قهوه خانه،یادگاری از ایران قدیم
قهوهخانه معمارنژاد : این قهوهخانه در خیابان ایران نبش کوچه روحی قراردارد، که قبلاً نانوائی شاطر عابدین در اینجا بوده که پنجاه و پنج سال پیش پدر آقای مهدی معمار نژاد نانوائی را خرید و ساختمان آن را خراب کرد و این قهوهخانه را به جای آن ساخت. آرایههای فضای داخلی ساختمان و مجموعه علامت و پرده درویشی و تابلوهای نقاشی و عکس های پهلوانان نامی و اشیاء کهنه و قدیمی حال و هوائی از فرهنگ سنتی به فضای قهوهخانه داده است.
قهوهخانه قاسم گوسفندی : این قهوهخانه در بازارچه شاهپور در کوچه جلوخان معیرواقع است. صاحب قهوهخانه پهلوان قاسمپور بود که در حدود 50 سال پیش آن را پر پا کرد. که پس از مرگ او دو پسرش علی و احمد حدود 25 سال است که گرداندن قهوهخانه را بر عهده دارند. قهوهخانه در فضائی سرپوشیده به مساحت یک صد متر مربع است . از آرایههای معماری سنتی و نقاشی های قهوهخانهای در آن نشان و اثری نیست، به طوری که میگویند در گذشته برنامههای نقالی و شاهنامهخوانی، و در شبهای ماه رمضان مراسم ترنابازی در آن برگزار میگردیده است.
قهوهخانه حسین مهدی : این قهوهخانه حدود 35 سال پیش در محله صابون پز خانه در باغ فردوس، بازارچه بازارچه حاج غلام علی، چهر راه پادرخت بر پا شد. گرداننده این محل آقای حسینپور صحت است . از آرایههای ویژه فضای درونی این قوهخانه یک تابلوی نقاشی حضرت ابوالفضل و یک علامت 13 تیغه فولادی و عکس هائی از پهلوانان و داشمشتی ها و لوطی های یکه بزن صابونپز خانه است.
قهوهخانه اختیاریه : که به قهوهخانه علی مشد عزیزمعروف است، در ضلع غربی و در دهانه خیابان جنوبی میدان اختیاریه قرار دارد. پهلوان علی مشد عزیز (رحیمیان) حدود سال های 1339ـ1340 شمسی این قهوهخانه را راهانداخت. او از زورخانهکاران محله رستم آباد و از پیشکسوتان ورزش باستانی و صاحب زنگ بود در شانزده سالگی به کار قهوهچیگری و زورخانهداری پرداخت و در بازارچه رستمآباد زورخانه و قهوهخانهای دایر کرد. قهوهخانه دارای یک فضای سرپوشیده و یک فضای باز است. فضای باز آن قبلاً بسیار بزرگ بوده و باغچههائی پر از درخت داشته است. هنوز هم چند درخت کهنسال تنومند از آن زمان در حیاط قهوهخانه باقی مانده است. تالار سرپوشیده آن از آغاز ساده و بی گچبری و کاشی کاری بوده و هنوز هم چنین است. از آرائههای کنونی قهوهخانه یک تابلوی نقاشی رنگ روغنی از یک قهوهخانه سنتی پر مشتری نقالدار و چند وصله اسباب ورزش زورخانه مانند "سنگ" و " میل " و " کباده " و . . . بوده است. عکس هائی از پهلوانان کشتی و زورخانهکاران و زورمندان و جاهلان محلههای مختلف تهران نیز زینت بخش دیوارهای فضای سرپوشیده است.
