمالی عمدتاً تپه ماهورها و سطوح شیبدار میباشد که با ارتفاع متفاوت از یک تا 4 طبقه ساخته شدهاند.
خیابان اصلی شهر طرقبه با عناصر مرتبط با آن نظیر ورودی شهر و جدارههای آن بعنوان محور حیاتی شهر عمل میکند که با وجود ساخت و سازهای جدید تا حدودی ساختار کالبدی قدیمی خود را حفظ کرده است. وجود نمونههایی از ساختمان های آجری قدیمی با شکل خاص بازشو، ورودیها و سقفهای شیبدار گویای این امر است. این بناها اکثراً دارای بدنه تجاری در طبقات همکف هستند که بعنوان جدارههای فعال این محور عمل میکنند.از میدان قدیمی شهر طرقبه میتوان به عنوان هسته اولیه داخلی شهر یاد کرد. این میدان در نزدیکی میدان اصلی واقع شده است و بدنه تجاری آن خرده فروشی در آن شهر است. این میدان و کاروانهای موجود در آن که یادگاری از آن نمانده است یکی از نقاط کانونی شهر طرقبه میباشد که سابقه تاریخی شهر نیز در دل آن نهفته است.
ورودی طرقبه در امتداد جاده قدیم شهر شکل گرفته است و به واسطه داشتن عواملی از قبیل اختلاف سطح در دو مسیر رفت و برگشت، حفظ ساختار طبیعی زمین و همچنین حفظ عناصر سبز در حد فاصل این دو مسیر به یکی از نقاط ارزشمند و قابل توجه شهر تبدیل شده است.کوچه باغهای شهر طرقبه قسمتی از هویت تاریخی و بومی این شهر را تشکیل میدهد. این کوچه باغهای کم نظیر و بعضاً بینظیر حافظه تاریخی شهر میباشند. طرقبه را میتوان به دلیل وجود باغهای گسترده در شهر و اطراف آن یک مجموعه باغ- مسکونی دانست در جنوب شهر طرقبه نمونههای بسیار زیادی از این کوچه باغها را میتوان دید که خود اینها نقش اصلی در پیوند میان مناطق مسکونی و طبیعت اطراف میباشد.
امکانات و فرصت ها
امکانات و فرصت های موجود و البته محدود شهر طرقبه را میتوان اینگونه برشمرد.
- وجود گونههای بومی معماری که نمایانگر و معرف هویت و پیشینه تاریخی و طبیعی منطقه هستند.
- امکان تقویت و تبدیل خیابان اصلی طرقبه به یکی از محورهای گردشگری فعال در سطح منطقه
- وجود کوچه باغ های زیبا با ترکیب مناسب از عرض کوچه، مصالح سنگی، سبزه و درختان
- وجود نقاط و گروه های خاص نظیر میدان قدیم و ورودی شهر که به عنوان نقاط ویژه در محدوده شهر می توانند در راستای حفظ نقاط تاریخی بافت، تقویت شوند.
تهدیدها و محدودیتها
- الگو برداری نامناسب و افراط آمیز از معماری شهری و جایگزین کردن نمونه های قدیمی موجود با اینگونه ساخت و ساز
- گستردگی مجتمع سازی و جاده سازی بر روی تپه ماهورهای موجود در محدوده شهر و تخریب شکل باغ شهر طرقبه
- رایج شدن فرهنگ ساختمان سازی به شکل نیمه کاره و بدون نماسازی به ویژه در مناطق مسکونی
پیشنهادات
- تدوین الگوهای ساخت برای تجهیز و احداث فضاهای گردشگری جدید در اطراف محور اصلی
- ایجاد بهسازی عناصر ارزشمند ساختار شهر نظیر محور اصلی، ورودی شهر و میدان قدیمی
- اصلاح ضوابط طرح های مصوب در جهت منع ساخت و ساز مجموعههای مسکونی ( آپارتمان) در محدوده شهر
- شناسایی و بهسازی کوچه باغ هایی که امکان حرکت پیاده از محورهای اصلی تا حاشیه رودخانه را فراهم میسازد.
- تدوین و اجرای ضوابط مربوط به نماسازی واحدهای ساختمان
- حفظ، مرمت و تقویت گونههای معماری بومی موجود
- تدوین الگوهایی برای شکل گیری عناصر معماری جدید با تکیه بر الگوها و ارزش های بومی.
منابع:
- سایت معماری منظر ایران (http://www.landscape.ir/)
- جزوه معماری شهزهای ایران دوره اسلامی مهندس زهره بزرگمهری 1386
- مطالعات انجام شده در مورد گردشگری طرقبه
- پرتال شهر ییلاقی و توریستی طرقبه (http://www.torghabehonline.com)
در کشورمان جهت دستیابی به فرهنگ سفر و گردش نباید منتظر طلوع باشیم. مگر قرار است چه چیز خارق العاده ای در این دیار طلوع کند. طلوع باید خود ما باشیم با همتی همگانی که از دست متخصصین این صنعت در کشور ماخارج نیست.
در این فصل یخ کرده سفر: دستانی گرم و پر امید نیاز داریم که از منابع عظیم خدادادی این سرزمین" خاطراتی ژرف" برای همه بسازند.

در عصر حاضر که اشتغال و فعالیت ها به گونه ای با صنعت و فناوري درآميخته است که بشر امروزي را از آسایش و فراغت روزانه دور کرده و به دنبال آن عوارض جسمی و روحی را همراه داشته، سفر عامل مؤثری برای ایجاد توازن در زندگی روزمره افراد ميباشد به نحوی که ايشان را از محیط یکنواخت و همیشگی کار و زندگی شهري خارج کرده و با قراردادن در مکانهاي جدید و بکر، آرامش مجددی برایشان به ارمغان آورده و باعث سلامت جسمی و روحی، افزايش نیروی کار و بهبود فعالیت های اجتماعی افراد ميگردد.
جهت ایجاد انگیزه سفر و گردش، ابزارهای تشویقی نقش مهمی در هدایت افراد ايفا ميکنند. که دولت باید با بکارگیری تسهیلات و امکاناتی که در دست دارد این امکان را برای عموم جامعه ایجاد کند.
