تبليغاتX
بوی کوچ، بوی سفر، بوی راه

 نماد چلیپا (+)یكی از قدیمی ترین نقش های باستانی است كه قرن ها  با چرخ زمان چرخیده ؛ از آئین مهر گرفته تا آرامگاه های هخامنشیان.


در ایران، گاهی گردونه مهر یا گردونه خورشید نامیده شده و گاه این نام ها محل شك بوده است.  چلیپا، نگاره ای بسیار كهن است و در نزد قدیمیان نماد نیروهای نهفته در طبیعت و نیروهای آسمانی به شمار می آمد. این نماد در اكثر تمدن هایی پیشینه باستانی غنی داشته اند، دیده می شود.
از دیدگاه نیروهای آسمانی و مینوی، چلیپا، روشنگر خوشبختی، آشتی، نیروی زندگی بخش، درمان كننده، سپاس از خدایان و در خدمت پشتیبانی و آمرزش از آنان به شمار می آمد و نیز عنصری بوده كه مردم را از پلیدی ها و چشم زخم ها، بدبختی ها و اهریمنان نجات داده و ارواح شیطانی را به دور رانده است. نمایانگر پیوند با خورشید، ماه و آخشیج های چهارگانه؛ آب، باد، آتش و خاك كه برپادارنده هستی، آفرینش جهان و آدمیان است.
چلیپا در برخی تمدن ها
شاهان آشور از نماد خدایان و دیگر مقدسات خود، گردنبندی به سینه می آویختند كه چلیپا، نماد قدرت مذهبی و سیاسی در میان آن جا گرفته بود. آشوریان سنگ گورهای مردگان خود را نیز به شكل چلیپا قرار می دادند. چلیپا در كشور ایران در آئین مهری خودنمایی می كند، البته نمی توان پنداشت كه با آئین مهری به دیگر كشورها راه یافته، زیرا كیش مهری در سده نخست میلادی به رم رفته، در حالی كه نشان چلیپا در سده هفتم و هشتم پیش از میلاد در یونان و رم باستان دیده می شود.
چلیپا در مصر نشان زیستن و جاودانگی بود. همچنین بر جامه پاره ای از كاهنان كه خود را نماینده آمون، خدای خورشید در روی زمین می دانستند و نیز روی سینه چند تن از فراعنه نشان چلیپا دیده شده است.
در هند، این نشانه نماد خوبی، خوشی، افزونی و فرخندگی و حركت خورشید است. بر سردر پرستشگاه شیوا، سه چلیپا نقش شده است. چلیپا هزاره ها پیش از مسیح در كشورهای كهن آسیایی، آفریقایی و پاره ای سرزمین های اروپایی، نزد تیره های گوناگون مردم در سرزمین های دیگر از آمریكا گرفته تا زلاندنو به كار می رفت و دارای ویژگی های درمان بخشی، نگهبانی، فراوانی و افزایش بود.
چلیپا در ایران
این نشانه در ایران برای اولین بار در خوزستان دیده شده كه قدمت استفاده آن به هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح می رسد و این نمایانگر پیشینه كهن این نشانه است.پژوهشگر آلمانی، هرتسفلد آن را گردونه خورشید نامیده است. البته ممكن است هرتسفلد از دیدگاه اروپاییان كه فرهنگ خود را بر پایه های دانش و فرهنگ یونانی می دانند، برای نامگذاری این نشانه كمك گرفته باشد.در شوش، تل بكون در مرودشت (در جنوب غربی تخت جمشید)، سفالینه هایی كه مربوط به هزاره چهارم پیش از میلاد است، به دست آمده كه چلیپا را به حالت های مختلف در آن می توان دید. سیلك كاشان نیز از جمله مكان های تاریخی است كه پژوهشگران به سفالینه هایی در آنجا دست یافتند كه نشان چلیپا داشتند.