قهوهخانه در آغاز همانگونه كه از نامش پيداست، جاي قهوهنوشي بود. با آمدن چاي به ايران و كشت اين گياه در بعضي از مناطق شمالي ايران و ذائقهپذير شدن طعم چاي دم كرده ميان مردم، كمكم چاي جاي قهوه را در قهوهخانه گرفت. از نيمه دوم قرن سيزدهم هجري چاينوشي در قهوه خانه ها معمول شد. ليكن نام قهرهخانه همچنان بر آنها باقي ماند. در دوره قاجار، به خصوص دورة پادشاهي ناصرالدين شاه زمينه براي گسترش قهوهخانه در شهرهاي بزرگ، از جمله شهر تهران، فراهم گرديد. با ريشه گرفتن قهوهخانه در متن جامعه و ميان توده مردم و توسعه آن در شهرها قهوهخانه توانست به صورت يك واحد صنفي فعال با كاركرد اجتماعي ـ فرهنگي ويژه و مشخصي خودنمايي كند پيش از پا گرفتن قهوه خانه هاي عمومي در شهرهاي ايران، در دربار پادشاهان صفوي آبدارخانههايي بود كه در آنها قهوه ميريختند و به درباريان و مهمانان آنان مينوشانيدند. همراه با رسم قهوهپزي در دربار صفوي، شغل قهوهچيگري نيز پديد آمد و از مناصب مهم درباري شد. قهوهچيان را از لحاظ نوع قهوهخانهاي كه ميگرداندند و چگونگي كار و وظيفهشان ميتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
1. قهوهچيان شهرها :
كه در هر محله و كوچه و گذر، يا درهر بازار و بازارچه و سرايي قهوهخانهاي داشتند، قهوهخانههايشان محل تجمع صنفهاي مختلف بود. در هر يك از اين قهوهخانهها كارگراني بودند كه قهوهچي ها را در گرداندن قهوهخانه و عرضه خدمات به مردم كمك ميكردند، مانند كارگرهاي “پاي بساط“، “جارچي“، “قندگير“، “استكانشوي“، “قليان چاقكن“ يا “سرچاقكن“، “آتش بيار“ و “ديزيپز“. هر يك از حمام هاي عمومي معتبر شهرها نيز قهوهخانه يا آبدارخانهاي داشت كه آن را يك قهوهچي يا يك قلياندار يا يك غلام قهوهچي ميگرداندند و از مشيريان با چاي و قليان و چپق پذيرايي ميكردند.
2 . قهوهچيان قهوه خانه هاي خصوصي :
در دوره صفوي در دربار پادشاهان كساني به نام “قهوهچي باشي“ آبدارخانة دربار را ميگرداندند. در عهد ناصرالدين شاه نوشيدن قهوه و چاي، هر دو در دربار و خانههاي بسياري از روحانيان، اعيان و رجال درباري معمول شد كه اينان آبدارخانهها يا قهوهخانههايي در دربار و خانههاي خود برپا كرده بودند. در اين آبدارخانهها، قهوهچيان و قليان چاقكنان ماهر با منصب هاي قهوهچي، غلام قهوهچي و قلياندار و قهوهچي باشي يا آبدارباشي به كار گمارده شده بودند.
3. قهوه چيان قهوه خانه هاي موقت :
به هنگام عزاداري ها و روضهخواني هاي بزرگ، به خصوص عزاداري هاي سالار شهيدان، امام حسين (ع)، در دهة محرم و اربعين حسيني در ماه صفر، و در مجالس عروسي و ميهماني هاي بزرگ، مانند وليمة بازگشت از سفر حج یا ختنهسوران، و اجتماع هاي صنفي و سياسي قهوهخانههايي در طول ايام گردهمايي ها برپا ميشد. اين قهوهخانهها در خانهها و تكيهها و مساجد داير بود.
4. قهوه چیان دوره گرد :
قهوهچيرگي دورهگرد يا سيار يكي از شغل هاي سرپايي رايج در شهرها بود. قهوهچيان دورهگرد بساطي ساده و جمع و جور داشتند. اين گروه قهوهچي، قهوه يا چاي را به كوچه و بازار ميبردند و در محل تجمع كارگران و پيشهوران و كسبه بساط ميافكندند و از راه فروش قهوه و چاي زندگي را ميگذراندند.
