در قديم در گوشه و كنار شهرهاي ايران و در سر راه ها و منزلگاه هاي ميان شهري قهوه ‏خانه‏ هايي داير بود. قهوه‏ خانه‏ هاي قديم درون شهري بهترين و جذاب‏ترين اماكن عمومي شهرها براي گذراندن اوقات فراغت بودند. هر يك از آنها معمولاً محل اجتماع و پاتوق گروهي از قشرها و صنف هاي گوناگون بود.قهوه‏ خانه ‏هاي سرراهي يا ميان جاده‏اي كه به آنها چايخانه هم مي‏گفتند، اكثراً سرپناه هايي براي استراحت و رفع خستگي مسافران خسته و ماندة بين راهي بود. اين قهوه‏خانه‏ها معمولاً به دسته و صنفي خاص اختصاص نداشتند و مشتريان آنها رهگذراني بودند كه براي نوشيدن چاي و كشيدن قليان و خوردن صبحانه يا ناهار و يا شام به اين قهوه‏خانه‏ها مي‏رفتند.نخستين قهوه ‏خانه‏ ها در ايران در دوره صفويان، و به احتمال زياد در زمان سلطنت شاه طهماسب (930-984ه . ق)، در شهر قزوين پديد آمد و بعد در زمان شاه عباس اول (996 ه . .ق ) در شهر اصفهان توسعه يافت، که بیشتر در خیابان چهارباغ  و بازارهای منتهی به میدان نقش جهان و بازار قیصریه قرار داشتند، به نام های عرب، بابافراش، حاج یوسف، باباشمس و . . .  در زمان ناصرالدین شاه قاجار تهران از عمده‌ترین شهرهای پر قهوه‌خانه  ایران به شمار می‌رفت، که بعضی از آنها را آدم های نام و رسم‌داری می‌گرداندند. قهوه‌خانه‌های تهران بیشتر در ناحیه بازار و خیابان‌های اطراف آن  و محله‌ها و گذرهای پرجمعیت قرارگرفته بودند، که معتبرترین آنها عبارتند بودند از قهوه‌خانه آینه و قنبر در ناسرخسرو، یوزباشی در پشت شمس‌العماره، سنگتراش ها در بازار مسجد جامع، سرچشمه در محله سرچشمه، تلمبه در کوچه مروی، آسیدعلی در خیابان سعدی شمالی و . . . با همه اینها هنوز در گوشه و کنار شهر تهران، و در بعضی محله‌ها و گذرهای قدیمی تهران قهوه‌خانه‌هائی است که انگ پنجاه، شصت سال پیشینه و سنت را بر پیشانی خود دارند. در این قهوه‌خانه‌ها هنوز کم و بیش بعضی از رفتارهای سنتی ـ فرهنگی حفظ شده، و گهگاه برنامه‌های نقالی و شاهنامه‌خوانی و بعضی مراسم مذهبی در آنها اجرا می‌شود.که تعدادی از آنها عبارتند از :

 قهوه‌خانه معمارنژاد : این قهوه‌خانه در خیابان ایران نبش کوچه روحی قراردارد، که قبلاً نانوائی شاطر عابدین در اینجا بوده که پنجاه و پنج سال پیش پدر آقای مهدی معمار نژاد نانوائی را خرید و ساختمان آن را خراب کرد و این قهوه‌خانه را به جای آن ساخت. آرایه‌های فضای داخلی ساختمان و مجموعه علامت و پرده درویشی و تابلوهای نقاشی و عکس های پهلوانان نامی و اشیاء کهنه و قدیمی حال و هوائی از فرهنگ سنتی به فضای قهوه‌خانه داده است.

  قهوه‌خانه قاسم گوسفندی : این قهوه‌خانه در بازارچه شاهپور در کوچه جلوخان معیرواقع است. صاحب قهوه‌خانه پهلوان قاسم‌پور بود که در حدود 50 سال پیش آن  را پر پا کرد. که پس از مرگ او دو پسرش علی و احمد حدود 25 سال است که گرداندن قهوه‌خانه را بر عهده دارند. قهوه‌خانه در فضائی سرپوشیده به مساحت یک صد متر مربع است . از آرایه‌های معماری سنتی و نقاشی های قهوه‌خانه‌ای در آن نشان و اثری نیست، به طوری که می‌گویند در گذشته برنامه‌های نقالی و شاهنامه‌خوانی، و در شبهای ماه رمضان مراسم ترنابازی در آن برگزار می‌گردیده است.