با ورود اسلام، دیدگاه ها و اندیشه های قومی و بی بدیل ایرانی به دیگر كشورهای اسلامی راه یافت. بسیاری از اندیشه ها چون نیكو بود و گیرایی داشت، نه تنها زنده ماند، بلكه رشد یافت و بالنده شد. چلیپا نیز از این شكوفایی دور نماند، زیرا هم از زیبایی برخوردار بود و هم رنگ دینی داشت. دكتر بختورتاش در كتاب نشان رازآمیز چلیپا را عنصر تاثیرگذار و مهمی در هنر اسلامی می داند، زیرا توانسته نقش های گوناگون و دلپذیری را ایجاد كند و در واقع رابط و پیونددهنده نگارهای پیچیده و زیبا و چشم نواز به شمار می آمده است. این نشانه قابلیت داشته كه نام های بزرگان دینی، پیكره ها، گچبری، گل و بوته و شاخ و برگ را بسیار خوب به یكدیگر پیوند داده و درواقع نقش بنیادی و مفهوم عالی و دینی و اخلاقی خود را بخوبی انجام دهد.
در مسجد جامع نائین كه بر خرابه های یك پرستشگاه ساسانی ساخته شده است، ستون های محراب دارای گچبری های زیبایی است كه از شاهكارهای هنری محسوب می شود. كاشی های زرین فام كه از شهر كاشان قرن هشتم هجری است، با نقوش زیبای گل و بوته و چلیپا، در موزه ایران باستان نگهداری می شود.
چلیپا در دایره المعارف ها
مرحوم دكتر معین در توضیح چلیپا می نویسد؛ به زبان آرامی، صلیب معرب آن و در ادامه به تعابیر مختلف از این كلمه می پردازد؛ 1 داری كه عیسی (ع) را بر آن مصلوب كردند. 2 - چوب چهارپره كه مسیحیان به نشان دار عیسی (ع) بر گردن می آویزند و با خود دارند یا در كلیساها و نقاط دیگر برپا كنند. 3 خط منحنی، كج و منحرف نوشته 4 كنایه از زلف معشوق، چلیپای فلك، شكلی كه از تقاطع خط محور و خط معدل النهار حاصل می شود.
در فرهنگ برهان قاطع آمده است؛ داری است كه به اعتقاد نصاریان عیسی (ع) را بر آن به صلیب كشیدند و آن به شكل + است و آن را ترسایان سازند و به جهت تیمن و تبرك بر گردن آویزند و بعضی گویند سه گوشه ای باشد كه براهمه و هنود از طلا و نقره و امثال آن سازند و بر رشته زنار كشند و هر خط منحنی را نیز گفته اند و كنایه از زلف معشوق و صلیب معرب چلیپاست. دیگر فرهنگ های فارسی درباره چلیپا نیز در همین حد نوشته اند. برخی شاعران نیز در اشعار خود به چلیپا اشاره كرده اند؛
سعدی:     گر به مسجد روم ابروی تو محراب من است
                ور در آتشكده، زلف تو چلیپا دارم
چلیپا در مكان های مختلف و در تمدن های اقوام دیگر، معانی و مفاهیم خاص خود را دارد. این نقش در چرخش تاریخ به رغم كاربردش در دوره های مختلف، مفاهیم و جایگاه خود را حفظ كرده است و این آشكار می كند كه چرخش زمان، مفهوم این نگاره را دستخوش تغییرات اساسی و بنیادی نكرده است. چلیپا در آئین مهر، در دوره های پیش از اسلام و پس از اسلام، گرچه تغییراتی جزئی در فرم و شكل داشته است، اما همچنان مفهوم روحانی و معنوی خود را داشته است. پیش از اسلام به تعبیری گردونه مهر یا گردونه خورشید است، گاهی برای دور كردن بدی ها و زشتی ها، گاه نماد خوشبختی و بركت و گاه... و پس از اسلام هم متناسب با فضای روحانی و مینوی كه داشته، در مكان های مقدس به كار رفته است.

نوشته شده توسط الهام حسینی در هشتم آذر 1388 |

 سال 2010 ميلادي به نام سال «گردشگری اسلامي» توسط سازمان كنفرانس اسلامي (oic) نامگذاري شد.