قهوه خانه در جامعه ايران، تحول و دگرگوني بزرگي در شكل گردهمايي هاي مردم و شيوة گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرمي هاي آنان فراهم آورد. مردم از هر قشر و گروه هر روز پس از دست كشيدن از كار روزانه، و در ايام و اوقات بيكاري در قهوهخانهها جمع ميشدند و ساعتها به گفت وگو با هم و تبادل نظر درباره كارهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي ميپرداختند. در مجالس شبانة قهوهخانهها، به خصوص شب هاي ماه رمضان كه آيين هاي سخنوري و مرثيهسرايي و نقالي و شاهنامهخواني و بازيهاي قهوهخانهاي در آن برگزار ميشد، معمولاً جمع زيادي از اهالي محل و مردم محلههاي ديگر شركت ميكردند و در يك محفل انس و دوستي و فضاي فرهنگي و ادبي با هم ارتباط برقرار ميكردند قهوهخانه كه تا چند دهة پيش كانون نشر و ترويج فرهنگ سنتي و دستاوردهاي ادبي و هنري گذشتگان ما بود و توانسته بود تاحدي يادمان هاي گذشته را در جامعه ايران و ميان عامه مردم زنده و پايدار نگه دارد كمكم كاركرد خود را از دست داد و صرفاً به محلي براي نوشيدن چاي و خوردن صبحانه و ناهار، و رفع خستگي درآمد و در زمان حاضر با رونق فرهنگ غربي در ميان ايرانيان و با جايگزين شدن ساندويچ فروشي ها، كافي شاپ ها و...، قهوه خانه ها متروك شدند و ديگر هيچ اثري از آن قهوهخانهها در زندگي اجتماعي ايرانيان مشاهده نميشود مگر در برخي روستاها كه هنوز بافت سنتي آنها دست نخورده باقي مانده است. در سال هاي اخير برخي از افراد با ذوق در تهران و بعضي شهرهاي ديگر ايران اقدام به بازسازي قهوهخانههايي با حفظ بافت سنتي آن كردهاند، براي نمونه ميتوان از قهوهخانه سنتي آذري نام برد كه بازسازي آن براساس طرحي بر پايه مدارك و اسناد تاريخي و اطلاعات شفاهي صاحبنظران و مطلعان تهيه شده است. در بازسازي و تركيببندي فضاها و نماها و آرايهها كوشش شده تا عمدتاً از آجر و كاشي و سنگ و چوب و گچ و كاهگل استفاده شود تا بر اثر آميختگي اين نوع مصالح با هم در فضاها بافتي از معماري سنتي قهوهخانههاي قديم در چشم بينندگان تجلي يابد. فضاهاي ساختمان قهوهخانه با مجموعهاي از پرده و تابلوي نقاشي، شمايل حضرت اميرالمومنين علي (ع)، عكس هاي پهلوانان، اسباب و اشياي قديم و زينتي، اسباب و اشياي مذهبي و گل و گلدان آرايش شده است. لباس كاركنان قهوهخانه، از قهوهچي و بساطدار و جارچي گرفته تا چاي بده و ديزيپز و استكان جمعكن؛ لباسي است همشكل طرح لباس ها از شكل لباس هاي رايج مردم و قهوهچيان در اواخر دوره قاجار و اوايل دورة پهلوي برگرفته شده است.
شكل ساختمان قهوهخانه در ايران برمبناي طرح و الگوي يگانه و مشخصي نبوده است.در طول چهارصد سال كه از پيدايش قهوهخانه در سرزمين ايران ميگذرد، معماري ساختمان آن در مقطع هاي تاريخي و در هر شهر و دياري به شكل هاي گوناگوني بوده است. بناي بيروني و بناي فضاي دروني ساختمان سرپوشيده قهوهخانههاي هر شهر معمولاً متأثر از ويژگي هاي بافت كلي معماري ساختمان ها و فرهنگ مردم و نيارهاي اجتماعي جامعه آن شهر بوده است. آرايههاي معماري و تزئيني داخل فضاي قهوهخانهها نيز كم و بيش ذوق و هنر فرهنگي مردم آن عصر را بیان ميكند.در عين حال بخش هاي خدماتي و فرهنگي و هنري قهوهخانهها، كه كاربردي مشابه و مشترك داشته، تقريباً يكسان هستند.قهوهخانههاي بزرگ شهرها داراي فضاي سربازي براي پذيرائي مشتريان در فصل هاي گرم هستند، كه عموماً درختكاري و گلكاري شده هستند و حوض يا حوضچههائي اند كه آب جوي يا قنات شهر در آن جاري بود. كه اين فضاي باز را اصطلاحاً " باغچه " قهوهخانه ميناميدند.