  قهوه‌خانه حسین مهدی : این قهوه‌خانه حدود 35 سال پیش در محله صابون پز خانه در باغ فردوس، بازارچه  بازارچه  حاج غلام علی، چهر راه پادرخت بر پا شد. گرداننده این محل آقای حسین‌پور صحت است . از آرایه‌های ویژه فضای درونی این قوه‌خانه یک تابلوی نقاشی حضرت ابوالفضل و یک علامت 13 تیغه فولادی و عکس هائی از پهلوانان و داشمشتی ها و لوطی های یکه بزن صابون‌پز خانه است.

  قهوه‌خانه اختیاریه : که به قهوه‌خانه علی مشد عزیزمعروف است، در ضلع غربی و در دهانه  خیابان جنوبی میدان اختیاریه قرار دارد. پهلوان علی مشد عزیز (رحیمیان) حدود سال های 1339ـ1340 شمسی این قهوه‌خانه را راه‌انداخت. او از زورخانه‌کاران محله رستم آباد و از پیشکسوتان ورزش باستانی و صاحب زنگ بود در شانزده سالگی به کار قهوه‌چیگری و زورخانه‌داری پرداخت و در بازارچه رستم‌آباد زورخانه‌ و قهوه‌خانه‌ای دایر کرد. قهوه‌خانه دارای یک فضای سرپوشیده و یک فضای باز است. فضای باز آن قبلاً بسیار بزرگ بوده و باغچه‌هائی پر از درخت داشته است. هنوز هم چند درخت کهنسال تنومند از آن زمان در حیاط قهوه‌خانه باقی مانده است. تالار سرپوشیده آن از آغاز ساده و بی گچبری و کاشی کاری بوده و هنوز هم چنین است. از آرائه‌های کنونی قهوه‌خانه یک تابلوی نقاشی رنگ روغنی از یک قهوه‌خانه سنتی پر مشتری نقالدار و چند وصله اسباب ورزش زورخانه مانند "سنگ" و " میل " و " کباده " و . . . بوده است. عکس هائی از پهلوانان کشتی و زورخانه‌کاران و زورمندان و جاهلان محله‌های مختلف تهران نیز زینت بخش دیوارهای فضای سرپوشیده است.

 قهوه‏خانه در آغاز همان‏گونه كه از نامش پيداست، جاي قهوه‏نوشي بود. با آمدن چاي به ايران و كشت اين گياه در بعضي از مناطق شمالي ايران و ذائقه‏پذير شدن طعم چاي دم كرده ميان مردم، كم‏كم چاي جاي قهوه را در قهوه‏خانه گرفت. از نيمه دوم قرن سيزدهم هجري چاي‏نوشي در قهوه‏ خانه‏ ها معمول شد. ليكن نام قهره‏خانه همچنان بر آنها باقي ماند. در دوره قاجار، به خصوص دورة پادشاهي ناصرالدين شاه زمينه براي گسترش قهوه‏خانه در شهرهاي بزرگ، از جمله شهر تهران، فراهم گرديد. با ريشه گرفتن قهوه‏خانه در متن جامعه و ميان توده مردم و توسعه آن در شهرها قهوه‏خانه توانست به صورت يك واحد صنفي فعال با كاركرد اجتماعي ـ فرهنگي ويژه و مشخصي خودنمايي كند پيش از پا گرفتن قهوه‏ خانه ‏هاي عمومي در شهرهاي ايران، در دربار پادشاهان صفوي آبدارخانه‏هايي بود كه در آنها قهوه مي‏ريختند و به درباريان و مهمانان آنان مي‏نوشانيدند. همراه با رسم قهوه‏پزي در دربار صفوي، شغل قهوه‏چيگري نيز پديد آمد و از مناصب مهم درباري شد. قهوه‏چيان را از لحاظ نوع قهوه‏خانه‏اي كه مي‏گرداندند و چگونگي كار و وظيفه‏شان مي‏توان به چهار دسته تقسيم كرد:

1. قهوه‏چيان شهرها :

كه در هر محله و كوچه و گذر، يا درهر بازار و بازارچه و سرايي قهوه‏خانه‏اي داشتند، قهوه‏خانه‏هايشان محل تجمع صنفهاي مختلف بود. در هر يك از اين قهوه‏خانه‏ها كارگراني بودند كه قهوه‏چي ها را در گرداندن قهوه‏خانه و عرضه خدمات به مردم كمك مي‏كردند، مانند كارگرهاي “پاي بساط“، “جارچي“، “قندگير“، “استكان‏شوي“، “قليان چاق‏كن“ يا “سرچاق‏كن“، “آتش بيار“ و “ديزي‏پز“. هر يك از حمام هاي عمومي معتبر شهرها نيز قهوه‏خانه يا آبدارخانه‏اي داشت كه آن را يك قهوه‏چي يا يك قلياندار يا يك غلام قهوه‏چي مي‏گرداندند و از مشيريان با چاي و قليان و چپق پذيرايي مي‏كردند.

2 . قهوه‏چيان قهوه‏ خانه‏ هاي خصوصي :

در دوره صفوي در دربار پادشاهان كساني به نام “قهوه‏چي باشي“ آبدارخانة دربار را مي‏گرداندند. در عهد ناصرالدين شاه نوشيدن قهوه و چاي، هر دو در دربار و خانه‏هاي بسياري از روحانيان، اعيان و رجال درباري معمول شد كه اينان آبدارخانه‏ها يا قهوه‏خانه‏هايي در دربار و خانه‏هاي خود برپا كرده بودند. در اين آبدارخانه‏ها، قهوه‏چيان و قليان چاق‏كنان ماهر با منصب هاي قهوه‏چي، غلام قهوه‏چي و قلياندار و قهوه‏چي باشي يا آبدارباشي به كار گمارده شده بودند.

3. قهوه‏ چيان قهوه ‏خانه ‏هاي موقت :

به هنگام عزاداري ها و روضه‏خواني هاي بزرگ، به خصوص عزاداري هاي سالار شهيدان، امام حسين (ع)، در دهة محرم و اربعين حسيني در ماه صفر، و در مجالس عروسي و ميهماني هاي بزرگ، مانند وليمة بازگشت از سفر حج یا ختنه‏سوران، و اجتماع هاي صنفي و سياسي قهوه‏خانه‏هايي در طول ايام گردهمايي ها برپا مي‏شد. اين قهوه‏خانه‏ها در خانه‏ها و تكيه‏ها و مساجد داير بود.

4. قهوه چیان دوره گرد :

قهوه‏چيرگي دوره‏گرد يا سيار يكي از شغل هاي سرپايي رايج در شهرها بود. قهوه‏چيان دوره‏گرد بساطي ساده و جمع و جور داشتند. اين گروه قهوه‏چي، قهوه يا چاي را به كوچه و بازار مي‏بردند و در محل تجمع كارگران و پيشه‏وران و كسبه بساط مي‏افكندند و از راه فروش قهوه و چاي زندگي را مي‏گذراندند.

 کارکرد قهوه‌خانه در جامعه ایران :