با مسافرت همميهنان به نقاط مختلف کشورمان و آشنائی ايشان با جاذبه های دیدنی ایران, به تدریج با جابهجائی سرمایه از شهری به شهر دیگر، صنایع و خدماتی که در صنعت گردشگری هر منطقه فعال هستند، توسعه يافته و رونق اقتصادی و تعادل نسبي سرمایه ایجاد میگردد.
بدون شك توسعه گردشگري داخلي ضمن ايجاد بستري پويا جهت گردشگران خارجي، نقشي مهم در بهداشت رواني و توسعه فردي شهروندان ايران خواهد داشت.
گردشگري انبوه و آلترناتيو
گردشگري انبوه عبارت است از گردشگري تجاري معمولي که در سطح گسترده در سراسر جهان وجود دارد، اين قبيل فعاليت هاي گردشگري به وسيله شرکت هاي بزرگ گردشگري ساماندهي مي شود و بازارهاي خاص خود را دارد.
واژه گردشگر آلترناتيو به صورت هاي متفاوتي به کار گرفته شده است که همه آنها در يک ويژگي مشترکند که آن نيز ارائه بديلي براي گردشگري انبوه است.
گردشگري آلترناتيو با گردشگري انبوه از نظر انگيزه مسافرت و مقصد انتخابي متفاوت است. در اين نوع گردشگري، گردشگران در جست و جوي اصالت، تازگي و تنوع در محل هاي مورد بازديد هستند. درمجموع، گردشگري آلترناتيو نوعي از گردشگري است که در واکنش نسبت به توسعه عنان گسيخته گردشگري انبوه دردهه هاي 1970 و 1980 مطرح شده است و هدف آن جايگزين کردن روش هاي نوين در گردشگري به جاي روش هاي مخرب گردشگري انبوه است. اين واکنش، ماهيتي اخلاقي، ايدئولوژيکي و سياسي دارد و ايده هاي نامناسب و ناپايدار گردشگري انبوه را مردود اعلام مي کند.
سابقه آموزش گردشگری در ايران به سال 1314 برمی گردد. بدنبال تأسيس سازمان جلب سياحان در سال 1342 مدرسه عالی مهمانخانه داری و همچنين در سال 1345 مدرسه عالی هتلداری بنياد گذاشته شدند که خود نقطه عطفی در آموزش گردشگری کشور به شمار می آمد. اعزام گروه های آموزشی سيار به همه استان های کشور ( سال 1348) و اعزام گروه هايی از مربيان آموزشگاه های هتلداری برای آموزش به ايتاليا (سال 1354) از مهمترين اقداماتی است که برای ارتقاء وضعيت آموزش نيروی انسانی در سال های قبل از انقلاب صورت گرفت. پس از انقلاب اسلامی شاهد رشد کمی و کيفی مقاطع و رشته های مرتبط با صنعت گردشگری در سطح کشور هستيم. بطوری که در فاصله سال های 1373 تا 1375 هنرستان کار و دانش در زمينه هتلداری و رشته های وابسته زير نظر آموزش و پروش تأسيس شد. همچنين تحصيلات دانشگاهی در مقطع کاردانی زير نظر دانشگاه جامع – کاربردی، دانشگاه آزاد و موسسه آموزشی بنياد و در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد توسط دانشگاه علامه طباطبايی و دانشگاه آزاد ارايه شد. روند تحولات مهم آموزش گردشگری در ايران به شرح زير مي باشد:
.1314- تاسيس اداره ي جلب سياحان خارجي و تبليغات در وزارت داخله(كشور) و برگزاري 3 دوره آموزشي كوتاه مدت براي 100 نفر از خدمه و آشپزها در داخل كشور . (برگزاری 3 دوره تربيت پيشخدمت و آشپز وارد به طبخ غذاهای فرنگی توسط بلديه تهران زير نظر يک معلم ايتاليايی)
.1342- واگذاري كليه امور مربوط به جهانگردي به سازمان جلب سياحان و تاسيس مدرسه مهمانخانه داري از سوي اين سازمان . (و تأسيس مدرسه عالی مهمانخانه داری توسط وزارت فرهنگ)
.1345- برگزاري اوليـن دوره كوتاه مدت توريسـم توسط سازمان جلب سـياحان و تاسيـس مدرسه عالي هتلـداري از سوي سازمان آموزش و پرورش . ( آغاز بکار مرکز آموزش خدمات جهانگردی سازمان جلب سياحان و تشکيل دوره های کوتاه مدت مديريت هتل، راهنمای جهانگردان و ميزبانی ) (تأسيس مدرسه عالی هتلداری در سطح فوق دييپلم توسط وزارت آموزش و پرورش)
.1354- اعزام اولين گروه 25 نفري از مربيان آموزشگاه هاي هتلداري و کارآموختگان ممتاز دوره های آموزشی هتلداری و جهانگردی برای آموزش 3 ماهه به ايتاليا .
.1374- تاسيس رشته مديريت جهانگردي در دانشگاه علامه طباطبايي
.1375- تأسيس مرکز آموزش عالی جهانگردی وابسته به سازمان مراکز ايرانگردی و جهانگردی و تاسيس مركز آموزش عالي هتلداري و سياحتي بنياد
.1383- پذيرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد رشته مديريت جهانگردی دانشگاه علامه طباطبايی
امروزه تماشاي آثار برجاي مانده از فرهنگ كهن، بناهاي تاريخي و باستاني، موزه هاي اشياء قديمي و جلوه هاي زندگي قرون گذشته حتي براي پيروان جنبش هاي رمانتيك (مكتب رمانتيسم ) كه شعراي انگليسي ويليام بليك و لردبايرون بيش از ديگران الهام بخش آن بودند تا مردم را به نظاره كردن شهرهاي ساخته شده به سبك گوئيك، رشته كوه هاي زيبا، رودخانه هاي خروشان و مناظر ديدني بكشاند، چندان جذاب و جالب بنظر نميرسد. ورزش هاي تفريحي مثل ماهيگيري و قايقراني يا ورزش هاي زمستاني كه انگليسيان در روستاي زيباي رزمات سوييس ابداع كننده آن بودند به تنهايي آمار گردشگر زيادي را به خود جلب نمي كنند.