شكل بنای قهوهخانه :
معماري فضاي سرپوشيده تعداد زيادي از قهوهخانه سنتي و معتبر قديمي تقليدي است سبك و شيوه معماري بينه حمام هاي سنتي قديم ايران، ساختماني معمولاً با يك ورودي و طاق گنبدي ضربي و ستون هاي سنگي يا آجري. سكوها يا صفههاي دورادور خشت و گلي و جاكفشي هاي زير سكوها با دهانههاي قوسي يا جناغي هستند.فضاي بالاي سكوها كه به آن ازاره ميگويند تا يك متر با كاشي هاي نقشدار که نقش آنها برجسته است، پوشيده شدهاند و يك حوضچه سنگي يا كاشي به شكل چند ضلعي در وسط ساختمان با يك يا چند فواره و سنگاب در درون و اطراف آن وجود دارد.يك سكوي گرد يا چند ضلعي هم در ميان ساختمان يا يك سكوي نيمگرد در كنار ديوار آن براي نقالي و شاهنامه خواني تعبيه ميشده است، كه اين سكو معمولاً از آجر يا از تخته و الوار بوده كه ارتفاع آن نيم متر بلندتر از كف زمين ساخته ميشد. بلوکباشی،"علی.قهوهخانههای ایران".دفترپژوهش های فرهنگی، صفحه 16 الی 25، (سال1375)
آرايهبندي نماها در قهوهخانه :
آجركاري و كاشيكاري :
نماي سردر ورودي قهوهخانه و فضاي داخلي ساختمان سرپوشيده بعضي از قهوهخانههاي قديمي و سنتي را معمولاً با آجرهاي ساده و معمولي يا آجرهاي تراشيده و نقشدار و يا با سنگ و گچ و كاشي تزئين ميكردند.از اره دورادور سكوهاي ساختمان سرپوشيده را تا ارتفاع يك يا يكنيم متر با كاشي هاي نقشدار كاشيكاري ميكرند. نقش ها بيشتر روي زمينه لاجوردي و برجسته بود و صحنههاي رزم و بزم و صورت ها و پيكرههائي از پهلوانان اساطيري و حماسي شاهنامه را به تصوير ميكشيد كه امروزه اين نشانهها در تزئينات قهوهخانه كمرنگتر شده است.
ديوارنگارهها :
از آرايهبندي هاي معمول در فضاهاي سرپوشيده قهوهخانه ها نقش و نگارينه كردن روي ديوارها و جرزها و ديوار توي رف ها و طاقچههاي توي تالارپذيرائي بود.كه اين ديوارنگارهها بيشتر چهرههاي پهلوانان و پادشاهان و صحنههاي هيجان انگيز اسطورههاي حماسي و قهرمانان شاهنامه فردوسي را زنده ميكردند.تصاويري مثل" كشته شدن ديو سپيد به دست رستم" و " گذشتن سياوش از روي آتش" و " كشته شدن سهراب به دست رستم " اينگونه نقاشي هاي ديواري بر سر دروازههاي بعضي شهرها و بر سردر سراها و كاروانسراها و سردر ورودي حمامها و فضاي دروني زورخانهها نيز مشاهده ميشود مضامين اين نقاشي ها عامل نيرومندي در پيوند قهوهخانهنشينان با فرهنگ گذشتگان و آموزش خوي و رفتار پهلواني به مردم بود.بعضي از قهوهخانهها به جاي نقوش روي ديوار از پردهها و تابلوهاي نقاشي شده استفاده ميكنند. فلاحی،کیومرث«گشتی در قهوهخانهها و نگاهی به نمایش های سنتی»،ایران زمین،نشریه معاونت امورسیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شماره 4و5 ، تابستان 1372
گردشگري عنصر بزرگ دنياي مدرن است و این صنعت به عنوان بزرگترين و متنوع ترين صنعت در دنيا شناخته می شود.