گردشگري اسلامي داراي معاني زيادي است، اما چنانچه در معجم الوسيط آمده‌ است، اصطلاح امروزي آن بر معاني ويژه‌اي دلالت‌ مي‌كند. يكي از اين معاني، سير و سفر در كشورها براي گردش، آشنايي، جستجو و كشف است نه براي كسب درآمد و اقامت ‌گزيدن.

نوشته شده توسط الهام حسینی در سیزدهم آبان 1388 |

 

 گردشگری مذهبی یکی از قدیمی ترین و پر رونق ترین گردشگری های گذشته و حال حاضر در سراسر جهان است (Ajit؛ 2:2004) که قدمت آن به فرهنگ دینی می رسد. اگر نگاهی به تاریخ گذشته در زمینه ی سفرها و گردش های مذهبی داشته باشیم به گردش های مذهبی چون مراسم مقدس یونانیان باستان در معابد آپولون و ...، سفرهای مصریان برای دیدار از فراعنه و ...( دورانت؛ 1370: 205)، ایرانیان باستان به معبد آناهیتا در کنگاور و ... (کریستین سن؛1369 :232) و نظایر آن بر می خوریم که هریک به گونه ای، قدمت و رواج این شکل از گردشگری را درمیان ملل مختلف نشان می دهند.

گردشگری و گذران اوقات فراغت به شیوه ای جدید، پدیده ای پیامدی و همزمان جزء جدایی ناپذیر جامعه ی صنعتی و حلقه ای مهم در باز تولید آن است(مومنی؛ 1386: 15)، اما زیارت و گردشگری مذهبی که ریشه در باورها و اعتقادهای دینی_مذهبی دارد، به مفهوم تخصصی خود فراتر از وابستگی به زمان و اوقات فراغت، عامل مهم جغرافیای انسانی در شکل گیری مسافرت، ایجاد تمرکز و چشم انداز فرهنگی است. در میان گردشگران مذهبی با دو گروه مواجه هستیم: یکی زائران، کسانی که انگیزه ی آنان از مسافرت، فقط انجامم امور مذهبی است و زمان و مدت اقامت آن ها، تابع اوقات فراغت نیست و دیگری، گردشگران مذهبی که ضمن انجام زیارت و شرکت در مراسم مذهبی از مکان های دیگر گردشگری ( اعم از مذهبی و غیر زیارتی) نیز دیدن می کنند و یا به عبارتی دیگر، اهداف مسافرت آن ها چند منظوره با الویت زیارت است. با این وجود امروزه گردشگری مذهبی با همه اجزاء و گونه های مختلف آن، به سبب ویژگی های ساختاری و کارکردی خاص، توانسته خود را در متن گردشگری جهانی جای دهد، به طوریکه حوزه نفوذ آن سراسر جهان را فرا گرفته است( Nolan,1989:11/ Santos,2004:8) و براساس برآوردی 26 درصداز کل جریان های گردشگری جهان را به خود اختصاص داده ااست(ICEP,1997:30) به هر حال پیدایش، حیات، شکل گیری، رشد و توسعه ی شهرهای مذهبی( از جمله مشهد و...)، محصول ارتباط متقابل و پیامدهای فضایی جهان بینی با محیط است.

نوشته شده توسط الهام حسینی در چهارم مهر 1388 |

يكي از نويسندگان مصري معتقد است كه ايرانيان با پيش زمينه هنر تئاتر كه در جامعه‌شان داشتند، توانستند از شهادت امام حسين و اصحابش درام‌هاي مذهبي بيافرينند. درصورتي كه عرب‌ها هيچ‌گاه در اين انديشه نبودند كه از اين وقايع بهره بگيرند، زيرا در ميانشان هنر نمايش، سنت نبود. بنا به نوشته كتاب "پژوهشي در تعزيه و تعزيه خواني"، تعزيه‌خواني بيرون از حوزه مسجد و منبر و حيطه عمل و نفوذ دستگاه رسمي مذهبي و دور از از نظر و راي جامعه روحانيت و در ميان توده مردم تكوين يافت و شكل گرفت. هرچند كه بعدها روحانيون نيز با مشاهده شور و هيجان مردم تعزيه را پذيرفتند و آن را با رعايت شرايطي مجاز و مشروع شمردند. 