رابطه بسيار نزديکي بين گردشگري و محيط زيست وجود دارد که سه شکل آن به شرح زير است :
1ـ بعضي از اشکال محيط زيست فيزيکي جاذبههايي براي گردشگران محسوب ميشوند.
2ـ تسهيلات و زيربناهاي گردشگري بخشي از محيط زيست ساخته شده را تشکيل ميدادند.
3ـ توسعه گردشگري و استفاده گردشگران از يک ناحيه اثرات زيست محيطي ايجاد ميکند.
اثرات زيست محيطي گردشگري عمدتاً به اين دليل است که در محيط هايي که حساس و شکننده هستند، اين فعاليت، توسعه يافته است. مانند جزاير کوچک، سواحل، نواحي کوهستاني، نواحي مراتفع، کنار سايت هاي تاريخي و باستاني، زيرا اين نوع مکان ها منابع مهم و جاذبههاي گردشگري توريست را شکل ميدهند (قادري،اسماعيل؛1380).
حضور گردشگران در کشورها مانند يک شمشير دولبه است از يک سو عاملي است که موجب حفاظت از ثروت هاي طبيعي و يادمان هاي باستاني و مذهبي کشور ميشود و از سوي ديگر عامل تخريب و حتي نابودي منابع است. لذا در توسعه حضور جهانگردان بينالمللي لزوماً بايد تشويق اثرات مثبت و محدودسازي آثار منفي اين توسعه حضور را مطمع نظر داشت: جهانگردي به حفاظت و حراست از منابع طبيعي کمک ميکند. مثلاً براي حفاظت از پوشش گياهي و حيات وحش، مناطق حفاظت شده، پارک هاي ملي و منطقهاي ايجاد ميشود. به علاوه حضور جهانگردان خارجي علاقهمند به اين منابع موجب بيداري مردم نسبت به ارزش ميراث طبيعي کشور اشکال مختلف بهرهبرداري از آنها خواهد شد. از اين رو توسعه جهانگردي بينالمللي بسيار مثبت و ارزنده است. به علاوه اينکه در مقايسه با ساير منابع به ويژه توليدات کارخانهاي آلودگي کمتري به دنبال دارد و نيز دليل موجهي براي بهسازي محيطي نقاط و چشماندازهايي است که تا پيش از اين توسعه، به دست فراموشي سپرده شده بودند.
بنابراين در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، جهانگردي بدون در دست داشتن خط مشي مشخص يا برنامه معين حراست و بهسازي محيط زيست توسعه يافته است. دليل اين امر احتمالاً کمبود منابع مالي و يا عدم آگاهي از زيان هاي احتمالي حاصل از توسعه حضور جهانگردان است.
آثار منفي حضور گردشگران بر محيط زيست عمدتاً عبارت است از: خسارت هايي که جهانگردان بر عناصر مختلف زيست محيطي که يک منبع مهم جهانگردي است وارد ميآورند. مانند تخريب زيستگاه هاي حيات وحش کشور، تخريب چشماندازهاي طبيعي (ناشي از زيادهروي در ايجاد تأسيسات اقامتي و پذيرايي در مناطق زيباي ساحل دريا و رودخانهها يا چشماندازهاي طبيعي)، تخريب يادمان هاي باستاي (سرقت يا خرابکاري در ساختمان هايي که داراي حفاظ نيستند)، آلودگيهاي هواي شهرها، آب رودخانهها و درياها به مناطق زيرزميني (ناشي از تراکم آمد و شد بازديدکنندگان در يک منطقه و نقض امکانات تخليه يا تصفيه فاضلاب و دفع اصولي زبالهها).
آثار اجتماعي و فرهنگي
در کتاب انسانشناسي گردشگري (اسميت) اثرات مختلفي در اين رابطه در نظر گرفته شده است.
1ـ بعضي از انواع اثرات اجتماعي ـ اقتصادي، تغييرات طبيعي هستند و فشارهاي ناشي از هر نوع توسعه اقتصادي را شامل ميشوند حتي اگر بوميان و گردشگران داراي زمينههاي فرهنگي يکساني باشند.
2ـ اثرات ديگر ناشي از تفاوت اجتماعي _ اقتصادي بين بوميان و گردشگران است که ممکن است داراي زمينههاي اقتصادي ـ اجتماعي يکسان يا متفاوتي باشند که تفاوت سطوح نسبي با توسعه اجتماعي ـ اقتصادي ـ سياسي بوميان و گردشگران به عنوان يک فاکتور مهم شناخته شده است.
3ـ نوع سوم اثرات منتج از تفاوت هاي فرهنگي چشمگير بين بوميان و گردشگران است. آن تفاوت ها ممکن است به ارزشهاي اصلي و نظام قانوني اعتقادات مذهبي، سنن، رسوم، سبک زندگي، الگوهاي رفتاري، نوع لباس، تقسيمبندي زمان، گرايش نسبت به بيگانگان و عوامل ديگر مربوط ميباشد.
کشور ما (و تقريباً همه کشورهاي جهان سوم) نسبت به اثرات فرهنگي، اجتماعي توسعه جهانگردي بسيار حساساند. هنوز جهانگردان از کشورهاي صنعتي توسعه يافته که داراي فرهنگ و شيوه زندگي کاملاً متفاوت با فرهنگ کشور ما هستند، موجب اصطکاک و تنش بين مردم و جهانگردان خواهد شد. اين برخوردها که به طرق مختلف و اشکال ظريف آشکار ميشود، در پارهاي مناطق باعث رنجش خارجيان و يا احساس عقبماندگي فرهنگي اتباع کشور شده، در هر صورت به دفع جهانگرد خارجي از سوي مردم منجر ميگردد (کروبي، 1384).
