حیدرآباد آذر 1391( بخش اول؛ باغ وحش)
ما بعد از اینکه شب با قطار از بمبئی به حیدرآباد رسیدیم، صبح زود در نزدیکی راه آهن یک مکان اقامتی مناسب پیدا کردیم و برای خوردن صبحانه و بازدید شهر بیرون رفتیم. خسته نبودیم چون شب قبل توی قطار برای ندیدن فضای قطار که خود داستانی داره خوابیده بودیم. ما بدون هیچ برنامه خاصی به حیدرآباد به عنوان شهری گذری برای رفتن به چنای یا همون مدرس رفته بودیم اما بادیدن شهر و جاذبه ها و خاص بودنش نظرمون عوض شد و حتی بعدش پشیمون شدیم که چرا بیشتر نموندیم.

مقابل میدان راه آهن شهر حیدرآباد، مکانی که برای این پرندگان غذا و سایه بان بود.
( نشانه ای از شهر مسلمانان)
![]()
میدان ورودی باغ وحش
با توجه به اینکه دخترم ترنج همراهمون بود الویت بازدید باغ وحش در صدر انتخاب جاذبه ها قرار گرفت. البته می گفتند که از نظر مساحت این باغ وحش جزء بزرگترین باغ وحش های هند است ( حدود 20 هکتار).هزینه ورودی باغ وحش 10 روپیه بود اما برای دوربین های عکاسی و فیلم برداری هم مبلغی حدود 20 روپیه دریافت می کردند.

قسمت سمت چپ نقشه مربوط به بخش سافاری بود که با ماشین های مخصوص به دیدن حیواناتی مثل شیر و ببر و ... می بردند. که ما قصد بازدید داشتیم اما با کلی معطلی و منتظر موندن، ناچاراً انصراف دادیم.





گروهی از دختران نوجوان که خیلی پرشور و با هیجان بودند .

تمام مسیرهای بازدید پر بود از بچه های مدرسه ای که در گروه های مختلف سنی برای دیدن باغ وحش اومده بودند.

با توجه به بزرگ بودن فضای این مجموعه، دوچرخه هایی برای کرایه کردن وجود داشت که ما از اون خیلی استقبال کردیم و تمام باغ وحش رو دور زدیم. البته قطار و خودروهای برقی هم برای تردد بود که باید از اول ورودی سوار می شدی و خیلی کلی و سریع همه جا رو می دیدی که هیجان دوچرخه و فرصت عکاسی رو از ما می گرفت.

در مجموع حدود 4 ساعتی رو در باغ وحش سرگرم بودیم. اکثر حیوانات رو داشت و فضاسازی اون ها خیلی طبیعی و بکر بود. ولی باز هم اغلب حیوان ها بی حال و بی رمق بودن و باز هم حس اسارت رو داشتن. اونجا بود که دلم خیلی به حال حیوان های باغ وحش های ایران سوخت که توی یک چهار دیواری آهنی اسیر هستند.

گردشگري عنصر بزرگ دنياي مدرن است و این صنعت به عنوان بزرگترين و متنوع ترين صنعت در دنيا شناخته می شود.