 قهوه‏ خانه در جامعه ايران، تحول و دگرگوني بزرگي در شكل گردهمايي هاي مردم و شيوة گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرمي هاي آنان فراهم آورد. مردم از هر قشر و گروه هر روز پس از دست كشيدن از كار روزانه، و در ايام و اوقات بيكاري در قهوه‏خانه‏ها جمع مي‏شدند و ساعتها به گفت وگو با هم و تبادل نظر درباره كارهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي مي‏پرداختند. در مجالس شبانة قهوه‏خانه‏ها، به خصوص شب هاي ماه رمضان كه آيين هاي سخنوري و مرثيه‏سرايي و نقالي و شاهنامه‏خواني و بازيهاي قهوه‏خانه‏اي در آن برگزار مي‏شد، معمولاً جمع زيادي از اهالي محل و مردم محله‏هاي ديگر شركت مي‏كردند و در يك محفل انس و دوستي و فضاي فرهنگي و ادبي با هم ارتباط برقرار مي‏كردند قهوه‏خانه كه تا چند دهة پيش كانون نشر و ترويج فرهنگ سنتي و دستاوردهاي ادبي و هنري گذشتگان ما بود و توانسته بود تاحدي يادمان هاي گذشته را در جامعه ايران و ميان عامه مردم زنده و پايدار نگه دارد كم‏كم كاركرد خود را از دست داد و صرفاً به محلي براي نوشيدن چاي و خوردن صبحانه و ناهار، و رفع خستگي درآمد و در زمان حاضر با رونق فرهنگ غربي در ميان ايرانيان و با جايگزين شدن ساندويچ‏ فروشي ها، كافي شاپ ها و...، قهوه‏ خانه ‏ها متروك شدند و ديگر هيچ اثري از آن قهوه‏خانه‏ها در زندگي اجتماعي ايرانيان مشاهده نمي‏شود مگر در برخي روستاها كه هنوز بافت سنتي آنها دست نخورده باقي مانده است. در سال هاي اخير برخي از افراد با ذوق در تهران و بعضي شهرهاي ديگر ايران اقدام به بازسازي قهوه‏خانه‏هايي با حفظ بافت سنتي آن كرده‏اند، براي نمونه مي‏توان از قهوه‏خانه سنتي آذري نام برد كه بازسازي آن براساس طرحي بر پايه مدارك و اسناد تاريخي و اطلاعات شفاهي صاحبنظران و مطلعان تهيه شده است. در بازسازي و تركيب‏بندي فضاها و نماها و آرايه‏ها كوشش شده تا عمدتاً از آجر و كاشي و سنگ و چوب و گچ و كاهگل استفاده شود تا بر اثر آميختگي اين نوع مصالح با هم در فضاها بافتي از معماري سنتي قهوه‏خانه‏هاي قديم در چشم بينندگان تجلي يابد. فضاهاي ساختمان قهوه‏خانه با مجموعه‏اي از پرده و تابلوي نقاشي، شمايل حضرت اميرالمومنين علي (ع)، عكس هاي پهلوانان، اسباب و اشياي قديم و زينتي، اسباب و اشياي مذهبي و گل و گلدان آرايش شده است.  لباس كاركنان قهوه‏خانه، از قهوه‏چي و بساط‏دار و جارچي گرفته تا چاي بده و ديزي‏پز و استكان جمع‏كن؛ لباسي است همشكل طرح لباس ها از شكل لباس هاي رايج مردم و قهوه‏چيان در اواخر دوره قاجار و اوايل دورة پهلوي برگرفته شده است.

  معماري قهوه‌خانه‌ای:

  شكل ساختمان قهوه‌خانه در ايران برمبناي طرح و الگوي يگانه و مشخصي نبوده است.در طول چهارصد سال كه از پيدايش قهوه‌خانه در سرزمين ايران مي‌گذرد، معماري ساختمان آن در مقطع هاي تاريخي و در هر شهر و دياري به شكل هاي گوناگوني بوده است. بناي بيروني و بناي فضاي دروني ساختمان سرپوشيده قهوه‌خانه‌هاي هر شهر معمولاً متأثر از ويژگي هاي بافت كلي معماري ساختمان ها و فرهنگ مردم و نيارهاي اجتماعي جامعه آن شهر بوده است. آرايه‌هاي معماري و تزئيني داخل فضاي قهوه‌خانه‌ها نيز كم و بيش ذوق و هنر فرهنگي مردم آن عصر را بیان مي‌كند.در عين حال بخش هاي خدماتي و فرهنگي و هنري قهوه‌خانه‌ها، كه كاربردي مشابه و مشترك داشته، تقريباً يكسان هستند.قهوه‌خانه‌هاي بزرگ شهرها داراي فضاي سربازي براي پذيرائي مشتريان در فصل هاي گرم هستند، كه عموماً درختكاري و گلكاري شده هستند و حوض يا حوضچه‌هائي اند كه آب جوي يا قنات شهر در آن جاري بود. كه اين فضاي باز را اصطلاحاً " باغچه " قهوه‌خانه مي‌ناميدند.