در دوران توسعه جهانگردي در صورتي که خط مشي جداسازي جهانگردان و خودکفايي اقتصادي بخش جهانگردي به همراه آموزش ظريف تحمل اجتماعي پيگيري نشود، اينگونه تناقضات فرهنگي در بخش هاي بين مردم و جهانگردان اجتنابناپذير است.
يکي از مقاصد برنامهريزي و سياستگذاري جهانگردي ممانعت از اينگونه درگيريها و کنترل تبعات فرهنگي حضور جهانگردان خارجي است. براي تأمين اين منظور معمولاً يکي از دو شيوه زير مود استفاده قرار ميگيرد :
1ـ تمرکز تأسيسات و تجهيزات جهانگردي در نقاط دور از مناطق پرجمعيت باعث ميشود تا از اين طريق از مواجهههاي فرهنگ هاي متفاوت مردم و جهانگردان (مثلاً پوشش آنان، نحوه استفاده از دريا، الگوي مصرف و ....) جلوگيري به عمل آيد. اما اين راهحل خود موجب مشکلاتي از قبيل ايجاد منطقه اقتصادي فعالي، جدا از محيط اجتماعي و اقتصادي بومي ميگردد به علاوه تمرکز تأسيسات و تجهيزات تفريحي به حالتي که استفاده از آن براي مردم بومي ميسر نباشد، صورت ناخوشايندي از حضور جهانگردان است. به همين خاطر چنين شيوهاي شايد بتواند براي منطق کم جمعيتي که بالقوه امکان توسعه جهانگردي دارند مفيد باشد.
2ـ ترکيب و پذيرش انواع خاصي از جهانگردان بينالمللي به منظور جذب مشتريان کم زحمتتر و پر درآمدتر به طوري که دريافتي حاصل از اين عده بيقليل عدم حضور تعداد کثيري جهانگرد معمولي را جبران ميکند. توفيق در اجراي اين سياست انتخاب اصلح را پيشنهاد دارد و مستلزم وجود تجهيزات، خدمات و محيط هاي استثنايي است که در اغلب مناطق با امکانات موجود در کشور و يا برنامههاي مصوب توسعه اجتماعي ـ اقتصادي آن مناطق انطباق ندارد. معالوصف برخي کشورها (نظير موريتاني) اين خط مشي را دنبال کرده و در اجراي آن توفيقاتي نيز بدست آوردهاند (ضرغام،حميد؛ 1380).
آثار اقتصادي گردشگري
كشورها و جوامع بصورت فزايندهاي به اين حقيقت پي بردهاند كه براي وضع اقتصادي خود بايد ابتكار عمل به خرج دهند و درصدد يافتن راههاي تازه اي برآيند. اگر چه در منطقههاي مختلف دنيا شرايط متفاوت است، ولي همواره گردشگري عاملي براي پيشرفت وضع اقتصادي بوده است. همچنين اين فعاليت مي تواند موجب تغييرات اقتصادي و اجتماعي شود.
گردشگري از طريق تأثير بر درآمد ملي، اشتغال، تغيير قيمت ها و تراز بازرگاني ملي، اقتصاد كشور را تحت تأثير قرار مي دهد. و پول و جمعيت را از مراکز تمرکز و ثقل صنعتي به سوي روستاها و نقاط طبيعي ميکشاند و سبب ميگردد تا پول و منافع اقتصادي در تمام سطوح جامعه به طور يکسان پراکنده شود (رضواني:1379،45) .
تاثيرات اقتصادي گردشگري
الف ـ تأثير گردشگري بر درآمد ملي: ميزان اين تأثير بستگي به نوع سرمايه گذاري و جايگاه اين صنعت در اقتصاد ملي دارد. مثلاً در صورتي كه توسعه آن از طريق سرمايه خارجي صورت گيرد، سود حاصل از اين سرمايه گذاري و پرداخت حق الزحمه كاركنان خارجي مبالغ قابل توجهي ارز غير ماندگار در كشور را شامل مي شود كه به كشورهاي ديگر انتقال مي يابد (ضرغام:37،1375) .
مبادلات خارجي قدرت خريد بالاتري را در بازار بين المللي براي كشوري كه داراي پول كم ارزش است مهيا مي كند. چون كه ممكن است ارز خارجي ابزاري براي خريد كالاهايي باشد كه در محل نمي توانند توليد كنند. گردشگري با توانايي توليد ارز خارجي مي تواند بعنوان يك فعاليت جديد در بعضي از كشورهاي در حال توسعه، شكل يافته و توسعه پيدا كند. براي مثال كشور كنيا نمونه اي از كشورهايي است كه درصد بالايي از درآمد ناخالص ملي (در سال 1989- در حدود90%) آن از محل ارز مسافران و گردشگراني تأمين مي شود كه به اين كشور مسافرت مي كنند و اين رقم در تراز پرداخت ها نقش بسيار مهمي دارد (قادري:54،1380).
ب ـ تأثير گردشگري بر اشتغال: با توجه به اينكه گردشگري يك فعاليت خدماتي كاربر است، عامل مناسبي در ايجاد فرصت هاي شغلي براي نيروي كار ساده بدون تخصص و كارگران نيمه ماهر به شمار مي رود. بطوري كه در برخي كشورهاي در حال توسعه بيش از 50 درصدي نيروي فعال، در فعاليت هايي اشتغال دارند كه مستقيماً و يا بطور غيرمستقيم به گردشگري مربوط است.
اين قبيل كشورها معمولاً تك محصولي هستند. در كشور ما كه فعاليت گردشگري بسيار محدود است، نيروي مشغول به كار در آن كمتر از 5 درصد جمعيت فعال كشور را تشكيل مي دهد (ضرغام: 1375،44).
مقايسه هزينه ايجاد فرصت هاي شغلي ناشي از توسعه گردشگري با ديگر بخش هاي اقتصادي بسادگي ميسر نيست. زيرا بستگي به سطح خدمات حرفه اي اين صنعت دارد.