بنابراين انتظار داريم در فرهنگ تعزيه خواني، كه يك حركت و فعاليت خودجوش مردمي ايرانيان بوده، عناصر و نمادهايي را بيابيم كه با آيين‌هاي باستاني در ارتباط باشند. در واقع "تعزيه‌خواني يك آيين مذهبي ـ عبادي يا يك بازي آييني ـ نمايشي و صورتي تركيبي از هنر كهن داستان‌سرايي و نقالي و سنت روضه‌خواني و نوحه‌سرايي در ايران است."از اين رو بسياري از پژوهشگران بر اين باورند كه برگزاري مناسك مذهبي و آيين‌هاي سوگواري در سال روز شهادت امام حسين(ع) بي‌ارتباط با عناصر موجود در مراسم مربوط به شخصيت‌هايي همچون سياوش، تموز(دوموزي)، ازيريس، ديونيزوس، باكوس(باخوس)، آدونيس، پرسفون، آتيس و ... نيست. وجه مشترك همه اين اشخاص اين است كه در فرهنگ مربوطه‌شان، مقدسند، با مرگ فجيع از دنيا رفته‌اند و يك تراژدي را تداعي مي‌كنند، حضور بارز يك زن در كنارشان مشهود است، و هر ساله برايشان آيين‌هاي سوگواري برگزار مي‌شده است. شايد بتوان بيان كرد كه وقايع كربلا، نوعي روح تراژدي را در ادبيات ايران و ايرانيان دوباره بيدار كرد. موضوعي كه از قبل هم وجود داشت، و بنابه مذهب و دين جديدي كه ايرانيان پذيرفته بودند، شكل تازه‌تري به خود گرفت. محمد ميرشكرايي در مقاله "استمرار عناصر فرهنگي كهن ايراني در تعزيه" از دو اثر "يادگار زرير" و "شاهنامه" ياد مي‌كند. وي همانندي عناصر رجز خواني، اجازه ميدان خواستن نوجوانان و نيرنگ در نبرد را در هر سه اثر يادگار زرير و شاهنامه و همچنين در واقعه عاشورا به خواننده مي‌نماياند.

 

نگارنده : آرش نورآقايي

منابع: پژوهشي در تعزيه و تعزيه خواني، عنايت‌الله شهيدي، تهران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي با همكاري كميسيون ملي يونسكو در ايران، 1380

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در پنجم بهمن 1386 |

مندائیان تاریخ اسطوره ای خود را به حضرت آدم می رسانند

خوزستاني ها به مندائيان يا صابئين، "صبي"(به ضم ص و تشديد ب) مي‌گويند كه از ريشه "صب" عربي به معناي ريختن آب گرفته شده است اما مندائيان معتقدند كه عنوان "مندايي" از كلمه آرامي "مندا" به معناي علم و عرفان و معرفت آمده است.مشخص شده كه مندائيان در اواخر دوران اشكاني از فلسطين و اطراف وارد بين‌النهرين شده‌اند و تحقيقات تاريخي نشان مي‌دهد كه اين قوم، همان صابئيني هستند كه در قرآن در شمار اهل كتاب ذكر شده اند و در سال 1375 حضرت آيت‌الله خامنه‌اي هم فتوايي مبني بر اهل كتاب بودن ايشان صادر كردند.از تعداد دقيق مندائيان در ايران يا در كل جهان آمار دقيقي وجود ندارد، اما به نظر مي‌رسد كه تعداد 20000 نفر از آن‌ها در ايران(خوزستان) و شايد دو يا سه برابر اين تعداد هم در عراق(بغداد و شهرهاي جنوبي) زندگي مي‌كنند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط الهام حسینی در بیستم آبان 1386 |