شكل بنای قهوه‌خانه :

معماري فضاي سرپوشيده تعداد زيادي از قهوه‌خانه سنتي و معتبر قديمي تقليدي است سبك و شيوه معماري بينه حمام هاي سنتي قديم ايران، ساختماني معمولاً با يك ورودي و طاق گنبدي ضربي و ستون هاي سنگي يا آجري. سكوها يا صفه‌هاي دورادور  خشت و گلي و جاكفشي هاي زير سكوها با دهانه‌هاي قوسي يا جناغي هستند.فضاي بالاي سكوها كه به آن ازاره مي‌گويند تا يك متر با كاشي هاي نقشدار که نقش آنها برجسته است، پوشيده شده‌اند و يك حوضچه سنگي يا كاشي به شكل چند ضلعي در وسط ساختمان با يك يا چند فواره و سنگاب در درون و اطراف آن وجود دارد.يك سكوي گرد يا چند ضلعي هم در ميان ساختمان يا يك سكوي نيم‌گرد در كنار ديوار آن براي نقالي و شاهنامه خواني تعبيه مي‌شده است، كه اين سكو معمولاً از آجر يا از تخته و الوار بوده كه ارتفاع آن  نيم متر بلندتر از كف زمين ساخته مي‌شد. بلوکباشی،"علی.قهوه‌خانه‌های ایران".دفترپژوهش های فرهنگی، صفحه 16 الی 25، (سال1375)

آرايه‌بندي نماها در قهوه‌خانه :

         آجركاري و كاشيكاري :

      نماي سردر ورودي قهوه‌خانه و فضاي داخلي ساختمان سرپوشيده بعضي از قهوه‌خانه‌هاي قديمي و سنتي را معمولاً با آجرهاي ساده و معمولي يا آجرهاي تراشيده و نقشدار و يا با سنگ و گچ و كاشي تزئين مي‌كردند.از اره دورادور سكوهاي ساختمان سرپوشيده را تا ارتفاع يك يا يك‌نيم متر با كاشي هاي نقشدار كاشيكاري مي‌كرند. نقش ها بيشتر روي زمينه لاجوردي و برجسته بود و صحنه‌هاي رزم و بزم و صورت ها و پيكره‌هائي از پهلوانان اساطيري و حماسي شاهنامه را به تصوير مي‌كشيد كه امروزه اين نشانه‌ها در تزئينات قهوه‌خانه كم‌رنگتر شده است.

      ديوارنگاره‌ها :

از آرايه‌بندي هاي معمول در فضاهاي سرپوشيده قهوه‌خانه ها نقش و نگارينه كردن روي ديوارها و جرزها و ديوار توي رف ها و طاقچه‌هاي توي تالارپذيرائي بود.كه اين ديوارنگاره‌ها بيشتر چهره‌هاي پهلوانان و پادشاهان و صحنه‌هاي هيجان انگيز اسطوره‌هاي حماسي و قهرمانان شاهنامه فردوسي را زنده مي‌كردند.تصاويري مثل" كشته شدن ديو سپيد به دست رستم"  و " گذشتن سياوش از روي آتش"  و " كشته شدن سهراب به دست رستم " اينگونه نقاشي هاي ديواري بر سر دروازه‌هاي بعضي شهرها و بر سردر سراها و كاروانسراها و سردر ورودي حمامها و فضاي دروني زورخانه‌ها نيز مشاهده مي‌شود مضامين اين نقاشي ها عامل نيرومندي در پيوند قهوه‌خانه‌نشينان با فرهنگ گذشتگان و آموزش خوي و رفتار پهلواني به مردم بود.بعضي از قهوه‌خانه‌ها به جاي نقوش روي ديوار از پرده‌ها و تابلوهاي نقاشي شده استفاده مي‌كنند. فلاحی،کیومرث«گشتی در قهوه‌خانه‌ها و نگاهی به نمایش های سنتی»،ایران زمین،نشریه معاونت امورسیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شماره 4و5 ، تابستان 1372