مثلاً هزينه ايجاد يك فرصت شغلي در تأسيسات اقامتي، بسته به آنكه يك هتل 5 ستاره باشد يا يك مهمان پذير يك ستاره كاملاً متفاوت است. بنابر اين در انتخاب نوع گردشگري مطلوب بايد به حداكثر اشتغال ميسر با در نظر گرفتن سطح تكنولوژي كشور و امكانات موجود توجه شود.
ج ـ تأثير بر قيمت ها: تأثير گردشگري بر سطح عمومي قيمت كالا و خدمات بستگي به جايگاه اين بخش در اقتصاد ملي دارد. افزايش حضور گردشگران در يك ناحيه، انگيزه مناسبي براي توسعه تأسيسات گردشگري بهوسيله سرمايه گذاران غيربومي است. اين امر عامل مناسبي براي افزايش قيمت زمين در قطب هاي سياحتي به شمار مي رود. افزايش قيمت زمين در مناطق سياحتي، موجب افزايش قيمت زمين در تمام كشور خواهد شد كه نه تنها گردشگران بلكه متقاضيان بخش هاي كشاورزي، صنعتي و اجتماعي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد.
كمبود برخي كالاهاي مصرفي ساكنين محلي (مانند نان، گوشت، برنج و ميوه كه عرضه آنها غيرقابل انعطاف است) نيز از تبعات حضور گردشگران بشمار مي آيد. نتيجه اين افزايش تقاضا، تورمي است كه در تمام كشور انعكاس مي يابد. اين تورم را ميتوان با كاهش تقاضاي گردشگري، افزايش توليدات ملي يا افزايش واردات بوسيله ارزي كه مصرف كنندگان خارجي براي آنها مي پردازند مهار كرد. خطر تورم ناشي از توسعه گردشگري، ضرورت برنامه ريزي موثر براي مديريت توسعه بخش گردشگري را آشكارتر مي سازد.
د ـ تأثير بر بودجه عمومي: بهسازي و توسعه تأسيسات زيربنايي بزرگترين فشار را بر بودجه عمومي كشور وارد مي سازد.
اين تأسيسات (بندر،فرودگاه، جاده، ارتباطات راه دور، شبكه توزيع، آب سالم، برق، گاز، دفع زباله و خدمات بهداشتي) را شامل مي شوند كه براي توسعه و بهبود آنها به ناچار انجام بسياري از خدمات عمومي به تعويق مي افتد. با وجود اين لازمه تأمين توقعات گردشگران كشورهاي صنعتي، ارتقاء كيفيت و استانداردهاي اين تأسيسات و تجهيزات به سطح آن كشورها است.
توسعه اين قبيل تأسيسات بسيار هزينه بر است ولي موجب آسايش مردم، افزايش سطح زندگي و توقعات آنان مي شود (تقي زاده انصاري:1383،60).
جدول الگوی چرخه حيات گردشگری
|
مراحل |
خصوصيات |
رفتار گردشگري |
|
1. اوايل دوران كودكي |
تبعيت كامل ازوالدين يا قيم، تعطيلات كنار دريا و روي شنها. |
جست و جوي اماكن تفريحي كنار دريا يا خشكي باتسهيلات سرگرم كننده براي كودكان. |
|
2. اوايل نوجواني |
نفوذ بيشتر در تصميمگيريها هر چند كه هنوز تابع والدين باشند. |
گذراندن تعطيلات در گردشگاهها با سرگرميهاي شبانه، خوابگاه مخصوص جوانان و برنامههاي تعطيلاتي نيمه مستقل تعطيلات گروهي. |
|
3. جوانان |
جوانان، افراد مجردي كه در خانه زندگي نميكنند. |
تعطيلات با توجه به زمان و بودجه. شامل انواع فعاليتهاي پرحادثه و سرشار از تجربه. |
|
4. مرحله مشاركتي |
زوجهايي كه با هم زندگي ميكنند و داراي زندگي پرمشغهاي هستند. دراين مرحله كمبود زمان، مهمترين مانع سفر است. |
طرفدار تنوع و گشت و گذار در طبيعت در روزهاي تعطيل. |
|
5. مرحله اولية خانواده |
شامل والدين تنها با زوجهاي جدا شده است. معذورات مالي و درسي از موانع كليدي سفر هستند، اين افراد به تعطيلات خانواده محور تمايل دارند. |
علاوه وافر به تعطيلات اصلي، و با بازديد از VFR در زمانهاي تعطيل. |
|
6. مرحله پيشرفت خانواده |
هنوز موانع عمده مربوط به آموزش تعيم و تربيت است. الگوهاي تعطيلاتي از بين رفتهاند. |
هماهنگ سالي برنامههاي تعطيلاتي با برنامههاي فرزنداني كه در شرف رسيدن به وضعيت نيمه مستقل هستند. |
|
7. خانة خالي |
فرزندان خانه را ترك كردهاند، و والد يا والدين آزادي و فراغت بيشتري يافته است. |
در اين هنگام خانواده، رفاه مالي بيشتري براي رفتن به مسافرتهاي اكتشافي دارد. |
|
8. بازنشستگي |
با بازنشسته شدن زن و مرد، جست و جوي درآمد ثابت ميماند ولي زمان به اندازه كافي موجود است. |
جست و جوي مدام كيفيت، با افزايش سن، افراد به دنبال تعطيلات كم تب و تابتري هستند. پيري و كهولت سن مانعي براي سفر به حساب نميآيد. |
مآخذ: لومسدن، لس؛ 1380: 74
امروزه صنعت جهانگردي به عنوان يكي از مهمترين صنايع جهان كه نقش عمدهاي در بهبود وضعيت اقتصادي كشورها وتوسعه اقتصادي آنها دارد، از سوي كارشناسان، دانشمندان، مديران و برنامهريزان اقتصادي كشورهاي مختلف مورد توجه قرار گرفته است، «تاثير اقتصادي اين صنعت به حدي قابل ملاحظه است كه حدودا مخارج 7% از سرمايه جهان را دربر ميگيرد». (به واسطه اين توجه ويژه و به منظور بهرهبرداري موثرتر از اين صنعت در راستاي توسعه اقتصادي، اركان اصلي صنعت جهانگردي كانون توجه برنامه ريزان بوده است، مواردي نظير منابع جهانگردي، تاسيسات و تجهيزات جهانگردي واز همه مهمتر حمل ونقل و اجزاي آن.)
صنعت گردشگري به عنوان بزرگترين و متنوعترين صنعت در دنيا به حساب ميآيد. بسياري از كشورها اين صنعت پويا را به عنوان منبع اصلي درآمد، اشتغال، رشد بخش صنعتي و توسعة ساختار زيربنايي ميدانند. به ويژه در سراسر دنيا در كشورهاي در حال توسعه، يعني در آنجاها كه شكلهاي ديگر توسعة اقتصادي مثل توليد يا استخراج منابع طبيعي، از نظر اقتصادي به صرفه نيست يا نقش مهمي در صحنه تجارت و بازرگاني ندارد و به توسعه صنعت گردشگري توجه زيادي ميشود.
گردشگري عنصر بزرگ دنياي مدرن است. امروزه كشورهايي كه بيشتر به توسعه اقتصادي خود ميانديشند به صنعت گردشگري و فراغت به عنوان يك ضرورت مهم مينگرند. به همين دليل گردشگري در اغلب كشورها به ويژه ممالك غربي گسترش و پيشرفت فوقالعادهاي يافته به طوري كه فرانسه به تنهايي در سال 2005 پذيراي بيش از 75 ميليون گردشگر بوده است که باتوجه به فاصله زماني افزايش قابل توجه بوده است.
(WTO,Tourism Hilight, 2006)
مطابق نظر سازمان جهاني گردشگري انتظار ميرود كه تا سال 2010 تعداد افرادي كه به مسافرتهاي بينالمللي ميپردازند به 935 ميليون نفر برسد؛ يعني تقريباً دو برابر تعداد 500 ميليون نفري كه در سال 1993 به خارج از موطنشان مسافرت كردهاند. اين رقم براي سال 1950 فقط 25 ميليون نفر بود (لاند برگ، دانلد؛1383) بسياري از فعاليتهاي اقتصادي با فعاليتهاي گردشگران مرتبط هستند كه از جمله مهمترين آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: حمل و نقل عمومي، خطوط هواپيمايي، شركتهاي اجاره خودرو، خطوط مسافرت دريايي، مسافرت با قطار و وسايل نقليه موتوري، به اين موارد هتلها، مراكز گردهمايي و همايش و ديگر مكانهاي اسكان عمومي نيز اضافه ميشوند. موارد ديگر عبارتند از بنگاههاي اقتصادي كه مسافرتها را ترتيب داده و انجام آنها را تسريع مينمايند از قبيل سازمانهاي مسافرتي و آژانسهاي گردشگري و مكانهاي جذب گردشگران از قبيل پاركهاي ملي و پاركهاي موضوعي كه امكانات تفريحي و سرگرمي را براي بازديدكنندگان فراهم ميآورند. بسياري از بنگاههاي ديگر نيز در فعاليتهاي مربوط به گردشگري سهيم هستند كه رستورانها يكي از موارد آن ميباشند (لاندبرگ، دانلد، 1383).براساس پيشبينيهاي سازمان جهاني جهانگردي، تا سال 2000 تعداد جهانگردان به 650 ميليون نفر بالغ خواهد شد. حال آنكه جمعيت جهان در سال 1000 ميلادي، فقط 500 ميليون نفر بوده است. در سال 1993 علي رغم ركود اقتصاد جهاني تعداد جهانگردان به 500 ميليون نفر رسيد. درآمدهاي حاصل از بخش جهانگردي نيز به 304 ميليارد دلار رسيد. اين مبلغ، نمايانگر 8% صادرات كالاهاي تجاري و 30% صادرات خدمات است. در ميان صادرات كالاها و خدمات، جهانگردي مكان اول جدول را به خود اختصاص داده و بالاتر از صادرات نفت، اتومبيل و تجهيزات الكترونيكي قرار گرفت. بنابر پيشبينيهاي سازمان جهاني جهانگردي تعداد جهانگردان بينالمللي، در پايان دهة 1990 م تا 8/3% و در پايان دهه اول قرن بيست و يكم، تا كمي بيش از 5/3% افزايش خواهد داشت.
ویژگی های جهانگردان بينالمللي
يكي اينكه جهانگردي، عمدتاً در كشورهاي توسعه يافته وجود داشته است. وقت آزاد بهتر و بيشتر برابر شده است با سير و سفر بيشتر. در سال 1960، بيش از 96% مسافرتهاي خارجي در اروپا و آمريكا ثبت شد. اين رقم، در سال 1993 نيز تقريباً 80% بود.
دوم اينكه جهانگردي در مناطق نزديك كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته متمركز شده است. به طور كلي هر چه كشورها به يكديگر نزديكتر باشند، تبادل مسافر بيشتري بين آنها صورت خواهد گرفت. جهانگردي درون منطقهاي قسمت عمده جهانگردي را تشكيل ميدهد(داس ويل، راجر؛ 1379).
بدون ترديد بسياري از کشورهاي جهان در رقابتي نزديک به دنبال کسب منافع و مزاياي هر چه بيشتر اجتماعي، اقتصادي و سياسي در کشورهاي متبوع و بالا بردن سطح اشتغال ناشي از بهينه سازي اين صنعت هستند. يقيناً بهره برداري از فرصتهاي موجود در صنعت گردشگري، مانند هر فعاليت ديگري مستلزم اتخاذ سياستهاي اصولي و طرح برنامه هايي مبتني بر تحقيقات و مديريت علمي مي باشد.
يکي از اساسي ترين فعاليت هاي دولت ها طراحي و تدوين سياست ها و برنامه هاي کلان است (هال و جنکينز، 1378، 17). سياستها و برنامه هاي کشور به جهانگردي به عنوان ابزاري مؤثر در ادامه روند توسعه سياسي، فرهنگي و اقتصادي توجه خاصي مبذول مي شود.
با نگاهي کوتاه به آمارها و روندهاي رشد ارايه شده از سوي سازمان جهاني جهانگردي درمي يابيم که اين صنعت چه آثار مهمي بر اقتصاد جهاني گذاشته است و اين خود بيانگر اهميت و گسترده بودن نقش آن در کشورها ميشد (www.world-tourism.org).
عليرغم گسترش روزافزون و پرشتاب صنعت جهانگردي در سطح دنيا و با وجود منابع فراوان، جذب جهانگرد در کشور ما، طبق آمارهاي موجود حاکي از عدم موفقيت اين صنعت در کشور ما است.
(گزارش سالانه سازمان ايرانگردي و جهانگردي، سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، 1378-1377).
اکنون کشور ما در مقطع ورود به مرحله اي خاص از تاريخ حيات اقتصادي خود است که داشتن تحليل ها و برنامه هاي واقع بينانه از آن به برنامه ريزان کمک خواهد کرد تا با اتخاذ سياست هاي مناسب از وقوع پديدهاي نامطلوب جلوگيري نمايد. مهمترين ويژگيهاي مقطع جديد اقتصاد ايران را مي توان کاهش شديد بهره وري منابع مادي و انساني جامعه، تحولات هرم سني جمعيت و عرضه قابل توجه نيروي متقاضي کار، عدم ساز و کارهاي ايجاد کننده رشد بالا و پايدار نام برد (سند برنامه سوم توسعه، 1378).
شرايط و وضعيت اقتصادي و اجتماعي کنوني کشور ما به گونه اي است که ايجاب مي نمايد با بازنگري در امکانات و توانمندي هاي موجود، چاره اي براي مقابله و مواجهه با معظلاتي همچون وابستگي به نفت، رشد نيروي کار و افزايش نگران کننده بيکاري بيابيم. توانمندي هاي بالقوه کشور ما در صنعت جهانگردي از جمله عرصه هايي است که در صورت بالفعل شدن مي تواند در رفع بسياري از معضلات و مشکلات ذکر شده مؤثر و کارساز باشد.
امروزه صنعت جهانگردي در دنيا يکي از منابع مهم درآمدزايي کشورها محسوب مي شود و به عنوان گسترده ترين صنعت خدماتي دنيا، جايگاه ويژه اي در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و سياسي به خود اختصاص داده است، بطوريکه براساس آخرين گزارش سازمان جهاني جهانگردي(WTO) در سال 2005 حدود 763 ميليون نفر جهانگرد در بازار جهاني گردشگري جابه جا شده اند. درآمد حاصل از مجموع سفرهاي گردشگري کشورهاي جهان در اين سال حدود 623 ميليارد دلار بوده است.
بررسيها نشان مي دهد سهم کشورهاي اروپايي از بازار جهاني جهانگردي در سال 2005، 5/54 درصد، کشورهاي آمريکايي 5/16 درصد، آسيا و اقيانوسيه 20 درصد، خاورميانه 6/4 درصد و کشورهاي آفريقايي 4/4 درصد بوده است (TWO, Tourism Highlights, 2005).
در اين ميان کشور ما با داشتن قدمت تاريخي چندين هزار ساله و با وجود داشتن جاذبه هاي بيشمار فرهنگي و طبيعي گردشگري که به لحاظ منابع جذب جهانگرد در رده 10 کشور برتر دنيا قرار گرفته، (گزارش سازمان ايرانگردي و جهانگردي، سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، 1378)، داراي سهم اندکي در بازار جهاني مي باشد به طوريکه براساس آخرين گزارش سازمان جهاني جهانگردي، ايران توانسته است 6/1 ميليون نفر جهانگرد را به خود جذب کند و درآمد حاصل از ورود اين جهانگرد بالغ بر 074/1 ميليون دلار بوده است که در منطقه آسياي جنوبی تنها 1/22 درصد از بازار جهانگردي را دارا مي باشد. اين در حالي است که کشور هندوستان نيز که در اين منطقه قرار دارد، توانسته است 9/44 درصد از بازار جهانگردي را به خود اختصاص دهد (TWO, Tourism Highlights, 2005)، که با توجه به موقعيت و منابع ايران در سطح دنيا سهم ايران حتي به سختي به 1/0 درصد مي رسد که سهم بسيار ناچيزي است.
واضح است که موفقيت در اين صنعت و دست يابي به عوايد و منافع مادي و غيرمادي حاصل از آن قبل از هر چيز مستلزم انجام مطالعات جامع و همه جانبه براي شناسايي ابعاد و امکانات و محدوديت هاي توسعه کشور مي باشد.
تعاريف جهانگردي
به دليل چند وجهي بودن و ميان رشته اي بودن جهانگردي، از ديدگاه هاي مختلفي اعم از اقتصادي، جامعه شناختي، جغرافيايي و مديريتي مي تواند مورد بررسي قرار گيرد. شايد به همين دليل است که تا کنون تعاريف متعددي از جهانگردي با توجه به ديدگاه رشته هاي مختلف صورت گرفته است.
آرتور بورمن (1931) جهانگردي را چنين تعريف کرده است: «جهانگردي مجموعه مسافرتهايي را در بر مي گيرد که به منظور استراحت و تفريح و تجارت يا ديگر فعاليت هاي شغلي و يا اينکه به منظور شرکت در مراسم خاص انجام گيرد و غيبت شخص جهانگرد از محل سکونت دايم خود در طي اين مسافرت موقتي و گذرا مي باشد. بديهي است کسانيکه اقدام به مسافرت هاي شغلي منظمي بين محل کار و زندگي خود مي کنند مشمول اين تعريف نميشوند». از ديدگاه بازاريابي و بازاريابان گردشگري به مجموعه فعاليتي گفته مي شود که در جريان مسافرت يک گردشگر اتفاق مي افتد. اين فرايند شامل هر فعاليتي که در جريان مسافرت يک گردشگر اتفاق مي افتد مي شود. اين فرايند شامل هر فرايندي از قبيل برنامه ريزي سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتي يادآوري خاطرات آن نيز مي شود. همچنين فعاليت هايي را که گردشگر به عنوان بخشي از سفر انجام مي دهد نظير خريد کالاهاي مختلف و تعامل ميان ميزبان و ميهمان را نيز در بر مي گيرد. بطور کلي مي توان هر گونه فعاليت و فعل و انفعالي را که در جريان سفر يک سياحتگر اتفاق مي افتد گردشگري تلقي کرد (Lumsdon, les,1997,).
در سال1942 اقتصاددان هاي سوييسي که بيشتر جهانگردي را محور تحقيقات و مطالعات خود قرار داده بودند، تعريف نسبتاً بهتري به دست دادند که از آن جمله مي توان از تعريف هونزيکرـ کراپف نام برد. به عقيده آنان جهانگردي عبارت است از ظهور مجموعه روابطي که از مسافرت و اقامت يک نفر غيربومي بدون اقامت و اشتغال دايم در يک محل به وجود مي آيد. اين تعريف مدتها از جانب انجمن بين المللي متخصصين علمي جهانگردي يعني AIEST مورد قبول قرار گرفت (رضواني،علي اصغر؛1374).
در مسابقاتي که اتحاديه بين المللي جهانگردي براي به دست آوردن يک تعريف جامع از جهانگردي گذشته بود، تعريف زير از ميان تعاريف به دست آمده برگزيده شده، بر طبق اين تعريف، جهانگردي عبارت است از مجموعه تغييرات مکاني انسان ها و فعاليتي است که ازآن منتج مي شوند. اين تغييرات خود ناشي از به واقعيت پيوستن خواست هايي است که انسان را به جابه جايي وادار مي کند و بالقوه در هر شخصي با شدت و ضعف متفاوت وجود دارند (رهنمايي،تقي؛25:1369).
سازمان جهاني جهانگردي تعريف ذيل را در مورد جهانگردي ارايه کرده است: «جهانگردي يا گردشگري، مجموعه کارهايي است که فرد در مسافرت و در مکاني خارج از محيط محصول خود انجام مي دهد، اين مسافرت بيش از يک سال طول نمي کشد و هدف ان تفريح، تجارت يا فعاليت هاي ديگر است» ( W.T.O, 1997).
در تمام تعاريف بالا، اشتراکاتي از قبيل جداشدن فرد از محل زندگي دايمي خود، موقتي بودن سفر و فعاليت هايي مانند تفريح و سرگرمي و يا بازديد مشاهده مي شود.
اصطلاح توريست (جهانگرد) از قرن نوزدهم معمول شد در آن زمان اشراف زادگان فرانسه مي بايست براي تکميل تحصيلات و کسب تجربه هاي لازم زندگي اقدام به مسافرت نمايند اين جوانان در آن زمان توريست ناميده مي شدند و بعدها در فرانسه اين اصطلاح در مورد کساني به کار مي رفت که براي سرگرمي و وقت گذراني و گردش به فرانسه سفر مي کردند و بعداً با تعميم بيشتر به کساني اطلاق مي شد که اصولاً به اين منظور به سفر مي رفتند. کم کم کلمه توريست به بعضي زبانهاي ديگر وارد شد و از آن واژه توريسم به وجود آمد، از همان زمان توريست و توريسم به بعضي از مسافرت ها و مسافريني گفته مي شود که هدف آنها استراحت، گردش، سرگرمي و آشنايي با مردم بود و نه کسب درآمد و اشتغال به کار. در زبان فارسي اصطلاح سياح در گذشته به کساني گفته مي شد که با هدف و منظور شخصي دست به سفرمي زنند، مانند ناصر خسرو، سعدي و اين واژه در زبان فارسي تا نيمه اول قرن بيستم در معني فوق به کار مي رفت تا آنکه دو واژه جهانگرد و جهانگردي جاي آن را گرفت اما در اروپا گر چه در قرن هفدهم احتياج به چاپ کتاب راهنمايي جهانگردي احساس شد ولي تعداد کساني قادر بودند براي سرگرمي و استراحت اقدام به سفر به يک کشور خارجي نمايند بسيار کم و محدود بود و اين عدم امکان و محدوديت تا قرن نوزدهم ادامه داشت، زيرا مسافرت ها اغلب طولاني و ناراحت کننده بودند و وسايل حمل و نقل سريع و راحت وجود نداشت، مخارج حمل و نقل و مسافرت نيز بسيار گران تمام مي شد. در سال 1925 کميته مخصوص آمارگيري مجمع ملل افراد زير را جهانگرد شناخت:
1ـ کساني که براي تفريح و دلايل شخصي با مقاصد پزشکي و درماني سفر مي کنند.
2ـ کساني که براي شرکت در کنفرانس ها، نمايشگاه ها، مراسم مذهبي، مسابقات ورزشي و از اين قبيل به کشورهاي ديگر سفر مي کنند.
3ـ کساني که به منظور بازاريابي و امور بازرگاني سفر مي کنند.
4ـ افرادي که با کشتي مسافرت مي کنند و در بندري در مسير راه تا 24 ساعت اقامت مي نمايند (فيض بخش،علي ؛1355).
سازمان جهاني جهانگردي (W.T.O) ضمن انجام يک تقسيم بندي بين اصطلاحات جهانگرد يا گردشگر (Tourist) گردشگر يک روزه (Same day visitor)، ديدار کننده (Visitor) و مسافر (Traveler) تعاريف ذيل را ارايه مي دهد:
ـ جهانگرد يا گردشگر (ديدار کننده يک شبه): مقصود کسي است که دست کم يک شب در يک اقامتگاه عمومي يا خصوصي، در محل مورد بازديد بسر برد.
ـ گردشگر يک روزه کسي است که يک روز به مکان ديگري مي رود ولي شب را در آنجا نمي گذراند.
ـ ديدار کننده کسي است که به مکاني غير از محيط معمولي خود مسافرت مي کند کمتر از 12 ماه متوالي در آنجا بسر مي برد و هدف اصلي از اين مسافرت اين نيست که در مکان مورد بازديد در ازاء دريافت پول کار کند.
ـ مسافر کسي است که بين دو يا چند نقطه مسافرت کند (واي گي،چاک؛ 22:1382).